مدل های مختلفی برای حادثه ارائه شده است که از آن جمله می توان مدل دومینو، مدل زابتاکیس، مدل فاکتورهای انسانی، مدل های اپیدمیولوژیکی، مدل های سیستمی، مدل پنیر سوئیسی، مدل سازی و ... را نام برد.


مدل فاکتورهای انسانی:

همانطور که بیان شد یکی از عوامل حادثه ساز اعمال نا ایمن می باشد. یعنی اینکه چرا افراد به صورتی رفتار کرده که خطرات رخ می دهند. مدل فاکتورهای انسانی بر این واقعیت استوار است که رفتارهای فردی تحت تاثیر دو فاکتور مختلف قرار می گیرند. یکی تمایلات درونی فرد به خطا است و دیگری شرایطی که القاگر خطا در فرد هستند. هنگامی که هر کدام از این فاکتورها و یا به همراه یکدیگر وجود داشته باشند و رویدادی نیز به صورت چاشنی رخ دهد، آنگاه خطر حضور پیدا می کند. اگر در حالی که خطر وحود دارد شرایط محیط کار نیز نامناسب باشند، نتیجتا حادثه ای رخ خواهد داد.تمایلات درونی شخص به خطا در واقع ویژگی های ذاتی فرد بوده که به علت ترکیب ساختمان فیزیکی و فیزیولوژیکی وی و همچنین محدودیت های مختلف شکل می گیرند

مدل استعداد حادثه سازی:

بر اساس این نظریه افرادی وجود دارند که به عللی بیش از دیگران مستعد حادثه می باشند. این نظریه در خلال جنگ جهانی اول مطرح و شهرت و مقبولیت زیادی یافت تا اینکه در دهه های 60 و 70 میلادی با مخالفت هایی روبرو گردید و دلایلی بر رد آن انتشار یافت. مغایر با آنچه سالهای متمادی تصور نی شد به نظر نمی آید مشخصات روانی – فیزیولوژیکی انسان در استعدد حادثه سازی نقش اصلی داشته باشد. گرچه نمی توان آن را کاملا هم نفی نمود.


تحقیقات بیشتر در این زمینه نشان داد عواملی که جنبه سرشتی نداشته بلکه جنبه اکتسابی یا تکوینی دارند. یکی از مهمترین عواملی که احتمال حادثه را زیاد می کند بیماری است. میان دفعات بیماری و حادثه همبستگی آماری وجود دارد. افرادیکه تحت تنش هستند و معتادین به الکل و مواد مخدر نیز بیشتر از افراد معمولی حادثه دارند. به هر حال قدر مسلم آن است که برخی از افراد بیشتر از دیگران مستعد حادثه هستند اما به نظر می آید این امر بیشتر جنبه اکتسابی دارد تا جنبه سرشتی.

مدل نظریه رفتار پس زده:

معمولا روانشناسان صنعتی به رضایتمندی از کار، غیبت، استعفا، حادثه و انجام کار رفتارهای کاری گویند. تحقیقات زیادی نشان داده است که بین این رفتارهای کاری همبستگی وجود دارد. کر[1] براساس آمارهایی که خود گردآوری کرده بود نشان داد که هر چه رضایتمندی افزایش یابد از میزان حوادث کاسته می شود. تحقیقات بعدی نشان می دهد که میان میزان استعفا و میزان حادثه از یک طرف و ساعات غیبت و میزان حادثه از طرف دیگر همبستگی مثبت وجود دارد. نتیجه این مطالعات نظریه رفتار پس زده را ارائه نمود.

بنا به نظریه هیل[2] و تریست[3] غیبت و استعفا نوعی از رفتار پس زده می باشند که معمولا با نارضایتی از کار همراه است. و فرد دیگر علاقه ای به حضور در محل کار از خود نشان نمی دهد. هیل تا آنجا پیش رفته است که می گوید این رفتار پس زدگی تا آن حد می تواند افزایش یابد که فرد به طور ناخودآگاه خود را در معرض حادثه بیفکند تا از محیط کار جدا شود. فقر، تشویش، بیم از افراد، بی عدالتی و مشکلات خانوادگی از عوامل خارج از محیط کار است که می تواند رفتار پس زدگی را تشدید نماید. ] 6 [

 

مدل کاتاستروفی:

براساس این مدل هر فرد در محیط کار خود ممکن است که دارای سه رفتار جذب[4]، رد[5] و بیچارگی[6] باشد. تغییرات از حالت جذب به رد و باالعکس به صورت جهشی و از هر یک از این دو رفتار به رفتار بیچارگی به طور پیوسته انجام می شود. براساس این مدل افرادی که رفتار جذب دارند کمتر دچار حادثه می شوند و افراد با رفتار بیچارگی و رد با حوادث بیشتری مواجه می شوند. ] 6 [

 مدل پنیر سویسی در مورد علت وقوع حوادث:

این مدل در سال 1997 توسط James Reason ارائه سد و بیانگر ای مطلب است که برای وقوع یک حادثه می بایست ترکیبی از خطاها و غفلت ها در سطوح مختلف سازمان رخ می دهد و همه این عوامل در یک خط قرار گیرند.

برخی از این عوامل نقایص موجود در فعالیت های انسان یا محیط کار و برخی دیگر مربوط به فاکتورهای مدیریتی یا طراحی ضعیف در سیستم است. بنابراین چنانچه در هر کدام از آنها ملاحظات لازم در نظر گرفته شود احتمال وقوع حادثه به مقدار زیادی کاهش خواهد یافت. طرح های سازمانی می تواند نقایص نهفته را در سطح مدیریتی کاهش دهد. اعمال نا ایمن با طراحی مناسب و نقایص رفتاری وروانشناسی نیز از طریق توجه به نوع وظیفه ای که به کارگر محول می شود، می توانند تحت کنترل قرار گیرند.

[1] : Kerr

[2] : Hill

[3] : Trist

[4] : Attachment

[5] : Detachment

[6] : Helplessness

[7] : Swiss cheese models