تاریخچه فن آوری ایمنی و قابلیت اطمینان

اگرچه مهندسی ایمنی/قابلیت اطمینان به عنوان یک رشته علمی یکپارچه توسعه نیافته است، اما مجموعه فعالیت هایی که سابقاً زیر مجموعه مهندسی می دانستند را توسعه داده است. چون هیچ فعالیت بشری خالی از ریسک نبوده، و هیچ تجهیزاتی نیز بدون خطا نمی باشد، فن آوری ایمنی برای بهینه نمودن ریسک رشد کرده است. این تلاش به منظور متعادل نمودن ریسک در برابر عواید فعالیت ها و هزینه های کاستن بیشتر میزان ریسک می باشد.همینطور، مهندسی قابلیت اطمینان، در مراحل اولیه طراحی بدنبال طرحی بود که هزینه خطای کاستن در برابر ارزش بهینه سازی را متعادل نماید.

واژه مخفف RAMS من بعد به منظور آسان نمودن استفاده از قابلیت اطمینان، در دسترس بودن، نگهداشت پذیری و ایمنی استفاده می شود.

 داده های نقص

طی تاریخ مهندسی، بهبود قابلیت اطمینان (رشد قابلیت اطمینان هم نامیده می شود) به عنوان نتایج طبیعی تحلیل خرابی برای مدت مدیدی خصیصه اصلی توسعه بوده است. این اصول "آزمایش و خطا" بسیار پیش از توسعه رویه های جمع آوری داده و تحلیل معمول بکار برده است، زیرا خطا معمولاً خود آشکار بوده و منجر به طراحی تغییرات اصلاحی می شود.

طراحی سیستم های مرتبط با ایمنی (مثلاً، سیستم های هشدار خطوط ریلی)تا حدی به ظهور فن آوری های جدید دارد اما بیشتر به تجربیاتی متکی می باشد که از خطاها حاصل شده اند. کاربرد فن آوری در حوزه بلایا ملزوم استفاده بردن از تجربیات حاصل از این حوزه ها بوده تا میزان توسعه قابلیت اطمینان را به حداکثر برساند. با این همه، تمام محصولات مهندسی درجه ای از رشد قابلیت اطمینان، همانطور که در بالا اشاره گردید، حتی بدون برنامه های توسعه ای نشان می دهند.

طراحی های مربوط به قرون نوزده و اوایل بیست بسیار کمتر تحت فشارهای زمانبدی و هزینه قرار داشتند. بنابراین، در بسیاری از موارد، به سبب تکرار زیاد در طراحی، قابلیت اطمینان سطح بالایی کسب می گردید. نیاز به تکنیک های ارزیابی قابلیت اطمینان طی طراحی و توسعه شناخته نشدند. بنابراین، ارزیابی خطا در مولفه های مهندسی ، آنطور که امروزه هستند، برای استفاده از تکنیک های پیش بینی ضروری نبوده و در نتیجه انگیزه ای برای جمع آوری اطلاعات نقص ها حس نمی شد.

فاکتور دیگر ایکه با پیش رفتن در این قرن، اجزاء ساختمان به تنهایی در یک محیط "صنعتی" تولید می شدند. تولید زیاد و نیاز به نظارت برای استاندارد بودن قطعات بکار برده نمی شد و یک مفهوم معتبر برای میزان تکرار نقص اجزا وجود نداشت. در نتیجه، قابلیت اطمینان هر محصول بیشتر به تجربه و استادی تولید کننده بستگی داشت که با "ترکیب" قابلیت اطمینان قطعات معین می شد.   

با این همه، تولید انبوه قطعات استاندارد از اوایل این قرن مد نظر قرار داشته است. تحت این شرایط آیتم های خراب در پروسه تولید با استفاده از بازرسی و آزمایش به آسانی قابل شناسایی بودند و کنترل قابلیت اطمینان با استفاده از پروسه های کنترل کیفیت امکان پذیر شده بود.

ظهور عصر الکترونیک بدنبال جنگ جهانی دوم که مصادف بود با تقاضای انبوه قطعات با ابعاد و پارامترهای متنوع، سرعت یافت. تجربه در زمینه قابلیت اطمینان پایین تجهیزات نظامی طی دهه های 1940 و 1950 توجهات از سمت داده های مبتنی بر آزمون و خطا به سمت نیاز به متدهای رسمی یا مهندسی قابلیت اطمینان جلب نمود. بانک های داده های خطایی در اواسط دهه 1960 و به دنبال تلاش در سازمان هایی چون UKAEA (سازمان انرژی اتمی انگلیس) و RRE (تشکیلات رادار سلطنتی، انگلیسی) و RADC (شرکت توسعه هوایی روم، ایالات متحده) بوجود آمدند.

این جمع آوری داده ها دستی و شامل محاسبه نسبت داده های شایع، فهرست گیری از نوع کالاهای انبار و ثبت ساعات کارکرد می باشد. این کار با ظهور تکنیک های مدلسازی پیش بینی قابلیت اطمینان که نیازمند داده های مرتبط با میزان خرابی قطعات به عنوان ورودی در معادله پیش بینی می شد انجام گرفت.

 

منبع : بخشی از کتاب reliability , maintainability and risk