فرهنگ ایمنی؛چیستی وچرایی

نویسنده:محمد فریدن

 

 

این گفتار سعی دارد به معرفی عناصر اصلی مفهوم گسترده ای بنام فرهنگ ایمنی بپردازد.

 

فرهنگ سازمانی بر طبق تعاریف موجود  فرهنگ سازمانی عبارتست از’ مجموعه ارزشها,باورهاوالگوهای رفتاری مشترک بین اعضای یک سازمان که نهایتا شخصیت ورویه آن سازمان را معرفی می کند‘. به بیان دیگر رفتار و نگرش اعضای سازمان تابعی است از فرهنگ حاکم بر آن.هدف از ارایه این تعریف شناسایی مفهوم مشابه ووابسته ای بنام فرهنگ ایمنی است. فرهنگ ایمنی

 

از مجموعه تعاریف ارایه شده دراین باب چنین بر می آیدکه فرهنگ ایمنی ’بخشی از فرهنگ کلی حاکم برسازمان است که بررفتارهاونگرشهای اعضادرموردایمنی تاثیرمی گذارد وبه آن جهت می دهد‘.

 

جو ایمنی (safety climate) مفهومی جدا ولی وابسته به فرهنگ ایمنی است ومعمولابه عنوان لایه سطحی مفهوم عمیقتری بنام فرهنگ ایمنی درنظرگرفته می شود.بااین وجودمرزبین این دومفهوم(فرهنگ ایمنی و جو ایمنی) بدرستی روشن نیست ومحققین بسیاری این دو مفهوم را بجای هم بکار برده اند.

 

 فرهنگ ایمنی؛چرا؟در 60سال گذشته صنایع سعی کرده اندبه روشهای مختلفی آمارحوادث خودرا پایین بیاورند. همانطور که در نمودار ملاحظه می کنیداولین گام در این راه بهبود وضعیت سخت افزاری بود(استفاده ازحفاظهای مناسب,ماشینهاولوازم ایمن ترو...)گام بعدی که  دردهه های 60و70 میلادی مورد توجه قرارگرفت انتخاب افرادمناسب وآموزش,برقراری نظامهای تشویق وپاداش و... ومرحله سوم توجه به سیستمهای مدیریتی وبخصوص سیستمهای مدیریت ایمنی بود.  هریک ازاین گامهاآمارحوادث را تا مرحله ای که دیگربیش از آن امکان ندااشت,پایین آوردولی نهایتا به بنبست رسید.امروزه عقیده براین است که بیشتر حوادث وسوانح بواسته خطاهاوبی توجهی کارکنان بوجود می آید.بنابراین به نظر می رسدگام بعدی در جهت کاهش حوادث شغلی ایجاد یک فرهنگ ایمنی مناسب باشد. بدیهی است که بست وتوسعه فرهنگ ایمنی مناسب درمرحله اول موجب اصلاح رفتارهای فردی ونهایتا موجب کاهش خطاهای انسانی وحوادث می شود. فرهنگ ایمنی؛زیرساختهاامروزه تمایل زیادی برای ایجاد وتوسعه فرهنگ ایمنی مناسب در صنایع وجوددارد.اما به نظرمی رسدتارسیدن به شرایط ایده ال فاصله زیادی وجودداشته باشد.مثلا هنوزدربسیاری ازموارد تولیدبیشتر بر ایمنی ترجیح داده می شود.اما فرهنگی را فرهنگ ایمنی مثبت می نامیم؟ درپاسخ به این سوال باید بگوییم فرهنگ ایمنی مثبت و خوب ارزیابی می شود که: ·         مدیریت مرتبا از محیط کار بازدید می کندودرموردمسایل ومشکلات مربوط به ایمنی وبهداشت با                                              کارکنان مشورت می کند.·          اطلاعات جامع وکاملی د رموردایمنی دراختیار کارکنان قرار می گیرد.

·         کارکنان می توانند نظرات وپیشنهادات خود(درموردایمنی وبهداشت) را به راحتی وباعلم به اینکه   

 

عملی خواهد شد ارایه دهند.

·         ایمنی همیشه اولین اولویت کاری است,حتی اگرموجب توقف تولیدشود.

 

·         مسولین همیشه علل ایجاد حوادث وشبه حادثه هارابررسی می کنندونتایج رادراختیارکارکنان قرارمی      

دهند.

 

·         مسولین از مسایل  روز ایمنی وبهداشت بااطلاع هستند.

·         کارکنان آموزشهاو تجهیزات ایمنی متناسب با شغلشان را دریافت می کنند وبودجه کافی برای این امور درنظر گرفته می شود.

 

·         کارکنان تمایلی برای بروز رفتارهای غیر ایمن ندارند.

·         سیاست وخط مشی کلی ایمنی کاملا شفاف وصادقانه است و براساس مقصر دانستن افراد طراحی نشده است.

 

جوهمدلی وهمکاری درمحیط وجود دارد.

 

مدیریت پویا؛عامل اصلی ایجادیک فرهنگ ایمنی مثبت 

 

 اگرچه عوامل متعددی می تواننددرشکلدهی یک فرهنگ ایمنی مثبت موثرباشند,ولی ازنتایج تحقیقات انجام شده  چنین برمی ایدکه مدیریت کلیدی ترین عنصر درمقوله فرهنگ ایمنی به حساب می اید.مروروبررسی متون ومطالعات مربوط به فرهنگ ایمنی روشن می سازذکهبرداشت کارکنان ازمجموع نگرشهاورفتارهای مدیریت نسبت به ایمنی,تولید,برنامه ریزی و... یکی از مفیدترین عناصر برای سنجش فرهنگ یاجوایمنی یک سازمان می باشد.همچنین تحقیقات موید آنست که سطوح مختلف مدیریتی  روندهای ایمنی وبهداشت را ازجنبه های مختلفی تحت تاثیرقرارمی دهند,مثلا مدیران باتوجه به اهمیتی که برای ایمنی قایل می شوندوسرپرستان بواسطه نوع ارتباطشان با کارگران.