عوامل مؤثر بر ریسک پذیری?>?>?>

(قسمت اول)

دکتر شیرازه ارقامی

 

مقدمه

مطالعات رفتار سازمانی نشان می دهند که محیط کار یک ارتباط پویا و متقابل میان افراد پدید می آورد و بخشی مهم از محیط اجتماعی آنها را فراهم می سازد. بنابراین مسوولیت پذیری کارکنان بیش از چهارچوب های مقرراتی می تواند موجب ایمن کردن محیط کار شود. با توجه به رهنمودهای پیشنهاد شده از سوی دفتر بین المللی کار، در هزاره ی سوم میلادی مهم ترین اصل در پیشبرد اهداف ایمنی، تمرکز بر فرهنگ ایمنی است ]1[. برای ارتقا فرهنگ و دست یافتن به یک محیط کار ایمن، باید سطح ریسک پذیری مورد توجه قرار گیرد. برای بررسی این موضوع، لازم است مدل روانشناختی پردازش اطلاعات در نظر گرفته شود. بر پایه ی این مدل هنگامی که انسان تصمیم می گیرد رفتاری را از خود بروز دهد، یک فرآیند در ذهن او صورت می گیرد که دارای سه مرحله است ]2[. بر پایه این مدل، محرک های محیطی به وسیله حواس دریافت می شوند، آنگاه آنچه که به وسیله حواس دریافت شده، با توجه به آموخته های پیشین فرد و انگیزش های او ادراک می شود. سپس فرد ادراکات خود را تحلیل کرده و برپایه آن یک رفتار ویژه از خود بروز می دهد. باید توجه داشت در هر سه مرحله تجارب و انگیزش های فرد، عوامل تأثیرگذار خواهند بود. در ارتباط با موضوع ریسک پذیری نیز مراحل اصلی شامل ادراک خطر، ارزیابی ریسک و پذیرش ریسک می باشد.

چکیده

با توجه به رهنمودهای پیشنهاد شده از سوی دفتر بین المللی کار، مهم ترین اصل در پیشبرد اهداف ایمنی در هزاره ی سوم میلادی تمرکز بر فرهنگ ایمنی است. یکی از پایه های اصلی در ارتقا فرهنگ ایمنی، توجه به سطح ریسک پذیری کارکنان است. در این مقاله مدل روانشناختی پردازش اطلاعات و عوامل موثر بر ریسک پذیری افراد بررسی می شود.

ادراک خطر

از دیدگاه ایمنی، خطر یک منبع انرژی یا ماده ای سمی است که می تواند موجب بروز زیان شود و دارای پتانسیل صدمه و آسیب است. پدیده ادراک یک پدیده تفسیری و انتخابی است. البته انتخابی بودن، لزوما به معنای خودآگاه بودن نیست. یعنی پیش از آنکه هر فرد به تفسیر دریافت های خود بپردازد، به گونه ای ناخود آگاه و بر پایه عقاید و نگرش های قبلی، گزینش خود را انجام داده است و برای نمونه، هرگاه اطلاعاتی جدید از یک منبع منتشر شود، افراد این اطلاعات را بر پایه میزان اعتماد خود به آن منبع خواهند پذیرفت، پس انتخاب آنها از پیش تعیین شده است.

در سال 1987 یک پژوهشگر به نام راپرت به بررسی ادراک خطر در کارکنان صنایع آهن و فولاد، مأموران جمع آوری زباله و آزمایشگاه های تشخیص طبی پرداخت. این کارکنان 2230 خطر را در محیط کار خود شناسایی کردند. بررسی نشان داد، 42 درصد از آن خطرات، به وسیله حواس قابل درک هستند. در 22 درصد از موارد، علایم خطر به وسیله حواس انسان دریافت می شود و خطر بر پایه مقایسه با استانداردها قابل درک است، مانند شدید بودن صدا. در 23 درصد از موارد، خطرات به راحتی و بر پایه تجارب پیشین فرد قابل درک است مانند سطح خیس که می تواند موجب سرخوردن فرد شود. نشانه های خطر در 13 درصد از موارد، تنها با اقدامات مناسب برای شناسایی خطر قابل درک است، مانند پی بردن به وجود جریان برق در سیم به وسیله فازمتر. این نتایج نشان می دهند که فرآیند ادراک خطر می تواند از یک تشخیص ساده تا یک تفسیر دقیق تغییر کند و باید توجه داشت در شرایطی که درک خطر نیاز به یک روند تفسیری دقیق دارد، احتمال بروز خطا بیشتر می شود. به ویژه هنگامی که کارکنان مجبور هستند علایم دیداری و شنیداری گوناگون دریافت کنند.

به این ترتیب باید گفت ادراک خطر به شیوه های گوناگون ذیل صورت می گیرد:

دریافت های حسی بی واسطه، دریافت های حسی به واسطه نشانگرها و علایم و همچنین درک خطر بر پایه دانش یا تجربه فرد. دریافت های حسی بی واسطه (مانند اندازه، رنگ، صدا، بو، ارتعاش و...) به وسیله اندام های حسی صورت می گیرد. البته دامنه ادراک به وسیله دریافت های حسی بی واسطه، با محدودیت روبرو است. زیرا گستره طبیعی واکنش اندام های حسی، محدود است. از آن گذشته، دامنه بر اثر عواملی همچون خستگی، بیماری، مصرف مشروبات الکلی یا مواد مخدر، حواس پرتی، عدم هوشیاری کافی و نیز عوامل نامساعد محیطی مانند درخشندگی یا وجود مه، کاهش می یابد. به علاوه بسیاری از خطرات موجب تحریک حواس انسان نمی شوند. این خطرات تنها به وسیله نشانگرهایی ویژه قابل درک هستند مانند گاز مونوکسید کربن، متان، اشعه X و مواد رادیواکتیو. همچنین، خطراتی وجود دارند که مستقیماً قابل درک نیستند و در یک مدت محدود نیز نمی توان آنها را با ابزارهایی مناسب، قابل درک کرد. ادراک این گونه خطرات، تنها بر پایه دانسته ها و تجربه فرد صورت می گیرد. (مانند درک خطر انتقال میکروب از یک فرد به ظاهر سالم)

ارزیابی ریسک

در مسیر پردازش اطلاعات، پس از آنکه خطر درک شد، مرحله بعدی ارزیابی ریسک خواهد بود. آشکار است که افراد مختلف از یک ریسک مشخص، برداشت هایی گوناگون دارند. به ویژه برآورد میزان ریسک از سوی افراد غیرعلمی، مانند کارگران، با نتایج آماری و معادلات ریاضی ریسک همخوانی ندارد. به این ترتیب، باید گفت مفهوم ریسک دو جنبه گوناگون را در بر می گیرد ]3 [.

ـ برداشت افراد غیرعلمی از میزان ریسک که به آن ریسک ذهنی یا درکی می گویند.

ـ برآورد علمی بر پایه اطلاعات آماری از میزان ریسک، که به آن ریسک واقعی می گویند.

ریسک ذهنی ممکن است بیشتر یا کمتر از ریسک واقعی باشد. برای نمونه، میزان تلفات ناشی از سوانح ترافیکی و جاده ای بیش از تلفات ناشی از ایدز یا سرطان است (ریسک واقعی). ولی نگرانی مردم (ریسک ذهنی) به گونه ای دیگر است ]4 [. ارزیابی ریسک ممکن است آگاهانه یا ناآگاهانه صورت گیرد.

مسلماً عواملی وجود دارند که بر قضاوت ناصحیح افراد موثر هستند و برای اصلاح سطح ریسک پذیری، لازم است این عوامل شناخته شوند.