می دانیم فرهنگ ایمنی در یک سازمان ،  بیانگر نگرش کلی سازمان نسبت به ایمنی است، فرهنگ ایمنی مطلوب ، عاملی است که به موجب آن ، کلیه کار کنان ، اعم از مدیر عامل تا کارگران ساده ، متعهد می شوند که سهم عمده ای را در ایمنی خود و همکاران دیگر داشته باشند .

               شرکتی که در راه ایجاد یک فرهنگ مطلوب ایمنی قدم بر می دارد بایستی کارکنان در همه سطوح را تشویق نماید تا در موارد ذیل کوشا باشند.

<!--[if !supportLists]-->1-   <!--[endif]-->شرکت باید در بنا نهادن یک خط مشی و فرهنگ سازمانی خودش را وقف بکند. ( وقف در اینجا یک لغت کلیدی است.) این خط مشی و فرهنگ باید به همان صورت که به مسائل ، تولید، بهره برداری ، اجرا، سود، برنامه ریزی، فروش ، تحقیقات و سایر عوامل مهم در یک شرکت موفق می نگرد، به همان صورت نیز باید به مسئله ایمنی توجه کند.

<!--[if !supportLists]-->2-      <!--[endif]-->مدیریت شرکت باید یک چارچوب کار ایجاد بکند که در آن خط مشی ایمنی به طور مؤثر در سرتاسر شرکت تداوم یابد.

<!--[if !supportLists]-->3-   <!--[endif]-->رفتار ایمنی باید در ساختارهای سازمانی ، آرمان ها ، اهداف ، سیستم های پاداش و دیگر فرایندهای ضروری برای ادامه کار شرکت قرارداده شود. به عبارت دیگر باید برای پیشرفت ایمنی بها بگذارد و آن را مورد توجه قرار بدهد، به طوری که هر فرد متوجه شود که شرکت رفتار ایمنی را جدی می گیرد.

 

                             کارشناسان بر این باورند که ایمنی پیش از آنکه صرفاٌ جنبه عینی و اجرایی داشته باشد ، پدیده ای ذهنی است که ضرورت دارد در ذهن زندگی فردی و گروهی افراد ، جاگیر شود و این بدان معناست که ایمنی تعطیل بردا ر و فراموش شدنی نیست و ایمنی عین زندگی است.

                         اگر تمام موارد بالا انجام شود یک کار دیگر نیز خیلی مهم است : اولویت های شرکت باید تشخیص داده شود و ایمنی درست در رأس همه اولویت ها قرار بگیرد. نتیجتاً این بهترین تصمیمی است که مدیریت شرکت اتخاذ می کند . این تصمیم از نظر اخلاقی خوب است ، هم برای افراد خوب است  و هم از جهت قابلیت تولید و سود دهی خوب است و اساساً برای هر صاحب سهمی در شرکت خوب می باشد. به سه دلیل عمده باید به ایمنی اهمیت اساسی داده شود. اولاٌ و از همه مهم تر ، ما به عنوان انسان نمی توانیم بپذیریم که افراد جان خود را از دست بدهند و یا در عملیات صدمه و آسیب ببینند، مخصوصاً اینکه تقریباً می توان از بروز همه حوادث جلوگیری کرد . ثانیاً جامعه انتظار دارد که هر کاری به صورت ایمن انجام بگیرد و اگر چنین حاصل نشود مقامات قانونی به منظور بالا بردن سطح استاندارد وارد عمل خواهند شد. تالثاً ، ایمن بودن برای کسب و کار مفید است .

                      اگر چه ممکن است شرکتی موجود باشد که استاندارد های قابل قبول را رعایت نکند ، و در این امر ناسازگار و به دنبال نتایج به خصوصی باشد و در ضمن خودش را کمتر وقف عموم بکند، ولی یک استدلال صحیح به این اصل اساسی ختم می شود که عمل ایمن و شایسته ، کاری  خوب و ساده است . واضح است که یک ارتباط مستقیم بین مدیریت ایمنی خوب و مدیریت تجارت خوب وجود دار د. شرکت هایی با استاندارد های بالای ایمنی دارای عملکردهای  با استاندارد بالا نیز می باشند این در واقع جای تعجب نیست ، زیرا اقداماتی را که مدیریت برای به دست آوردن ایمنی انجام می دهد دقیقاً همان هایی هستند که برای کسب سودمندی در تجارت لازم می باشند.

               ابزارهایی را که مدیران برای بهبود ایمنی استفاده می کنند، همان ابزارهایی هستند که مدیران برای بهبود جنبه های دیگر تجارت استفاده می کنند . اینها شامل مواردی از قبیل تعیین اهداف ، نظارت  بر جریان کار ، تصمیم گیری تحقیقی، رسیدگی به مسائل مبهم و استماع به کارمندان در همه سطوح می باشند. برای مثال یکی از کلیدهای راهگشا در عملکردهای ایمن ، دستورالعمل های عملیاتی  هستند و مدیران باید این اطمینان را ایجاد کنند که دستورالعمل های حساس  شناسایی و ثبت شوند .با این حال، گسترش دستورالعمل های پسندیده و ایمن و همچنین امضاء کردن مدارک خوش شکل ، تازه اول کار است . در مرحله بعد مدیران باید تضمین کنند که دستور العمل ها  اجرا شوند.

             یکی از ابزارهای حصول ایمنی ، روش اساسی و فراگیر « ممیزی ایمنی » می باشد، که از رسیدگی های فنی  و مدیریتی دوره ای  و گسترده تا بازرسی های مکررسرپرستی را   شامل می گردد .مدیریت باید مرتباً مکان های عملیاتی را بازدید کند و آنها را مورد بررسی و تحقیق قرار دهد. شاید اپراتور ها دستورالعمل های لازم را دریافت نکرده باشند و یا در استفاده از آنها  آموزش  ندیده باشند. شاید دستورالعمل ها توسط شخصی در پشت میز نوشته شده که به عملیات ناآشنا بوده یا شاید اپراتورها ، دستورالعمل ها را دانسته و درک کرده باشند ولی این احساس و گمان در آنها ایجاد شده باشدکه اجرای آنها واقعاً اهمیتی ندارد. تنها  مدیران متعهد اینگونه مسائل را متوجه می شوند و آنها را اصلاح می نمایند.