بهداشت حرفه ای و ایمنی صنعتی

اولین وبلاگ ایمنی و بهداشت حرفه ای به زبان فارسی

20 قانون طلایی برایان تریسی

لازمه ی استفاده از این 20 قانون این است که آمادگی داشته باشید تا هر تغییر لازم را بپذیرید. آمادگی انجام اشتباهات زیاد را داشته باشید و از آنها درس بگیرید و پیش بروید.



1) قانون ارزش ها
نحوه عملکرد شما همیشه با زیربنایی ترین ارزش ها و اعتقادات شما هماهنگ است.
آنچه به راستی ارزش هایی را که واقعاً به آن اعتقاد دارید بیان می کند، ادعاهای شما نیست بلکه گفته ها، اعمال و انتخاب های شما به ویژه در هنگام ناراحتی و عصبانیت است.

2) قانون عادت
حداقل 95 درصد از کارهایی که انجام می دهید از روی عادت است، خواه عادت های مفید و خواه عادت های مضر. شما می توانید عادت هایی که موفقیت تان را تضمین می کنند در خود پرورش دهید. یعنی تا هنگامی که رفتار مورد نظر به صورت اتوماتیک و غیرارادی انجام نشود، تمرین و تکرار آگاهانه و مدام را ادامه دهید.

3) قانون انتخاب
زندگی شما نتیجه انتخاب های شما تا این لحظه است. هر جا که هستید و هر کسی که هستید به دلیل انتخاب ها و تصمیم هایی است که تا این لحظه گرفته اید. هر کاری که انجام می دهید براساس ارزش های غالب در آن لحظه است. حتی هیچ کاری نکردن هم نوعی انتخاب است.
چون همیشه در انتخاب افکار خود آزاد هستید، کنترل کامل زندگیتان و تمامی آنچه برایتان اتفاق می افتد در دست شماست.

4) قانون تغییر
تغییر غیرقابل اجتناب است و چون با دانش روزافزون و تکنولوژی رو به پیشرفت هدایت می شود با سرعتی غیرقابل قیاس با گذشته در حال حرکت است. کار شما این است که استاد تغییر باشید نه قربانی آن.

5) قانون مسئولیت
هر جا که هستید و هر چه که هستید به خاطر آن است که خودتان این طور خواسته اید.
مسئولیت کامل آنچه که هستید، آنچه که به دست آورده اید و آنچه که خواهید داشت برعهده خود شماست.

6) قانون پاداش
عالم در نظم و تعادل کامل به سر می برد. شما همیشه پاداش کامل اعمالتان را می گیرید. همیشه از همان دست که می دهید از همان دست می گیرید. اگر از عالم بیشتر دریافت می کنید به این دلیل است که بیشتر می بخشید.

7) قانون آمادگی
شانس در واقع به هم پیوستن موقعیت و آمادگی است. عملکرد خوب نتیجه آمادگی کامل است که مراحل کسب آن اغلب از هفته ها، ماه ها و سال ها قبل آغاز می شود. در هر حوزه ای موفق ترین افراد آنهایی هستند که همواره در مقایسه با افراد ناموفق وقت بیشتری را صرف کسب آمادگی برای انجام کار می کنند.

Cool قانون حد توانایی
هیچ وقت برای انجام همه کارها وقت کافی وجود ندارد، ولی همیشه برای انجام مهم ترین کارها وقت کافی هست. هر چه بیشتر کار کنید کارایی بیشتری پیدا می کنید. اما اگر بخواهید بیش از حد توانتان انجام امور مختلف را به عهده بگیرید نتیجه ای جز این نخواهد داشت که بفهمید توانایی شما برای انجام کارها حدی دارد.

9) قانون انعطاف پذیری
در تعیین اهداف خود قاطعیت داشته باشید، اما در مورد روش دستیابی به آنها انعطاف پذیر باشید. در عصر تحولات سریع، رقابت شدید و کهنه شدن مدام همه چیز، انعطاف پذیری و سازگاری از شرایط اساسی موفقیت است.

10) قانون صداقت
خوشبختی و داشتن عملکرد عالی هنگامی به سراغ شما می آید که تصمیم بگیرید هماهنگ با والاترین ارزش ها و عمیق ترین اعتقادات خود زندگی کنید. همیشه با آن بهترین بهترین ها که در درون شماست، صادق باشید.

11) قانون احساس
شما هنگام فکر کردن، درک کردن و تصمیم گرفتن صددرصد احساسی عمل می کنید. با احساستان تصمیم می گیرید و با عقلتان توجیه می کنید. از آنجایی که کنترل افکارتان در دست خودتان است، خوشبختی شما نیز بستگی به میزان اراده شما در کنترل افکارتان دارد.

12) قانون جایگزینی
ذهن خودآگاه شما در آن واحد فقط می تواند یک فکر را در خود جای دهد، یا مثبت یا منفی. شما می توانید با جایگزین کردن افکار مثبت به جای افکار منفی به خوشبختی دست یابید. ذهن مانند باغی است که در آن یا گل می روید یا علف هرز.

13) قانون تکرار
تمرین و تکرار بهای به دست آوردن مهارت است. چیزی را که مدام و مرتب تکرار می کنید به صورت یک عادت جدید ذهنی و عملی درمی آید. رشد فکری و احساس رضایت و خشنودی نتیجه کنار گذاشتن عادت های گذشته و جایگزین کردن تمرین ها و عادت های جدید است. شما می توانید رویکردها، توانایی ها و کیفیات خوشبختی و موفقیت را در خود بپرورانید، به این صورت که قوانین موفقیت را آن قدر برای خود تکرار کنید تا جزئی از شخصیت تان شوند.

14) قانون تلاش غیرمستقیم
در روابط با دیگران غیرمستقیم عمل کردن بیشتر باعث موفقیت می شود. برای اینکه یک دوست خوب داشته باشید باید یک دوست خوب باشید. اگر می خواهید روی دیگران تأثیر بگذارید باید شما هم از دیگران تأثیر بگیرید. برای ایجاد و حفظ روابط دوستانه باید اول خودتان یک فرد دوست داشتنی باشید.

15) قانون تلاش معکوس
هر چه بیشتر بکوشید تا به زور رابطه خوبی با دیگران ایجاد کنید کمتر موفق خواهید شد. برای ایجاد یک رابطه خوب کافی است فقط راحت باشید، خوتان باشید و از لحظاتی که با دیگران هستید لذت ببرید.

16) قانون بخشش
سلامت روانی شما دقیقاً بستگی دارد به اینکه تا چه حد می توانید کسانی را که با اعمالشان به نحوی به شما آسیب رسانده اند به راحتی ببخشید. بسیاری از ناراحتی ها و بدبختی ها ناشی از ناتوانی در بخشیدن دیگران است. این عدم توانایی منجر به مقصر شمردن دیگران و احساس کینه و نفرت نسبت به آنها می شود.

17) قانون پذیرش واقعیت
مردم تغییر نمی کنند. آنها را همان طور که هستند بپذیرید. سعی نکنید دیگران را عوض کنید یا انتظار داشته باشید تغییر کنند. شما نتیجه نگرش خودتان را می بینید. کلید داشتن روابط خوب با دیگران، پذیرش آنها به همان صورتی است که هستند.

1Cool قانون حداکثر
بشر همیشه سعی می کند در قبال صرف وقت، پول، تلاش یا احساس خود بیشترین نتیجه را حاصل کند. در انتخاب بین کمتر یا بیشتر، ما همیشه بیشتر را انتخاب می کنیم. بنابراین، ما مردم اصولاً در انجام هر کاری حریص هستیم. این ویژگی نه خوب است و نه بد، این فقط یک واقعیت است.

19) قانون خوش بینی نابجا
خوش بینی مانند چاقوی دو لبه است که می تواند هم به شکست و هم به موفقیت منجر شود. در تجارت، هر کاری دو برابر آنچه فکر می کنید هزینه دارد و سه برابر مدت زمانی که پیش بینی می کنید به طول می انجامد.

20) قانون رضایت مشتری
در تجارت هر کسی مشغول حفظ رضایت مشتری است و همیشه حق با مشتری است. مشغولیت ذهنی تاجران موفق ارایه خدمات بهتر به مشتری است.

  
نویسنده : مهران قلعه نوی ; ساعت ٧:٢۱ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۳۱ خرداد ۱۳٩٠
تگ ها : جملات مثبت

۲۸ روش تحت تاثیر قراردادن دیگران

در اغلب اوقات ما بر اثر امیال درونی خود کارهایی را انجام میدهیم تا دیگران را تحت تاثیر خودمان قراردهیم. این تمایل اغلب خود را در استفاده از نام های تجاری معروف ، رفتن به کافی شاپ ها و رستوران های معروف ، خرید خانه و اتومبیل و انتخاب شغل خود را منعکس می نماید.

اما شناخته شدن با نام های تجاری، خانه ها و ماشین ها واقعا می توانند تاثیرگذار باشند؟
حتما به افرادی برخورد کرده اید که با توجه به نخبه بودن در یک شغل و حرفه از  موقعیت خود راضی نیستند و آن را دوست ندارند؟
بعضی از این چیزها ممکن است توجه ما را برای یک یا دو دقیقه ایی به خودشون اختصاص بدهند ، اما برای مدت طولانی نه. چرا؟
از آنجا که تاثیرگذاری اموال ملموس به اندازه ویژگی های ناملموس نیست.
به سوالات زیر توجه کنید:
او همیشه یک ماشین پورشه سوار است،آیا واقعا از پس هزینه های آن برمیآید؟
او صاحب یک خانه بزرگ است، آیا او یک زندگی خانوادگی دوست داشتنی دارد؟
او پول بسیار زیادی می سازد، آیا شما نشانی از لذت بردن از زندگی خود را در او می بینید؟
در پاسخ به این سوال ها هرکس عقیده خودش را دارد ، اما هرگاه پاسخ شما به این سوالها “نه” باشد، دیگر آن چیزهایی که در ابتدا برای شما جذاب بود  مهم نبوده و خیلی شما را تحت تاثیر قرارنمی دهد.
حالا یک لحظه فردی را تصور کنید که عاشقانه زندگی می کند ، لبخند می زند و شور و شعف و زندگی کردنش در هر نفس پیداست.
آیا او شما را تحت تاثیر قرار خواهد داد؟ آیا مهم است که میلیونر است یا نه؟
در اینجا ۲۸ روش تحت تاثیر قراردادن دیگران را خواهید آموخت.اگر به این راهنمایی ها توجه کنید و آنها را در زندگی روزمره خود استفاده کنید نه تنها به شما کمک می کند تا دیگران را تحت تاثیر خودتان قراردهید بلکه شما را فرد بهتری خواهند کرد.

 

۱- اصیل باشید. با خودتان باشید:
یکبار جودی گارلند [+] گفت: ” همیشه یک نسخه دست اول از خودتان باشید تا یک نسخه دست دوم از دیگری.” با این جمله می توان عمری را زندگی کرد. شما در زندگی نمی توانید پا در کفش دیگری کنید ، شما فقط اختیار کفش های خودتان را دارید و می توانید آنها را تغییر دهید. اگر نتوانید خودتان باشید ، نمی توانید زندگی کنید؛ در آنصورت فقط هستید، زنده اید.
از خود بپرسید: اگر شما خودتانی را که اکنون هستید دوست ندارید، پس چرا باید دیگری شما را دوست داشته باشد؟؟؟
۲-از مردم مراقبت و به آنها توجه کنید:
اگر شما واقعا به مردم اهمیت نمی دهید و توجهی به آنها ندارید، پس چطور انتظار دارید آنها به شما توجه کنند؟ هرچه شما به دیگران کمک کنید آنها نیز به کمک شما خواهند آمد.عشق و محبت سبب عشق و محبت است. و حرف های دیگه ایی که کم و بیش حتما شنیده اید.
۳-احساس خوب به دیگران هدیه کنید:
مردم به ندرت به یاد می آورند که شما برای آنها چه کاری انجام داده اید، اما همیشه به یاد دارند که چه احساسی را در آنها ایجاد کرده اید.
۴-صادق باشید و مسئول کارهای خود:
هیچ کس – تکرار می کنم – هیچ کس دروغگو را دوست ندارد.در دراز مدت به هر حال حقیقت همیشه خود را نشان می دهد. در نهایت اعمال شما از شماست و به سوی خودتان بازخواهد گشت.
۵-لبخند بزنید:
هرکسی دیدن یک لبخند واقعی را دوست دارد.تصور کنید که یک فرد کاملا غریبه به چشمان شما نگاه می کند و به شما لبخند می زند.ناگهان او دیگر یک غریبه به نظر نمی رسد، اینطور نیست؟
۶-احترام به بزرگان.احترام به کودکان. احترام به همه:
هیچ مرزی و یا دسته بندی وجود ندارد که تعریف کند افراد خاصی فقط شایستگی مورد احترام قرارگرفتن را دارند.هر فرد کهن سالی شایسته همان سطح احترامی است که شما به پدر بزرگ و مادربزرگ خود می گذارید و همین طور هر کودکی در همان سطح که شما در برابر برادر کوچک خود صبوری می کنید. مردم مهربانی شما را می فهمند دوست عزیز.
۷-مردم را با نام هایشان صدا بزنید:
همه مردم عاشق شنیدن و دیدن نام خود هستند(این را بارها در افرادی که مورد مصاحبه های تلویزیونی و رادیویی قرارگرفته اند حتما دیده اید) ، برای همین حتما سعی کنید نامشان را به خاطر بسپرید و بصورتی کاملا مؤدبانه در ارتباطات نوشتاری و شفاهی خود با آنها آن را لحاظ کنید.
۸-گفتن “لطفا…” و “متشکرم.” در صحبت هایتان:
این دو عبارت خیلی ساده که کلماتی برای یک درخواست هستند لحنی دوستانه را به جریان یک مکالمه وارد می کند.استفاده از این دو کلمه تفاوت مشهودی را برای شنونده در فهم یک صدای خشک و بی احساس با یک صدای صادقانه ایجاد خواهد کرد.
۹-در کارهای خود برتر و موفق باشید:
چیزی که مرا در مشاهده گیتاریست های بزرگ،نویسندگان،وبلاگ نویسان، نقاشان، سخنرانان موفقیت،کارآفرینان اینترنتی ، مهندسان کامپیوتر، مادران،پدران و ورزشکاران تحت تاثیر قرارداده است تنها یک چیز است که در همه آنها مشترک است:
آنها در کارهایی که انجام می دهند موفق می شوند.
اگر شما نخواهید که کاری را درست انجام بدهید من هم هیچ نکته ایی ندارم که به شما بگویم.در محل کار خود برتری پیدا کنید،در سرگرمی ها و تفریحات خود نیز موفق شوید. برای خودتان شهرت و اعتبار ایجاد کنید. به اینکه فردی هستید که هر روز پیشرفت کرده و متعالی می شود شناخته شوید.
۱۰-اگر می توانید به دیگران کمک کنید:
در زندگی شما آنچه را که قبلا داده و بخشیده اید دریافت می کنید.وقتی شما در زندگی دیگری تاثیری مثبت و مفید داشته باشید، حتما شخص دیگری در زندگیتان تاثیر مثبتی بجای خواهد گذاشت. حتی اگر تاثیر مثبت شما در زندگی دیگری به اندازه ایجاد اندکی شادی و یا کاستن از رنج هایش باشد.
ارزش هر کس به اندازه کمک های غیرمنتظره ایی است که برای دیگران انجام داده و یا شرایط آن کمک ها را فراهم نموده است.
۱۱-در هرکاری که انجام می دهید یک امضای شخصی بجا بگذارید:
به این فکر کنید که در محل کارتان یک برند باشید، همه شما را برای کارهای خاصتان بشناسند. اگر آدم شوخ و جوکی هستید سعی کنید کمی از آن را به محیط اطراف خودتان پراکنده کنید، اگر ذوق هنری دارید در چیدمان و تزئین های محیط اثری بگذارید. خلاصه که در هرکاری که انجام می دهید بگذارید یک امضا و اثری از وجود شما باقی بماند.
۱۲-بیش از قول هایتان عمل کنید:
برخی افراد عادت دارند انواع وعده ها و قول ها را بدهند و در آخر هم به سختی از عهده آن برآیند. وعده هایشان را در حد کمال می دهند اما در ارائه و اجرا متوسط هستند. برای افزایش و تقویت ارزش خودتان از چشم دیگران دقیقا برعکس این را انجام دهید.کمی کمتر از قابلیت های خود را عرضه کنید تا همیشه قادر به ارائه بیش از تعهدتان باشید.این باعث می شود تا افراد دیگر درباره شما بعنوان کسی که همیشه بیشتر و فراتر از وظیفه و تعهد خود عمل می کنید صحبت کنند و به این خصوصیت شهرت پیدا کنید.
۱۳-سازمان یافته باشید:
اگر سازمان یافته عمل نکنید چطور می توانید کاری را به پایان برسانید؟ تلاش کنید در فضای زندگی و محیط کارتان سازماندهی عمل کردن را بصورت یک عادت همیشگی درآورید.
۱۴-جستجوگر باشید و سوال های روشنی بپرسید:
مثل آدم احمقی نباشید که همیشه یه گوشه از اتاق نشسته و اصلا نمی داند در دنیای اطرافش چه خبر هست.با جستجو و پژوهش خودتان را از زمان جلوتر ببرید و پیشتاز باشید و اگر هم نشانه ایی از آنچه که می خواهید به دست نمی آورید با پرسیدن سوال آن را جستجو کنید، حتما کسانی راخواهید یافت که به شما در خصوص سوال هایتان پاسخی مناسب بدهند. مردم همیشه به افرادی که توانایی درک مطالب را دارند و آنها را در این خصوص کمک می کنند احترام می گذارند.
۱۵-دانش و اطلاعات را به اشتراک بگذارید:
وقتی می توانید اینکار را انجام دهید که شما یک منبع برای اطرافیان خود باشید.اگر به اطلاعاتی باارزش و اساسی دسترسی دارید آنها را فقط برای خود ذخیره و انبار نکنید. آنها را آشکارا با دیگران قسمت کنید.در دنیای امروز هم به همین دلیل است که این همه اشتراک گذاری اطلاعات و دانش اهمیت یافته است، شما اگر همه اطلاعات و دانش دنیا را داشته باشید ولی آنها را انبار کنید و کسی به آن دسترسی نداشته باشد بعد از مدتی بی ارزش خواهد بود زیرا دیگرانی هستند که اطلاعات و دانش خود را با جهان تقسیم کنند. پس دست بکار شوید تا دانش شما نگندیده است.
۱۶-مثبت باشید و بر درستکاری متمرکز شوید:
هرچیزی که در زندگی اتفاق می افتد نه خوب است نه بد.این فقط به دید شما بستگی دارد و هرگز مهم نیست که چطور به پایان می رسد،همیشه به صورتی که باید پایان یابد خواهد رسید.در هر حالت شما یا موفق هستید یا اینکه چیزی یادگرفته اید.پس مثبت باشید و برای نتایج خوب و شیرین قدرانی کنید و از بقیه اش چیزی یاد بگیرید.مثبت بودن شما فرسودگی را از افراد و محیط اطراف شما خواهد زدود.
۱۷-به کسی که حرفی برای گفتن دارد مشتاقانه گوش بدهید:
با چشم هایی متمرکز شده، گوش هایی تیز و تلفن همراهی خاموش.در دنیایی که نمی توان به اندازه کافی سریع بود،همه ما به کسی که به حرف های ما گوش دهد احترام گذاشته و از بودن با او استقبال می کنیم.
۱۸-در رابطه با دیگران وفادار باش:
وفاداری پایدار فقط مربوط به یک رابطه صمیمی درازمدت نیست، بلکه باید پایه ایی باشد برای هرکار دیگری که شما انجام می دهید.
۱۹-درک و عشق ورزی به مادر طبیعت را یاد بگیرید و یاد بدهید:
کسانی که به واقع قدردان و عاشق طبیعت هستند و در اطراف ما حضور دارند نشان دهنده اوج عظمت و انسانیت همه نوع بشر هستند. آنها به این روش مثبت زندگی می کنند و چیزی ازاین مثبت بودن را نیز به دیگران اعطا می کنند و می بخشند.
۲۰-در روز از وقت ، انرژی و پولتان بر روی خودتان سرمایه گذاری کنید:
وقتی شما برروی خودتان سرمایه گذاری می کنید هرگز چیزی را از دست نخواهید داد و در طول زمان با این روش مسیر و سمت و سوی زندگیتان را تغییر خواهید داد.شما به سادگی محصول آنچه هستید که بدان فکر می کنید.وقت ، انرژی،پول بیشتری را صرف به دست آوردن دانش کنید تا کنترل بیشتری بر روی زندگی خود داشته و از دیدگاه اطرافیان خود انسانی با ارزش قلمداد شوید.
۲۱-بصورت منظم اما تصادفی به دیگران مهربانی کنید:
پرداخت پول قهوه یک غریبه در کافی شاپ، خرید یک گل برای همکارتان و تشکر از او،راهنمایی کردن یک بانوی سالمند در یافتن مواد غذایی در فروشگاه و…
هیچ پاداشی بالاتر از دیدن لبخند بر چهره دیگران سراغ دارید؟
۲۲-تعریف و تمجید کنید از کسانی که لایق آن هستند:
شخصا از توانمندی های دیگران تمجید کنید و کمک کنید تا در راه خود به اوج و درخشش برسند.همه از کسانی که قدران تلاش هایشان هستند تشکر خواهند نمود و از حمایت آنها استقبال می کنند.
۲۳-شمرده صحبت کنید و تماس چشمی برقرار نمائید:
اغلب مردم ارتباط با افرادی که نمی توانند صحبت کردن و حالاتشان را درک کنند اجتناب خواهند کرد.هیچ رمز و رازی برای ارتباط قوی و موثر وجود ندارد.همچنین بدانید که یکی از موثرترین ابزار ارتباطات شخصی وجود ارتباط چشمی است، و هنگامی که به درستی اجرا شود نزدیکی زیادی را در روابط انسانی ایجاد می کند.
۲۴-در دسترس باشید:
اگر مردم نتوانند شما را پیدا کنند، و دسترسی به شما مشکل باشد، آنها شما را فراموش خواهند کرد.در دسترس بودن و سهل الوصول بودنتان تاثیر بسیار مهمی در ارتباط شما با دیگران دارد.همیشه این صفت مثبت را در خود حفظ کنیدو در ارتباط  خود با اطرافیان راه باریکی از ارتباط را برقرار نگه دارید و اجازه ندهید راه های ارتباطی شما مسدود شود.
۲۵-خودکفا باشید:
آزادی بزرگترین هدیه است و خودکفایی و مناعت طبع بزرگترین آزادی است، و خودکفایی شماست که دیگران را تحت تاثیر شما قرار خواهد داد. در دنیای کسب و کار یکی از آرزوهای اولیه و الهام بخش همه کارآفرینان رسیدن به خودکفایی و استغنا است.
۲۶-از منابعی که دارید بهره برداری کنید:
گاهی فردی معمولی را می بینید که از نظر جسمی دارای نقص عضو است، اما شما او را خیلی سرشار از احساس شادی می بینید.
چگونه کسی که دارای این محدودیت فیزیکی است می تواند خوشحال باشد؟؟؟
پاسخ قطعی و محکم به این سوال این است که: آنها راه چگونگی استفاده از منابع محدود خود را دریافته اند. استیو واندر را برایتان مثال می زنم، او نابینا بود اما استعداد خوبی در درک موسیقی داشت و از آن بهره برداری کرد و تا امروز ۲۵ بار جایزه گرمی را دریافت کرده است.
۲۷-بخشی از چیزی هستید که بدان باور دارید:
و این می تواند هر چیزی باشد.برخی از مردم با داشتن یک نقش فعال در شورای شهر و روستای خود، برخی با عضویت در دسته های مذهبی و برخی با عضویت در مراکز حمایت از نیازمندان و برخی نیز با عشق ورزیدن به کار خود.
نتیجه روانی حاصل در همه اینها یک چیز است، همه آنها خود را درگیر چیزی می کنند که به آن اعتقاد دارند.این تعامل شادی را برایشان به ارمغان آورده و زندگی را برایشان معنایی تازه می دهد.خیلی کار سختی است شما بخواهید کسی را که به شدت به کاری که انجام می دهد اعتقاد دارد تحت تاثیر خودتان در بیاورید.اما غیر ممکن نیست.
۲۸-بلند شوید و بر اعتقادات خود عمل کنید ، بدون اینکه جار و جنجال به پا کنید:
بله این امکان وجود دارد که برای اعتقادات خود به پا خیزید و دست بر گلوی دیگران گذاشته و بدین وسیله بقیه را ساکت کنید تا همگان فقط شنونده دیدگاه های شما باشند.
در مورد عقاید شخصیتان زمانی که از شما سوال می پرسند جواب دهید و حرکات تبلیغاتی همراه با مسموم کردن ذهنیت دیگران در راستای افکار و عقاید خود را هرگز انجام ندهید.
پایه استواری برای ارزش های خود داشته باشید ولی همیشه ذهن تان را برای اطلاعات جدید باز نگه دارید.

جالبترین چیزی که در این لیست می توانید آن را ببینید این است که همه آنچه که شما نیاز به تحت تاثیر قراردادن دیگران بدان نیاز دارید در درون شما در حال حاضر وجود دارد.
 

بنابراین به شما پیشنهاد می کنم از همین امروز تلاش برای تحت تاثیر قراردادن مردم را با استفاده از ثروت و دارایی تان متوقف کنید و به جای آن با بهره گیری از توانمندی های درونی و روش زندگی خود بر اطرافیان تاثیر گذاشته و توجه شان را به خودتان جلب کنید.

  
نویسنده : مهران قلعه نوی ; ساعت ۱:٠٩ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۳ خرداد ۱۳٩٠
تگ ها : جملات مثبت

از زندگی چه فهمیده ای؟

دو روز مانده به پایان جهان تازه فهمید که هیچ زندگی نکرده است، تقویمش پر شده بود و تنها دو روز، تنها دو روز خط نخورده باقی بود.

پریشان شد و آشفته و عصبانی نزد خدا رفت تا روزهای بیشتری از خدا بگیرد، داد زد و بد و بیراه گفت، خدا سکوت کرد، جیغ زد و جار و جنجال راه انداخت، خدا سکوت کرد، آسمان و زمین را به هم ریخت، خدا سکوت کرد.
 
به پر و پای فرشته ‌و انسان پیچید، خدا سکوت کرد، کفر گفت و سجاده دور انداخت، خدا سکوت کرد، دلش گرفت و گریست و به سجده افتاد، خدا سکوتش را شکست و گفت: "عزیزم، اما یک روز دیگر هم رفت، تمام روز را به بد و بیراه و جار و جنجال از دست دادی، تنها یک روز دیگر باقی است، بیا و لااقل این یک روز را زندگی کن."
لا به لای هق هقش گفت: "اما با یک روز... با یک روز چه کار می توان کرد؟ ..."
خدا گفت: "آن کس که لذت یک روز زیستن را تجربه کند، گویی هزار سال زیسته است و آنکه امروزش را در نمی‌یابد هزار سال هم به کارش نمی‌آید"، آنگاه سهم یک روز زندگی را در دستانش ریخت و گفت: "حالا برو و یک روز زندگی کن."
او مات و مبهوت به زندگی نگاه کرد که در گودی دستانش می‌درخشید، اما می‌ترسید حرکت کند، می‌ترسید راه برود، می‌ترسید زندگی از لا به لای انگشتانش بریزد، قدری ایستاد، بعد با خودش گفت: "وقتی فردایی ندارم، نگه داشتن این زندگی چه فایده‌ای دارد؟ بگذارد این مشت زندگی را مصرف کنم.."
آن وقت شروع به دویدن کرد، زندگی را به سر و رویش پاشید، زندگی را نوشید و زندگی را بویید، چنان به وجد آمد که دید می‌تواند تا ته دنیا بدود، می تواند بال بزند، می‌تواند پا روی خورشید بگذارد، می تواند ....
او در آن یک روز آسمانخراشی بنا نکرد، زمینی را مالک نشد، مقامی را به دست نیاورد، اما ...
اما در همان یک روز دست بر پوست درختی کشید، روی چمن خوابید، کفش دوزدکی را تماشا کرد، سرش را بالا گرفت و ابرها را دید و به آنهایی که او را نمی‌شناختند، سلام کرد و برای آنها که دوستش نداشتند از ته دل دعا کرد، او در همان یک روز آشتی کرد و خندید و سبک شد، لذت برد و سرشار شد و بخشید، عاشق شد و عبور کرد و تمام شد.
او در همان یک روز زندگی کرد.
فردای آن روز فرشته‌ها در تقویم خدا نوشتند: "امروز او درگذشت، کسی که هزار سال زیست!"
 
زندگی انسان دارای طول، عرض و ارتفاع است؛ اغلب ما تنها به طول آن می اندیشیم، اما آنچه که بیشتر اهمیت دارد، عرض یا چگونگی آن است.
امروز را از دست ندهید، آیا ضمانتی برای طلوع خورشید فردا وجود دارد!؟

  
نویسنده : مهران قلعه نوی ; ساعت ۸:٢۱ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢۱ اردیبهشت ۱۳٩٠
تگ ها : جملات مثبت

موفقیت

موفقیت من ناشی از آن بود که همه روزه، کارم را به بهترین شکل انجام می دادم.
           «جانی کارسون»

شکستی در کار نیست مگر آنکه دست از تلاش بردارید. شکستی در کار نیست مگر  آنکه از درون نشآت بگیرد
           «آلبرت هیوبارد»

برای موفق بودن و شاد زندگی کردن حرف های ناخوشایند را نشنیده بگیر و تعریف ها و تمجیدها را درذهن نگهدار.
«آندرومتیوس»

رمز موفقیت در این کلمات خلاصه است:
هرگز تسلیم نشوید، هرگز و هرگز تسلیم نشوید.        
«چرچیل»


زمانی موفقیت دست یافتنی است که خود را آغشته به عشق کنید.
           «هران گولا»

انسان موفق کسی است که شاکر باشد ولی قانع نباشد. یک لحظه دست از تلاش بر ندارید. این گونه فرصتی برای شکایت کردن پیدا نمی کنید. اگر همیشه در حال انجام دادن کاری باشیم. به موفقیت های باور نکردنی می رسیم.
           «توماس جفرسون»

پیروزی حق کسانی است که از شکستهای خود درس گرفتند.
           «فرانسیس بیکن»

موفقیت چیزی بیش از کسب درآمد است .
           «لی میلتر»

ای انسان! خودت به یاری خود برخیز تا موفق شوی.
           «بتمون»

پیشرفت خود را اندازه بگیرید.         
           «برایان تریسی»

 یک سفر هزار فرسنگی با برداشتن قدم اول شروع می شود.
           «کنفوسیوس»

موفقیت نصیب کسانی می شود که بیش از همه استقامت دارند.
           «ناپلئون بناپارت»

  
نویسنده : مهران قلعه نوی ; ساعت ۱٠:٢٩ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٢ اسفند ۱۳۸٩
تگ ها : جملات مثبت

کوتاه و جذاب

این سه میم را از همواره دنبال کن:
* محبت و احترام به خود را
* محبت به همگان را
* مسؤولیت
پذیری در برابر کارهایی که کردهای.


4به خاطر داشته باش دست نیافتن به آنچه میجویی، گاه اقبالی بزرگ است.

 

اگر میخواهی قواعد بازی را عوض کنی، نخست قواعد را فرابگیر.

 

به خاطر یک مشاجرهی کوچک، ارتباطی بزرگ را از دست نده.

 

وقتی دانستی که خطایی مرتکب شدهای، گامهایی را پیاپی برای جبران آن خطا بردار.

  
نویسنده : مهران قلعه نوی ; ساعت ۳:۳٧ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢ دی ۱۳۸٩
تگ ها : جملات مثبت

شادابی در محیط کار

گاهی‌اوقات ایجاد شادابی در محیط کار، دشوار است. ایرادها و سرزنش‌های مدیران به‌خاطر تأخیر کارها یا نحوه‌ی رفتار همکاران و یا حتی طرز نگرش منفی خودتان، مانعی جدی در مسیر شادابی‌ست اما واقعیت این است که دست‌یابی به شادابی یا دست‌کم خرسندی، خیلی مشکل نیست اگر به توصیه‌های زیر توجه کنید:
 

1) سعی‌کنید خوش‌بین باشید: خوش‌بینی، داشتن نگاه مثبت و امیدواری حتی در بدترین شرایط است. خوش‌بینی، قابل یادگیری‌ست. گاهی‌اوقات تظاهر به خوش‌بینی، موجب تقویت و رشد آن می‌شود. خوش‌بینی، نوعی تصمیم‌گیری‌ست که کمک می‌کند از شغل‌تان راضی باشید.

2) نگرش‌تان را تغییر دهید: علت نارضایتی بسیاری از کارکنان، نگرش منفی آنان به کار است. این افراد، همیشه درگیر یک جنگ روانی درونی هستند که آیا عضو مؤثری برای سازمان محسوب می‌شوند یا خیر؟ با این ذهنیت که عضو مفیدی برای سازمان هستید، حس غرورتان را تقویت کنید.

3) قدرشناس شغل‌تان باشید: زندگی شما از طریق شغل تأمین می‌شود. اگر بی‌کار بودید، نمی‌توانستید نیازهای زندگی‌تان را برطرف کنید، بنابراین باید از شغل‌تان سپاس‌گزار باشید.

4) از انتقاد به خود بپرهیزید: بسیاری از افراد وقتی مرتکب خطایی می‌شوند، احساس گناه و شرمساری می‌کنند. به‌جای تأسف، سعی‌کنید از این خطا در جهت بهبود و رشد، درس بگیرید. از انتقاد منفی به خود بپرهیزید و سعی‌کنید خود را به‌خاطر موفقیت‌های هرچند جزئی تحسین کنید.

5) با همکاران‌تان با نرمش و گذشت رفتار کنید: گذشت در هر شرایطی -به‌ویژه برای افرادی که همه‌روزه آنان را می‌بینیم- دشوار است. اگر کسی شما را آزرده‌خاطر یا ناراحت کرد، او را ببخشید چرا که کینه‌ورزی بر سلامت جسم و روان، اثر منفی می‌گذارد.

6) از خودتان حمایت کنید: انسان وقتی زیر فشار روانی و انتقاد دیگران است، به‌ندرت می‌تواند شاد باشد. بیش‌تر افراد ترجیح می‌دهند که در چنین شرایطی، به‌جای مقابله‌به‌مثل، سکوت کرده یا اتاق را ترک کنند اما شما چنین کاری را نکنید؛ اجازه ندهید استرس و انتقادها، ناامیدتان کند. محکم بایستید و از خودتان حمایت کنید. این اقدام، موجب تقویت اعتمادبه‌نفس می‌شود.

7) شایعه‌سازی نکنید: شایعه، اعتمادبه‌نفس، روابط و اتحاد را از بین می‌برد و در‌عوض، خصومت، کینه و بدبینی به‌وجود می‌آورد و می‌تواند بهره‌وری را کاهش دهد. شایعه، هیچ جنبه‌ی مثبتی ندارد. افراد وقتی شایعه می‌سازند، نمی‌دانند چه عواقبی به‌دنبال دارد. اگر می‌خواهید درباره‌ی شما شایعه‌ای نسازند، اجازه ندهید که برای دیگران شایعه بسازند.

8) صمیمی باشید: این یک واقعیت است که کار، وقتی جذاب‌تر می‌شود که همکاران خود را دوست داشته باشید. وقتی با دیگران رفتاری دوستانه و مسالمت‌آمیز داشته باشید، محیطی همراه با محبت و صمیمیت به‌وجود می‌آورید.

9) انتظار تغییر داشته باشید و خود را برای آن آماده کنید: کارکنان، بیش‌تر از هر زمان دیگری در معرض تغییرات قراردارند. این تغییرات شامل سازگاری با خط‌مشی‌ها و رویه‌ها، فن‌آوری‌های جدید و رشد سریع کوچک‌سازی‌ست. وقتی تغییرات رخ‌می‌دهد، افراد به لحاظ مسؤولیت‌پذیری و توسعه‌ی فن‌آوری جدید، احساس خطر می‌کنند.

10) درخواست انتقال کنید: اگر به همه‌ی توصیه‌ها عمل کردید و فایده‌ای نداشت، آن‌گاه تصمیم‌بگیرید که تقاضای مرخصی بلندمدت یا انتقال کنید. اگر شغل‌تان جذابیت و نشاط کافی نداشت، آن را رهاکنید و به‌دنبال مشاغل جذاب‌تری باشید.
 

همواره به‌خاطر داشته باشید که شادمانی در محیط کار، نیازمند تلاش‌های مستمر است. شما نمی‌توانید نظاره‌گر اطراف باشید و هیچ کاری نکنید و فقط با آرزوی شادی، انتظار رخ دادن آن را داشته‌باشید. رضایتمندی و شادمانی در محیط کار، نیازمند برداشتن گام‌های اساسی‌ست که روزانه باید انجام دهید. شادمانی را باید ایجاد و سپس آن را حفظ کرد. با استفاده از این استراتژی‌ها و تلاش آگاهانه، به‌سادگی می‌توانید شادی را در محیط کارتان به ارمغان آورید.

 
تهیه شده توسط:مجله شادکامی و موفقیت - سیروس آقایار- کارشناس‌ارشد مدیریت منابع انسانی
  
نویسنده : مهران قلعه نوی ; ساعت ٩:٥۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٠ امرداد ۱۳۸٩
تگ ها : جملات مثبت

یک داستان آموزنده

اگر یک قورباغه تیزهوش و شاد را بردارید و داخل یک ظرف آب جوش بیندازید قورباغه چه کار می کند ؟
بیرون می پرد ! در واقع قورباغه فورا به این نتیجه می رسد که لذتی در کار نیست و باید برود !
حالا اگر همین قورباغه یا یکی از فامیلهایش را بردارید و داخل یک ظرف آب سرد بیندازید و بعد ظرف را روی اجاق بگذارید و بتدریج به آن حرارت بدهید قورباغه چه کار می کند ؟
استراحت میکند ... چند دقیقه بعد به خودش می گوید : ظاهرا آب گرم شده است و تا چشم به هم بزنید یک قورباغه آب پز آماده است

نتیجه اخلاقی داستان !
زندگی به تدریج اتفاق می افتد . ماهم می توانیم مثل قورباغه داستانمان ابلهی کنیم و وقت را از دست بدهیم و ناگهان ببینیم که کار از کار گذشته است . همه ما باید نسبت به جریانات زندگی‌مان آگاه وبیدار باشیم .

سوال ؟
اگر فردا صبح از خواب بیدار شوید و ببینید که بیست کیلو چاق شده‌اید نگران نمی شوید ؟
البته که می شوید ! سراسیمه به بیمارستان تلفن می زنید : الو ، اورژانس ، کمک ، کمک ، من چاق شده ام !
اما اگر همین اتفاق به تدریج رخ بدهد ، یک کیلو این ماه ، یک کیلو ماه آینده و ... آیا بازهم همین عکس العمل را نشان می دهید ؟ نه ! با بی خیالی از کنارش می گذرید .
برای کسانی که ورشکسته می شوند ، اضافه وزن می آورند یا طلاق میگیرند یا آخر ترم مشروط می شوند ! این حوادث دفعتا اتفاق نمی افتد یک ذره امروز ، یک ذره فردا وسر انجام یک روز هم انفجار و سپس می پرسیم : چرا این اتفاق افتاد ؟
زندگی ماهیت انبار شوندگی دارد . هر اتفاقی به اتفاق دیگر افزوده می شود ، مثل قطره های آب که صخره های سنگی را می فرساید . اصل قورباغه ای به ما هشدار می دهد که مراقب تمایلات خود باشید !
ما باید هر روز این پرسش را برای خود مطرح کنیم : به کجا دارم می روم ؟ آیا من سالمتر ، مناسبتر ، شادتر و ثروتمندتر از سال گذشته ام هستم ؟ واگر پاسخ منفی است بی درنگ باید در کارهای خود تجدید نظر کنیم.

خلاصه کلام
شاید این نکته رعب انگیز باشد اما واقعیت این است که هیچ ثباتی در کار نیست یا باید به جلو پیش بروید یا بلغزید وپایین بیفتید.

برگرفته از کتاب ارزشمند آخرین راز شاد زیستن
نوشته آندره متیوس

  
نویسنده : مهران قلعه نوی ; ساعت ۸:٥٩ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٧ تیر ۱۳۸٩
تگ ها : جملات مثبت

ماجراهای مدیریتی

پنج آدمخوار در یک شرکت استخدام شدند.

هنگام مراسم خوشامدگویی رئیس شرکت گفت: "شما همه جزو تیم ما هستید. شما اینجا
حقوق خوبی می‌گیرید و میتوانید به غذاخوری شرکت رفته و هر مقدار غذا که
دوست داشتید بخورید، بنابراین فکر کارکنان دیگر را از سر خود بیرون کنید".

آدمخوارها قول دادند که با کارکنان شرکت کاری نداشته باشند.

چهار هفته بعد رئیس شرکت به آنها سر زد و گفت: "می‌دانم که شما خیلی سخت کار
می‌کنید. من از همه شما راضی هستم. امّا یکی از نظافتچی‌های ما ناپدید شده است.
کسی از شما می‌داند که چه اتفاقی برای او افتاده است؟"

آدمخوارها اظهار بی اطلاعی کردند.

بعد از اینکه رئیس شرکت رفت، رهبر آدمخوارها از بقیه پرسید:

" کدوم یک از شما نادونا اون نظافت چی رو خورده؟"

یکی از آدمخوارها با اکراه دستش را بالا آورد. رهبر آدمخوارها گفت:

"ای احمق! طی این چهار هفته ما مدیران، مسئولان و مدیران پروژه‌ها را خوردیم و
هیچ کس چیزی نفهمید و حالا تو اون آقا را خوردی و رئیس متوجه شد!

از این به بعد لطفاً افرادی را که کارهای کلیدی می‌کنند نخورید"...

  
نویسنده : مهران قلعه نوی ; ساعت ۱۱:۳۱ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۸٩

مصاحبه شغلی

 

در پایان مصاحبه شغلی برای استخدام در شرکتی، مدیر منابع انسانی شرکت از مهندس جوان صفر کیلومتر ام آی تی پرسید: « برای شروع کار، حقوق مورد انتظار شما چیست؟»

مهندس گفت: «حدود 75000 دلار در سال، بسته به اینکه چه مزایایی داده شود.»

مدیر منابع انسانی گفت: «خب، نظر شما درباره 5 هفته تعطیلی، 14 روز تعطیلی با حقوق، بیمه کامل درمانی و حقوق بازنشستگی ویژه و خودروی شیک و مدل بالا چیست؟»

مهندس جوان از جا پرید و با تعجب پرسید: «شوخی می‌کنید؟ »

مدیر منابع انسانی گفت: «بله، اما یادت باشه اول تو شروع کردی.

  
نویسنده : مهران قلعه نوی ; ساعت ۳:۳٤ ‎ب.ظ روز شنبه ٤ اردیبهشت ۱۳۸٩
تگ ها : جملات مثبت

نگرانی..

یک (روز) خانواده ی لاک پشتها تصمیم گرفتند که به پیکنیک بروند. از آنجا که لاک پشت ها به صورت طبیعی در همه ی موارد یواش عمل می کنند، هفت سال طول کشید تا برای سفرشون آماده بشن!
 در نهایت خانواده ی لاک پشت خانه را برای پیدا کردن یک جای مناسب ترک کردند. در سال دوم سفرشان (بالاخره) پیداش کردند. برای مدتی حدود شش ماه محوطه رو تمیز کردند، و سبد پیکنیک رو باز کردند، و مقدمات رو آماده کردند. بعد فهمیدند که نمک نیاوردند!
پیکنیک بدون نمک یک فاجعه خواهد بود، و همه آنها با این مورد موافق بودند. بعد از یک بحث طولانی، جوانترین لاک پشت برای آوردن نمک از خانه انتخاب شد.
لاک پشت کوچولو ناله کرد، جیغ کشید و توی لاکش کلی بالا و پایین پرید، گر چه او سریعترین لاک پشت بین لاک پشت های کند بود!
 او قبول کرد که به یک شرط بره؛ اینکه هیچ کس تا وقتی اون برنگشته چیزی نخوره. خانواده قبول کردن و لاک پشت کوچولو به راه افتاد.
سه سال گذشت... و لاک پشت کوچولو برنگشت. پنج سال ... شش سال ... سپس در سال هفتم غیبت او، پیرترین لاک پشت دیگه نمی تونست به گرسنگی ادامه بده . او اعلام کرد که قصد داره غذا بخوره و شروع به باز کردن یک ساندویچ کرد.
در این هنگام لاک پشت کوچولو ناگهان فریاد کنان از پشت یک درخت بیرون پرید،« دیدید می دونستم که منتظر نمی مونید. منم حالا نمی رم نمک بیارم»!!!!!!!!!!!! !!!!!
نتیجه اخلاقی:
بعضی از ماها زندگیمون صرف انتظار کشیدن  برای این می شه که دیگران به تعهداتی که ازشون انتظار  داریم عمل کنن. آنقدر نگران کارهایی که دیگران انجام میدن هستیم که خودمون (عملا) هیچ کاری انجام نمی دیم.

  
نویسنده : مهران قلعه نوی ; ساعت ۱۱:٤٠ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢۳ فروردین ۱۳۸٩
تگ ها : جملات مثبت

زندگی خروسی

کوه بلندی بود که لانه عقابی با چهار تخم، بر بلندای آن قرار داشت. یک روز زلزله ای کوه را به لرزه در آورد و باعث شد که یکی از تخم ها از دامنه کوه به پایین بلغزد. بر حسب اتفاق آن تخم به مزرعه ای رسید که پر از مرغ و خروس بود.
مرغ و خروس ها می دانستند که باید از این تخم مراقبت کنند و بالاخره هم مرغ پیری داوطلب شد تا روی آن بنشیند و آن را گرم نگهدارد تا جوجه به دنیا بیاید. یک روز تخم شکست و جوجه عقاب از آن بیرون آمد. جوجه عقاب مانند سایر جوجه ها پرورش یافت و طولی نکشید که جوجه عقاب باور کرد که چیزی جز یک جوجه خروس نیست. او زندگی و خانواده اش را دوست داشت اما چیزی از درون او فریاد می زد که تو بیش از این هستی. تا این که یک روز که داشت در مزرعه بازی می کرد متوجه چند عقاب شد که در آسمان اوج می گرفتند و پرواز می کردند. عقاب آهی کشید و گفت: ای کاش من هم می توانستم مانند آنها پرواز کنم.
 
مرغ و خروس ها شروع کردند به خندیدن و گفتند: تو خروسی و یک خروس هرگز نمی تواند بپرد. اما عقاب همچنان به خانواده واقعی اش که در آسمان پرواز می کردند خیره شده بود و در آرزوی پرواز به سر می برد. اما هر موقع که عقاب از رویایش سخن می گفت به او می گفتند که رویای تو به حقیقت نمی پیوندد و عقاب هم کم کم باور کرد.
بعد از مدتی او دیگر به پرواز فکر نکرد و مانند یک خروس به زندگی ادامه داد و بعد از سالها زندگی خروسی، از دنیا رفت.
 
تو همانی که می اندیشی، هرگاه به این اندیشیدی که تو یک عقابی به دنبال رویا هایت برو و به یاوه های مرغ و خروسهای اطرافت فکر نکن.
 
نویسنده: گابریل گارسیا مارکز

  
نویسنده : مهران قلعه نوی ; ساعت ۱:۳۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٦ فروردین ۱۳۸٩
تگ ها : جملات مثبت

نگوییم ..... بگوییم

نگوییم............................ بگوییم

من با شما مخالفم........................ با احترام به نظر شما و درک ایده تان، ولی به من حق بدین که با شما موافق نباشم!
بشین............................................ بفرمایید!


حالتو ندارم..................................... میشه یه وقت دیگه باهات حرف بزنم!

حال ندارم....................................... الان شاداب نیستم!

افسرده ام..................................... فعلا احساس خوبی ندارم!

شما خیلی پرخاشگرید................... انگاری زود کنترل خودتو از دست میدی!

دنیا یعنی بدبختی............................آره گاهی گذر روزگار، برام سخت میگذره!

من گناهکارم................................... ادم خطا میکنه و فرصت جبران برام هست

هیچکس من رو درک نمیکنه............. برخی از آدما خوب منو می فهمند!

من هیچوقت شانس نداشتم............. گاهی هم خوش شانس بودم!

من همیشه ترس دارم..................... یه موقع هایی هم خیلی شجاع هستم
  
نویسنده : مهران قلعه نوی ; ساعت ۱:۳٢ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٥ بهمن ۱۳۸۸
تگ ها : جملات مثبت

جملات مثبت

قلبهای زیادی هستند که خودشون رو در همگان گم میکنند

اما، نجیبترین قلبها تنها به یگانه بسنده میکنند.

 

خود خواهی راه ها را مسدود و خیرو خوشی را دور می کند، حال آن که هر اندیشه مهر آمیز عاری از خود خواهی نطفه موفقیت را در خود می پروراند.

 

هر چه بیشتر نفرت بورزید بر دوام نفرت خود افزوده اید و در ذهن خود شیاری از نفرت حک می کنید که خود را در حالت دائمی چهرتان نشان خواهد داد.

تنها کسی که باید عوض شود خودتانید، خودتان که عوض شدید همه اوضاع و شرایط پیرامونتان نیز عوض می شوند، مردم نیز تغییر می کنند.

 

  
نویسنده : مهران قلعه نوی ; ساعت ۱:٢٩ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٥ بهمن ۱۳۸۸
تگ ها : جملات مثبت

نومیدی

من به امید غمت خاطر شادی طلبم ....

«به روایت افسانه‌ها روزی شیطان همه جا جار زد که قصد دارد از کار خود دست بکشد و وسایلش را با تخفیف مناسب به فروش بگذارد. او ابزارهای خود را به شکل چشمگیری به نمایش گذاشت. این وسایل شامل خودپرستی، شهوت، نفرت، خشم، آز، حسادت، قدرت‌طلبی و دیگر شرارت‌ها بود.

ولی در میان آنها یکی که بسیار کهنه و مستعمل به نظر می‌رسید، بهای گرانی داشت و شیطان حاضر نبود آن را ارزان بفروشد ...

کسی از او پرسید: این وسیله چیست؟ شیطان پاسخ داد: این نومیدی و افسردگی است .

 آن مرد با حیرت گفت: چرا این قدر گران است؟

شیطان با همان لبخند مرموزش پاسخ داد: چون این مؤثرترین وسیله من است. هرگاه سایر ابزارم بی‌اثر می‌شوند، فقط با این وسیله می‌توانم در قلب انسان‌ها رخنه کنم و کاری را به انجام برسانم.

 اگر فقط موفق شوم کسی را به احساس نومیدی، دلسردی و اندوه وا دارم، می‌توانم با او هر آنچه می‌خواهم بکنم. من این وسیله را در مورد تمامی انسان‌ها به کار برده‌ام. به همین دلیل این قدر کهنه است.»

  
نویسنده : مهران قلعه نوی ; ساعت ٩:٢٢ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۳ آذر ۱۳۸۸
تگ ها : جملات مثبت

باد مخالف

عقاب وقتی می‌خواهد به ارتفاع بالاتری صعود کند، در لبه‌ی یک صخره، به انتظار یک اتفاق می‌نشیند!

می‌دانید اتفاق چیست؟ گردبادی که از رو‌به‌رو بیاید!

عقاب به محض این‌که ‌آمدن گردباد را حس‌کرد، بال‌های خود را می‌گشاید و اجازه می‌دهد ‌باد، او را با خود بلند کند.

به محض این‌که طوفان قصد سرنگونی عقاب را کرد، این پرنده‌ی بلند‌پرواز، سر خود را به‌سوی آسمان بلند می‌کند و عمود بر طوفان می‌ایستد و مانند گلوله‌ی توپی، به سمت بالا پرتاب ‌می‌شود. او آن‌قدر با کمک باد مخالف، اوج ‌می‌گیرد تا به ارتفاع موردنظر برسد و آن‌گاه با چرخش خود به‌سوی قله‌ی موردنظر، در بالاترین نقطه‌ی کوهستان، مأوا می‌گزیند.

خوب به شیوه‌ی عقاب برای بالارفتن دقت کنید. او منتظر حادثه می‌ماند، حادثه‌ای که برای مرغ‌های زمینی، یک مصیبت و بلاست. او منتظر طوفان می‌نشیند تا از انرژی پنهان در گردباد، به نفع خود استفاده کند.

وقتی طوفان از راه می‌رسد، عقاب به‌جای زانوی غم بغل‌گرفتن و در کنج سنگ‌ها پناه‌گرفتن، جشن می‌گیرد و خود را به بالاترین نقطه‌ی وزش باد می‌رساند و از آن‌جا، سنگین‌ترین ضربه‌های گردباد را به نفع خود به‌کار می‌گیرد؛ عقاب از نیروی مهاجم، به نفع خویش استفاده می‌کند.

او نه‌تنها از نیروی مخالف نمی‌هراسد، بلکه منتظر آن نیز می‌نشیند‌ چراکه می‌داند این انرژی پنهان در نیروی مخالف است که می‌تواند او را به فضای بالاتر پرتاب کند.

انرژی اوج، به رایگان به کسی داده نمی‌شود. به‌طور اساسی در قانون بقای طبیعت، تقلای بقای نیروهای منفی، ایجاب می‌کند که تعداد نیروهای مخالف در زندگی، همیشه بیش‌تر از جریان موافق شما باشد.

پس اگر قرار است نیروی کمکی برای صعود شما حاصل گردد، قاعدتاً باید این نیرو از سوی مخالفان شما تأمین شود‌ بنابراین وقتی اتفاقی خلاف میل شما رخ‌می‌دهد، به‌جای عقب‌نشینی و سرخوردگی و واگذار کردن میدان، بی‌درنگ عقاب‌گونه جشن بگیرید و این رخداد ناخوشایند را به فال نیک گرفته و سعی‌کنید ‌در لابه‌لای این حادثه‌ی به‌ظاهر نامطلوب، خواسته و طلب موردنظر خود را پیدا کنید و با استفاده از نیروی مخالف، خود را به خواسته‌ی خویش نزدیک سازید.

نیرویی که قرار است باعث صعود شما در زندگی شود، توسط همان کسانی فراهم می‌شود که درحال حاضر، مخالف جدی شما هستند و قصد نابودی‌تان ‌را دارند.

این شما هستید که باید منتظر فرصت باشید و با تأمل و آمادگی و صبر و تدبیر به‌موقع، از این نیرو برای بالا‌رفتن و اوج‌گرفتن استفا‌ده کنید.

پس هرگز از وجود سختی و زحمت و نیروی مخالف در زندگی و کار و تحصیل و... خود گله‌مند نباشید. این‌ها مخازن انرژی پرواز شما هستند و اگر نباشند، شاید هرگز صعودی در زندگی‌تان حاصل نگردد.

به‌جای دست روی دست گذاشتن و از وجود مشکل‌ها و مخالفت‌ها گله‌‌کردن، کمی چشم دل خود را باز کنید و به حکمت پنهان در مصیبت‌ها و سختی‌های زندگی بیندیشید.

خالق هستی با هیچ موجودی حتی بدترین مخلوقات عالم هم دشمنی ندارد و اگر اتفاقی رخ‌می‌دهد که به‌ظاهر، آزاردهنده و ناخوشایند است، شک نکنید که او در هر‌چه رقم می‌زند، خیر و برکت و سعادت پنهان است. این ما هستیم که باید شجاعت رویارویی با جریان‌های مخالف را داشته باشیم و در وقت مناسب، بال‌های خود را بگشاییم و چرخش صعود خود به سمت بالا را تجربه کنیم

  
نویسنده : مهران قلعه نوی ; ساعت ۸:٥۸ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٢ امرداد ۱۳۸۸
تگ ها : جملات مثبت

خدایا چرا؟؟

و شما از خدا می پرسید چرا من ؟

در حالی که اگر به تصویر بزرگتر نگاه کنید متوجه خواهید شد سنگهای بزرگتر و بلایای بیشتری به سوی شما روانه شده ...

روزی که با یاد خدا سپری نشود روز بیهوده ایست...

خداوند روز ما را تغییر می دهد و آنچه صلاح است برای ما میفرستد

همیشه شکر گذار خداوند باشیم

 

  
نویسنده : مهران قلعه نوی ; ساعت ۱٢:٠٢ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۱ تیر ۱۳۸۸
تگ ها : جملات مثبت

هیچوقت خودت را با کسی مقایسه نکن!

دانلود

  
نویسنده : مهران قلعه نوی ; ساعت ۱٢:٢٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٠ خرداد ۱۳۸۸
تگ ها : جملات مثبت

ارزشمندترین چیزهای زندگی

ارزشمندترین چیزهای زندگی معمولا دیده نمیشوند و یا لمس نمیگردند، بلکه در دل حس می شوند .
 
 پس از 21 سال زندگی مشترک همسرم از من خواست که با زن دیگری برای شام و سینما بیرون بروم. زنم گفت که مرا دوست دارد ولی مطمئن است که این زن هم مرا دوست دارد و از بیرون رفتن با من لذت خواهد برد . زن دیگری که همسرم از من میخواست که با او بیرون بروم مادرم بود که 19 سال پیش از این بیوه شده بود ولی مشغله های زندگی و داشتن 3 بچه باعث شده بود که من فقط در موارد اتفاقی و نامنظم به او سر بزنم . آن شب به او زنگ زدم تا برای سینما و شام بیرون برویم . مادرم با نگرانی پرسید که مگر چه شده؟ او از آن دسته افرادی بود که یک تماس تلفنی شبانه و یا یک دعوت غیر منتظره را نشانه یک خبر بد میدانست . به او گفتم: بنظرم رسید بسیار دلپذیر خواهد بود که اگر ما دو امشب را با هم باشیم. او پس از کمی تامل گفت که او نیز از این ایده لذت خواهد برد . آن جمعه پس از کار وقتی برای بردنش میرفتم کمی عصبی بودم. وقتی رسیدم دیدم که او هم کمی عصبی بود کتش را پوشیده بود و جلوی درب ایستاده بود، موهایش را جمع کرده بود و لباسی را پوشیده بود که در آخرین جشن سالگرد ازدواجش پوشیده بود. با چهره ای روشن همچون فرشتگان به من لبخند زد . وقتی سوار ماشین میشد گفت که به دوستانش گفته امشب با پسرم برای گردش بیرون میروم و آنها خیلی تحت تاثیر قرار گرفته اند و نمیتوانند برای شنیدن ما وقع امشب منتظر بمانند . ما به رستورانی رفتیم که هر چند لوکس نبود ولی بسیار راحت و دنج بود . دستم را چنان گرفته بود که گویی همسر رئیس جمهور بود. پس از اینکه نشستیم به خواندن منوی رستوران مشغول شدم. هنگام خواندن از بالای منو نگاهی به چهره مادرم انداختم و دیدم با لبخندی حاکی از یاد آوری خاطرات گذشته به من می نگرد، و به من گفت یادش می آید که وقتی من کوچک بودم و با هم به رستوران میرفتیم او بود که منوی رستوران را میخواند. من هم در پاسخ گفتم که حالا وقتش رسیده که تو استراحت کنی و بگذاری که من این لطف را در حق تو بکنم . هنگام صرف شام مکالمه قابل قبولی داشتیم، هیچ چیز غیر عادی بین ما رد و بدل نشد بلکه صحبتها پیرامون وقایع جاری بود و آنقدر حرف زدیم که سینما را از دست دادیم . وقتی او را به خانه رساندم گفت که باز هم با من بیرون خواهد رفت به شرط اینکه او مرا دعوت کند و من هم قبول کردم . وقتی به خانه برگشتم همسرم از من پرسید که آیا شام بیرون با مادرم خوش گذشت؟ من هم در جواب گفتم خیلی بیشتر از آنچه که میتوانستم تصور کنم . چند روز بعد مادرم در اثر یک حمله قلبی شدید درگذشت و همه چیز بسیار سریعتر از آن واقع شد که بتوانم کاری کنم . کمی بعد پاکتی حاوی کپی رسیدی از رستورانی که با مادرم در آن شب در آنجا غذا خوردیم بدستم رسید . یادداشتی هم بدین مضمون بدان الصاق شده بود: نمیدانم که آیا در آنجا خواهم بود یا نه ولی هزینه را برای 2 نفر پرداخت کرده ام یکی برای تو و یکی برای همسرت. و تو هرگز نخواهی فهمید که آن شب برای من چه مفهومی داشته است، دوستت دارم پسرم . در آن هنگام بود که دریافتم چقدر اهمیت دارد که بموقع به عزیزانمان بگوییم که دوستشان داریم و زمانی که شایسته آنهاست به آنها اختصاص دهیم. هیچ چیز در زندگی مهمتر از خدا و خانواده نیست . زمانی که شایسته عزیزانتان است به آنها اختصاص دهید زیرا هرگز نمیتوان این امور را به وقت دیگری واگذار نمود . این متن را برای همه کسانی که والدینی مسن دارند بفرستید. به یک کودک، بالغ و یا هرکس با والدینی پا به سن گذاشته. امروز بهتر از دیروز و فرداست

  
نویسنده : مهران قلعه نوی ; ساعت ۸:٢۸ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٠ خرداد ۱۳۸۸
تگ ها : جملات مثبت

در پشت هر مرد بزرگ زنی بزرگ ایستاده است

توماس هیلر ٬ مدیر اجرایی شرکت بیمه عمر ماساچوست میو چوال و همسرش در بزگراهی بین ایالتی در حال رانندگی بودند که او متوجه شد بنزین اتومبیلش کم است. هیلر به خروجی بعدی پیچید و از بزرگراه خارج شد و خیلی زود یک پمپ بنزین مخروبه که فقط یک پمپ داشت پیدا کرد.او از تنها مسئول آنها خواست باک بنزین را پر و روغن اتومیبل را بازرسی کند.سپس برای رفع خستگی پاهایش به قدم زدن در اطراف پمپ بنزین پرداخت.


او هنگامی که به سوی اتومبیل خود باز می گشت دید که متصدی پمپ بنزین و همسرش گرم گفتگو هستند. وقتی او به داخل اتومبیل برگشت دید که متصدی پمپ بنزین دست تکان می دهد و شنید که می گوید :" گفتگوی خیلی خوبی بود."
پس از خروج از جایگاه ٬ هیلر از زنش پرسید که آیا آن مرد را می شناسد.او بی درنگ جواب اظهار داشت که می شناسد. آنان در دوران تحصیل به یک دبیرستان می رفتنند و یک سال هم باهم نامزد بوده اند. هیلر با لحنی آکنده از غرور گفت :" هی خانم ٬ شانس آوردی که من پیدا شدم . اگر با اون ازدواج می کردی به جای زن مدیر کل٬ همسر یک کارگر پمپ بنزین شده بودی ." زنش پاسخ داد :" عزیزم ٬ اگر من با او ازدواج می کردم ٬ اون مدیر کل بود و تو کارگر پمپ بنزین ."

بر گرفته از کتاب بهترین نکته ها و قطعه ها

  
نویسنده : مهران قلعه نوی ; ساعت ۱٢:٤۱ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٢ فروردین ۱۳۸۸
تگ ها : جملات مثبت

بزرگ بیاندیشیم

بزرگ بیاندیشیم
همه ما لازم است در هنگام مواجهه با مشکلات مقداری روی افکارمان تغییر و تحولاتی بدهیم و قضاوتها را در مورد      خودمان مثبت تر کنیم.برای این کار اجرای راهکارهایی که به آنها اشاره می کنیم میتواند به شما کمک کند.     
                                                                                                                                    الف) هنگامیکه احساس ضعف نفس و عدم کفایت در وجودتان سایه می افکند بزرگ بیاندیشید:
1-به ظاهر خود اهمیت دهید چرا که بی توجهی به ظاهر مقدمه بی توجهی به باطن است .
2-بر روی نقاط مثبت و قوت خود متمرکز شوید .
3-دیگران را بیش از حد بزرگ نکنید در این صورت خودتان کوچکتر از معمول به نظر خواهید رسید .
 …  چنان زیبایم من
که الله اکبر …
وصفی است ناگزیر
که از من می کنی…
 ب) هنگامیکه درگیر بحث یا مشاجره غیر قابل اجتناب می شوید بزرگ بیاندیشید :
 1-به خودتان یاد آوری کنیدکه دعوا مانند جنگ اتمی است هیچ برنده ای ندارد .
2-آنقدر بزرگ بیاندیشید که دریابید با بحث ، دعوا ، مشاجره ،  هیاهو ، کینه توزی ، … راه به جایی نخواهید برد .
بی پروا ، نیم
آنسان که تازم پیش
پس نشینم
هنگامه نبرد چیره کیست ؟
آنکس که نشورد
 پ) هنگامی که احساس شکست می کنید بزرگ بیاندیشید :
 1-کلمه شکست را در خزانه لغات خود با تجربه تعویض کنید .
2-توجه داشته باشید که با هر شکست یه قدم به هدف نزدیکتر شده اید.
3-همیشه سوارکاران لایق محکمتر از دیگران به زمین می خورند .
یادگار من است .......
این درخت که خستگی تبرت را می گیرد
عمیق بزن........
 ت)هنگامیکه روابط عاطفیتان به سردی می گراید ، بزرگ بیاندیشید :
1-بد بینی ، تلخ زبانی،  پیش بینی و اندیشه های منفی را دور بریزید .
2-یک لبخند، یک شاخه گل، یک شعر و یک دیدار ساده می تواند سرآغاز پرسه ای غریب در کوچه باغ باران باشد.
3-به یاد داشته باشید که هوای ابری بعد از رعد و برق و باران ، آفتابی خواهد شد .
 کسی را شاید ........
با تو نیازی باشد
از باور بیهودگی خویش در گذر.........
 منبعwww.alzahra.ac.ir     
 

  
نویسنده : مهران قلعه نوی ; ساعت ٥:٥۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٧ اسفند ۱۳۸٧
تگ ها : جملات مثبت

حکایت مدیریتی 1

چند وقتی بود در بخش مراقبت های ویژه یک بیمارستان معروف، بیماران یک تخت بخصوص در حدود ساعت ۱۱ صبح روزهای یکشنبه جان می سپردند و این موضوع ربطی به نوع بیماری و شدت و ضعف مرض آنان نداشت. این مسئله باعث شگفتی پزشکان آن بخش شده بود به طوری که بعضی آن را با مسائل ماورای طبیعی و بعضی دیگر با خرافات و ارواح و اجنه و موارد دیگر در ارتباط می دانستند. کسی قادر به حل این مسئله نبود که چرا بیمار آن تخت درست در ساعت ۱۱ صبح روزهای یکشنبه می میرد. به همین دلیل گروهی از پزشکان متخصص بین المللی برای بررسی موضوع تشکیل جلسه دادند و پس از ساعت ها بحث و تبادل نظر بالاخره تصمیم بر این شد که در اولین یکشنبه ماه، چند دقیقه قبل از ساعت ۱۱ در محل مذکور برای مشاهده این پدیده عجیب و غریب حاضر شوند. در محل و ساعت موعود، بعضی صلیب کوچکی در دست گرفته و در حال دعا بودند، بعضی دوربین فیلمبرداری با خود آورده و ... دو دقیقه به ساعت ۱۱ مانده بود که «پوکی جانسون» نظافتچی پاره وقت روزهای یکشنبه وارد اتاق شد. دوشاخه برق دستگاه حفظ حیات (ا از پریز برق درآورد و دوشاخه جاروبرقی خود را به پریز زد و مشغول کار شد!!

شرح حکایت
1- بیشتر مسائلی که عجیب و ناشناخته به نظر می رسند علت های پیچیده و ناشناخته ندارند.
2- نظافتچی پاره وقت روزهای یکشنبه چقدر منظم است. شاید این نظم و وقت شناسی به خاطر نظارت و حساسیت مدیریت مربوطه باشد.
3- مدیران مربوط به آموزش نیروی انسانی بیمارستان، آموزش لازم را به نیروی انسانی نداده اند.

  
نویسنده : مهران قلعه نوی ; ساعت ۱٠:٤۸ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٦ بهمن ۱۳۸٧
تگ ها : جملات مثبت

مشکل از ماست!!



مردی متوجه شد که گوش همسرش سنگین شده و شنوائیش کم شده است. به نظرش رسید که همسرش باید سمعک بگذارد ولی نمیدانست این موضوع را چگونه با او در میان بگذارد. بدین خاطر، نزد دکتر خانوادگیشان رفت و مشکل را با او در میان گذاشت.

دکتر گفت: «برای این که بتوانی دقیقتر به من بگویی که میزان ناشنوایی همسرت چقدر است آزمایش ساده ای وجود دارد. ابتدا در فاصله ۴ متری او بایست و با صدای معمولی مطلبی را به او بگو. اگر نشنید همین کار را در فاصله ٣ متری تکرار کن. بعد در ٢ متری و به همین ترتیب تا بالاخره جواب دهد. این کار را انجام بده و جوابش را به من بگو.»

آن شب، همسر آن مرد در آشپزخانه سرگرم تهیه شام بود و خود او در اتاق تلویزیون نشسته بود. مرد به خودش گفت الان فاصله ما حدود ۴ متر است. بگذار امتحان کنم. سپس با صدای معمولی از همسرش پرسید: «عزیزم شام چی داریم؟»

جوابی نشنید. بعد بلند شد و یک متر جلوتر به سمت آشپزخانه رفت و دوباره پرسید: «عزیزم شام چی داریم؟»

باز هم پاسخی نیامد. باز هم جلوتر رفت و از وسط هال که تقریباً ٢ متر با آشپزخانه و همسرش فاصله داشت گفت: «عزیزم شام چی داریم؟»

باز هم جوابی نشنید . باز هم جلوتر رفت و به در آشپزخانه رسید. سوالش راتکرار کرد و باز هم جوابی نیامد.

این بار جلوتر رفت و درست از پشت سر همسرش گفت: «عزیزم شام چی داریم؟»

زنش گفت: «مگه کری؟ برای پنجمین بار میگم: خوراک مرغ !!!»

نتیجه اخلاقی:

مشکل ممکن است آنطور که ما همیشه فکر میکنیم در دیگران نباشد و شاید در خود ما باشد.

  
نویسنده : مهران قلعه نوی ; ساعت ۱٠:٤۳ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٦ بهمن ۱۳۸٧
تگ ها : جملات مثبت

امید

یکی بود یکی نبود، چهار شمع به آهستگی می سوختند و در محیط آرامی صدای صحبت آنها به گوش می رسید:

شمع اول گفت: ” من صلح و آرامش هستم، اما هیچ کسی نمی تواند شعلهَ مرا روشن نگه دارد.

 من باور دارم که به زودی

می میرم...“

سپس شعلهَ صلح و آرامش ضعیف شد تا به کلی خاموش شد.

 

شمع دوم گفت: ”من ایمان هستم . برای بیشتر آدم ها  دیگردر زندگی ضروری نیستم،  پس دلیلی وجود ندارد که روشن بمانم...“

سپس با وزش نسیم ملایمی، ایمان نیز خاموش گشت.

 

شمع سوم با ناراحتی گفت: ”من عشق هستم ولی توانایی آن را ندارم که دیگر روشن بمانم. انسان ها من را در حاشیه زندگی خود قرار داده اند و اهمیت مرا درک نمی کنند. آنها حتی فراموش کرده اند که به نزدیک ترین کسان خود عشق

بورزند...“

طولی نکشید که عشق نیز خاموش شد.

 

ناگهان...

 

 کودکی وارد اتاق شد و سه شمع خاموش را دید.

”چرا شما خاموش شده اید، شما قاعدتا باید تا آخر روشن بمانید . “

سپس شروع به گریه کرد .

 

آنگاه شمع چهارم گفت:

 ”نگران نباش تا زمانی که من وجود دارم، ما می توانیم بقیه شمع ها را دوباره روشن کنیم.

مـن امـــید هستم !“

با چشمانی که از اشک و شوق می درخشید ، کودک شمع امید را برداشت و بقیهَ شمع ها را روشن کرد .

 

نور امید هرگز در زندگیتان خاموش مباد!

 

  
نویسنده : مهران قلعه نوی ; ساعت ۳:۳٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٠ دی ۱۳۸٧
تگ ها : جملات مثبت

یک نفر مراقب شماست...

برای دانلود کلیک نمایید

  
نویسنده : مهران قلعه نوی ; ساعت ۱:۳٢ ‎ب.ظ روز شنبه ۳٠ آذر ۱۳۸٧
تگ ها : جملات مثبت

به یاد ماندنی

**زندگی مثل دوچرخه سواری می مونه ..واسه حفظ تعادلت همیشه باید در حرکت باشی ....آلبرت انیشتین     

 

**جرج آلن: اگر کسی را دوست داری، به او بگو. زیرا قلبها معمولاً با کلماتی که ناگفته می‌مانند، می‌شکنند

 

**میان انسان و شرافت رشته باریکی وجود دارد و اسم آن قول است . توماس براس

 

     **همه دوست دارند به بهشت بروند,اما کسی دوست ندارد بمیرد .بهشت رفتن جرأت مردن میخواهد.
     **شریف ترین دلها دلی است که اندیشه ی آزار کسان درآن نباشد.  
زرتشت

 

**چارلی چاپلین: خوشبختی فاصله این بدبختی است تا بدبختی دیگر.

 

**ملاصدرا می گوید: خداوند بی نهایت است و لامکان و بی زمان اما به قدر فهم تو کوچک می شود و به قدر نیاز تو فرود می آید و به قدرآرزوی تو گسترده می شود و به قدر ایمان تو کارگشا می شود.

 

ادامه مطلب   
نویسنده : مهران قلعه نوی ; ساعت ٢:٥۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۳ آذر ۱۳۸٧
تگ ها : جملات مثبت

هیچوقت دروغ نگویید!!!

مردی با همسرش در خانه تماس گرفت و گفت:"عزیزم ازمن خواسته شده که با رئیس و چند تا از دوستانش برای ماهیگیری به کانادا برویم"

ما به مدت یک هفته آنجا خواهیم بود.این فرصت خوبی است تا ارتقای شغلی که منتظرش بودم بگیرم بنابراین لطفا لباس های کافی برای یک هفته برایم بردار و وسایل ماهیگیری مرا هم آماده کن

ما از اداره حرکت خواهیم کرد و من سر راه وسایلم را از خانه برخواهم داشت ، راستی اون لباس های راحتی ابریشمی آبی رنگم را هم بردار !

زن با خودش فکر کرد که این مساله یک کمی غیرطبیعی است اما بخاطر این که نشان دهد همسر خوبی است دقیقا کارهایی را که همسرش خواسته بود انجام داد.

هفته بعد مرد به خانه آمد ، یک کمی خسته به نظر می رسید اما ظاهرش خوب ومرتب بود.

همسرش به او خوش آمد گفت و از او پرسید که آیا او ماهی گرفته است یا نه ؟

مرد گفت :"بله تعداد زیادی ماهی قزل آلا،چند تایی ماهی فلس آبی و چند تا هم اره ماهی گرفتیم . اما چرا اون لباس راحتی هایی که گفته بودم برایم نگذاشتی ؟"

جواب زن خیلی جالب بود.
زن جواب داد : لباس های راحتی رو توی جعبه وسایل ماهیگیریت گذاشته بودم

 

منبع : جامعه مجازی سپنتا

 

  
نویسنده : مهران قلعه نوی ; ساعت ۱:۳۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٩ آبان ۱۳۸٧
تگ ها : جملات مثبت

پیرمرد

پیرمردی تنها در مینه سوتا زندگی می کرد . او می خواست مزرعه سیب زمینی اش راشخم بزند اما این کار خیلی سختی بود .
تنها پسرش که می توانست به او کمک کند در زندان بود .
پیرمرد نامه ای برای پسرش نوشت و وضعیت را برای او توضیح داد :
پسرعزیزم من حال خوشی ندارم چون امسال نخواهم توانست سیب زمینی بکارم .
من نمی خواهم این مزرعه را از دست بدهم، چون مادرت همیشه زمان کاشت محصول را دوست داشت. من برای کار مزرعه خیلی پیر شده ام. اگر تو اینجا بودی تمام مشکلات من حل می شد.
من می دانم که اگر تو اینجا بودی مزرعه را برای من شخم می زدی .
دوستدار تو پدر
پیرمرد این تلگراف را دریافت کرد :
پدر به خاطر خدا مزرعه را شخم نزن من آنجا اسلحه پنهان کرده ام .
۴صبح فردا ۱۲ نفر از مأموران و افسران پلیس محلی دیده شدند و تمام مزرعه را شخم زدند بدون اینکه اسلحه ای پیدا کنند .
پیرمرد بهت زده نامه دیگری به پسرش نوشت و به او گفت که چه اتفاقی افتاده و می خواهد چه کند ؟
پسرش پاسخ داد : پدر برو و سیب زمینی هایت را بکار، این بهترین کاری بود که از اینجا می توانستم برایت انجام بدهم

  
نویسنده : مهران قلعه نوی ; ساعت ۸:٠٤ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٩ مهر ۱۳۸٧
تگ ها : جملات مثبت

هنگام کار، به فکر نتیجه ی آن نباشید!

استاد “بونگ سو هان” (Bong Soo Han)، با قد متوسط و موهای خاکستری رنگ، اهل کُره است. در گفتار و کردارش نوعی اقتدار یافت می شود. هیچ حرکت یا حرف زائدی ندارد. او هنرمندان رزمی سنتی است که هاپ کی دو را از استادش در کُره آموخت. دروسی که از استاد “هان” فرا گرفتم، تنها مهارت های ورزشی نیست، بلکه درس زندگی است. من همیشه پس از ترک جلسه ی درس او احساس غنی بودن می نمودم.

وقتی که شروع به آموختن هاپ کی دو با استاد “هان” نمودم، پنجاه ساله بودم! از ابتدا، فرایند یادگیری به کندی صورت می گرفت و اغلب برایم دشوار بود. زیرا هاپ کی دو به بدنی بسیار نرم و انعطاف پذیر نیاز دارد. بدن من با بالا رفتن سنم خشک شده بود و با مشکلاتی در ناحیه ی کمر، دردهای شدیدی در من ایجاد می کرد. یادگیری من با حضور مردان بسیار جوان تر از من که به آسانی قادر به انجام دادن حرکات بودند، بسیار پیچیده بود.چرا که لازم بود که من برای ایجاد تمرکز حواس بیشتر، تلاش بیشتری بکنم. خیلی از مواقع می شد که من تصمیم به ترک کلاس ها می گرفتم. حقیقتی که استاد “هان” هم به آن پی برده بود.

این، قسمتی از نوشته های “جو هیامز” (Joe Hyams)، در کتاب “ذِن در هنرهای رزمی” (Zen In The Martial Arts) بود. کتابی که در سال 2001 - (1380) خریدم و همیشه از نکات و اصول تامل برانگیزی که به همراه داره، استفاده کردم.
یکی از مواردی که کمتر بهش اهمیت می دهیم، همین است که وقتی در حال انجام “کاری” هستیم، همش به نتیجه ی نهایی و محصولی که قرار هست با انجام این “کار” به بار بشیند، فکر می کنیم. این باعث میشه که از اصل ِ “کار” خود دور بشیم و بدون شک، این “کار”، ناقص خواهد شد. دقیقا مثل این می مونه که بخواهیم از یک کوه بالا برویم و دائم به نوک قله “نگاه” کنیم. با این دائم “نگاه” کردن، دو حالت ممکن است پیش بیاید.

در حالت اول ممکن هست که شما با دیدن نوک قله و فاصله ی بسیار زیادی که با آن دارید و راه صعب العبوری که در انتظارتان هست، پشیمان بشید و از ادامه دادن صرف نظر کنید.

اما حالت دوم کمی متفاوت است. ممکن است با دیدن نوک قله (که رسیدن بهش، می تونه به مانند رسیدن به یک هدف خیلی بزرگ باشه)، بخواهید هرچه زودتر خود را برسانید به آن و عجله کنید که این عجله کردن، ممکن است به سقوط شما از روی کوه منجر بشه.

  
نویسنده : مهران قلعه نوی ; ساعت ۸:٠٧ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٤ مهر ۱۳۸٧
تگ ها : جملات مثبت

وارنر بافیت

 

مصاحبه ای  در شبکه سی ان بی سی با آقای وارنر بافیت، دومین مرد ثروتمند دنیا که مبلغ 31 بیلیون دلار به موسسه خیریه بخشیده بود.

در اینجا برخی از جلوه های جالب زندگی وی بیان شده:

1- او اولین سهامش را در 11 سالگی خرید و هم اکنون از اینکه دیر شروع کرده ابراز پشیمانی می نماید!

2- او از درآمد مربوط به شغل توزیع روزنامه ها، یک مزرعه کوچک در سن 14 سالگی خرید.

3- او هنوز در همان خانه کوچک 3 اتاق خوابه واقع در مرکز شهر اوماها زندگی می کند که 50 سال قبل پس از ازدواج آنرا خرید. او می گوید هر آنچه که نیازمند آن می باشد، درآن خانه وجود دارد. خانه اش فاقد هرگونه دیوار یا حصاری می باشد.

4- او همواره خودش اتومبیل شخصی خود را می راند و هیچ راننده یا محافظ شخصی ندارد.

5- او هرگز بوسیله جت شخصی سفر نمی کند هرچند که مالک بزرگترین شرکت جت شخصی دنیا می باشد.

6- شرکت وی به نام برکشایر هات وی، مشتمل بر 63 شرکت می باشد. او هرساله تنها یک نامه به مدیران اجرائی این شرکتها می نویسد و اهداف آن سال را به ایشان ابلاغ می نماید.

 

ادامه مطلب   
نویسنده : مهران قلعه نوی ; ساعت ۳:۱٦ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳ مهر ۱۳۸٧
تگ ها : جملات مثبت

انسان موفق

بر روی زمین چیزی بزرگتر از انسان نیست و در انسان چیزی بزرگتر از فکر او.

هر کس آدم بزرگی شده، هر آدم موفقی که به موفقیت دست یافته، تمام توان های خود را به یک مسیر مشخص به خصوص معطوف داشته.

مارک فیشر: "همواره به خاطر بیاور که در اوجی معین، دیگر ابری نیست. اگر زندگیت ابری است، به این دلیل است که روحت آنقدر که باید بالا نرفته است.

 

هیچ کسی و هیچ شکستی آنقدر بزرگ نیست که انسان بخاطرش خودکشی کند.

 

شکست زایده عدم تمایل به تغییر است.

 

به وعده ها اعتماد نکن.

 

جهان پر از وعده است:

 

<وعده ثروت- رستگاری ابدی- عشق مطلق>

 

کسانی که وعده  می دهند و وفا نمی کنند به اختگی و ناتوانی می رسند.

 

و همین بلا به سر آنهایی می آید که دلشان را به وعده ها خوش می کنند

 

جان ماکسول: می گوید که چه کسی هستید.اینکه چه کسی هستید تعیین می کند که چه کسانی را جذب می کنید.اینکه چه کسانی را جذب کنید توفیق سازمانتان را رقم می زند

  
نویسنده : مهران قلعه نوی ; ساعت ۱:٥٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٦ شهریور ۱۳۸٧
تگ ها : جملات مثبت

قورباغه ها

قورباغه ها

روزی از روزها گروهی از قورباغه های کوچیک تصمیم گرفتند که با

هم مسابقه ی دو بدند .

هدف مسابقه رسیدن به نوک یک برج خیلی بلند بود .

جمعیت زیادی برای دیدن مسابقه و تشویق قورباغه ها جمع شده بودند ...

و مسابقه شروع شد ....

 

ادامه مطلب   
نویسنده : مهران قلعه نوی ; ساعت ۱:۳٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۱ شهریور ۱۳۸٧
تگ ها : جملات مثبت

زمان

 

بسیارى از ما زندگى خود را به دویدن در پشت سر زمان میگذرانیم امّا تنها هنگامى به آن میرسیم که بر اثر سکته قلبى یا در یک تصادف رانندگى به خاطر عجله براى سر وقت رسیدن به سر قرارى، بمیریم.

بسیارى از ما آنقدر نگران و مضطرب زندگى خود در آینده هستیم که زندگى خود در حال حاضر، یعنى تنها زمانى که واقعاً وجود دارد را فراموش میکنیم.

همه ما در سراسر جهان، زمان برابرى در اختیار داریم. هیچکس بیشتر یا کمتر ندارد. تفاوت در این است که هر یک از ما با زمانى که در اختیار داریم چکار میکنیم. ما نیاز داریم که هر لحظه را زندگی کنیم. به گفته جان لنون، خواننده معروف: زندگى آن چیزى است که براى تو اتفاق میافتد، در حالى که تو سرگرم برنامه ریزیهاى دیگرى هستى.

  
نویسنده : مهران قلعه نوی ; ساعت ٢:٥۳ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٤ امرداد ۱۳۸٧
تگ ها : جملات مثبت

تغییر عادت منفی به مثبت *

تغییر عادت منفی به مثبت *

در آمریکا در انبار کالایی، کارگر بی سوادی کار می کرد. او موظف بود تعداد کالای داخل هر گونی را شمارش کرده و درصورت صحیح بودن مقدار آن، روی گونی بنویسد* All  Correct* و چون این کاگر بی سواد بود و طرز نوشتن این کلمه را بلد نبود با استفاده از صدای اول کلمه ها، علامتی روی گونی ها می گذاشت به این صورت که به جای* All  * از * O * و به جای * Correct *  از * K * استفاده می کرد و به جای کلمه ی* All Correct* روی گونی ها می نوشت * O.K * استفاده از کلمه ی * O.K * به تدریج همه گیر شده و امروزه مردم سراسر دنیا، این اصطلاح را به خوبی می شناسند و به کار می برند.

کلمه ها عقاید شکل گرفته و افکار بیان شده هستند به عبارت ساده آن چه می گویی فکری است که بیان می شود. کلمه ها و اندیشه ها دارای امواجی نیرومند هستند که به زندگی و امورمان شکل می دهند.

اگر یک کارگر بی سواد بتواند یک اصطلاحی را در دنیا شایع کند؛ پس من و تو، ما و شما به طور حتم می توانیم استفاده از کلمه ها و اصطلاح های مثبت را در سطح کل ایران گسترش داده و انرژی مثبت  را بین همه پخش کنیم. فکر می کنید چرا حضرت محمد می فرمایند: *فرزندان خود را به نام های نیک خطاب کنید.*

امروزه ثابت شده که کلمات منفی نیروی منفی به سمت شخص می فرستند و او را به سمت منفی و بیماری سوق می دهند به طور مثال وقتی به ما می گویند خسته نباشی دراصل خستگی را به یادمان می آورند و ناخودآگاه احساس خستگی می کنیم (روی خودتان امتحان کنید) اما اگر به جای آن از یک عبارت مثبت استفاده شود نیروی مثبت و سازنده به افراد هدیه می دهیم.

 

ادامه مطلب   
نویسنده : مهران قلعه نوی ; ساعت ٤:٥٥ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٢ تیر ۱۳۸٧
تگ ها : جملات مثبت

انعطاف پذیری...

 

انعطاف پذیری یکی از مهمترین توانائیهای مورد نیاز سازمانها و شرکتها در مواجه با تغییرات محیطی است. توانائی انعطاف پذیری راز زنده ماندن و بقاء است. هر چه این توانمندی بیشتر باشد، شانس بقای بیشتری را ایجاد می کند. تصویر بالا نشاندهنده این نکته است که در قله کوه هیچ درختی جز این درخت که ساختار، شکل و فرم خود را با جریانات و فشار بادهای سهمگین منطبق نموده است، درخت دیگری وجود ندارد. برای بقا در برخی موارد ناگزیر از تغییر در رویه ها و استانداردهای معمول هستیم.

  
نویسنده : مهران قلعه نوی ; ساعت ۳:٠٩ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۱ تیر ۱۳۸٧
تگ ها : جملات مثبت

کاش از خودم شروع می کردم!

کاش از خودم شروع می کردم!

نوشته های سنگ قبر یک کشیش

جوان که بودم میخواستم دنیا را تغییر دهم.پیر و عاقل تر که شدم٬ فهمیدم نمیتوانم دنیا را تغییر دهم٬بنابراین توقعم را کم کردم و به تغییر کشور قناعت کردم٬ ولی کشورم نیز نمیخواست عوض شود.

به میانسالی که رسیدم آخرین تواناییم را به کار گرفتم و خواستم خانواده‌ام را عوض کنم ولی پناه بر خدا ! آنها هم نمیخواستند عوض شوند و اینک که در بستر مرگ آرمیده‌ام دریافته ام که اگر فقط خود را عوض می کردم٬ خانواده‌ام هم عوض میشدند و به پشت گرمی آنها می توانستم کشورم را نیز عوض کنم ٬ هیچ کس نمیداند شاید می توانستم دنیا را نیز تغییر دهم !

  
نویسنده : مهران قلعه نوی ; ساعت ۸:٠٩ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٩ خرداد ۱۳۸٧
تگ ها : جملات مثبت

امید در زندگی

 

امید در زندگانی بشر انقدر اهمیت دارد که بال برای پرندگان. " هوگو

 

 

روزی تصمیم گرفتم که دیگر همه چیز را رها کنم . شغلم ‏را دوستانم را ، زندگی ام را !

 به جنگلی رفتم تا برای آخرین بار با خدا ‏صحبت کنم . به خدا گفتم : آیا می توانی دلیلی برای ادامه زندگی برایم بیاوری ؟

 و جواب ‏او مرا شگفت زده کرد.

او گفت : آیا درخت سرخس و بامبو را می بینی؟

پاسخ دادم : بلی .

 فرمود : ‏هنگامی که درخت بامبو و سرخس راآفریدم، به خوبی ازآنها مراقبت نمودم . به آنها نور ‏و غذای کافی دادم . دیر زمانی نپایید که سرخس سر از خاک برآورد و تمام زمین را فرا ‏گرفت اما از بامبو خبری نبود . من از او قطع امید نکردم . در دومین سال سرخسها بیشتر ‏رشد کردند و زیبایی خیره کننده ای به زمین بخشیدند اما همچنان از بامبوها خبری نبود  .من بامبوها را رها نکردم. در سالهای سوم و چهارم نیز بامبوها رشد نکردند . اما من ‏باز از آنها قطع امید نکردم. در سال پنجم جوانه کوچکی از بامبو نمایان شد. در ‏مقایسه با سرخس کوچک و کوتاه بود اما با گذشت 6 ماه ارتفاع آن به بیش از 100 فوت ‏رسید. 5 سال طول کشیده بود تا ریشه های بامبو به اندازه کافی قوی شوند. ریشه هایی ‏که بامبو را قوی می ساختند و آنچه را برای زندگی به آن نیاز داشت را فراهم می کرد.
‏خداوند در ادامه فرمود : آیا می دانی در تمامی این سالها که تو درگیر مبارزه با ‏سختیها و مشکلات بودی در حقیقت ریشه هایت را مستحکم می ساختی . من در تمامی این مدت ‏تو را رها نکردم همانگونه که بامبو ها را رها نکردم .
‏هرگز خودت را با دیگران ‏مقایسه نکن و بامبو و سرخس دو گیاه متفاوتند اما هر دو به زیبایی جنگل کمک می کنن. ‏زمان تو نیز فرا خواهد رسید تو نیز رشد می کنی و قد می کشی !
‏از او پرسیدم : من ‏چقدر قد می کشم .
‏در پاسخ از من پرسید : بامبو چقدر رشد می کند؟
جواب دادم : هر ‏چقدر که بتواند .

گفت : تو نیز باید رشد کنی و قد بکشی ، هر اندازه که ‏بتوانی

  
نویسنده : مهران قلعه نوی ; ساعت ٧:٤٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٩ خرداد ۱۳۸٧
تگ ها : جملات مثبت

چرا هواپیما سقوط کرد؟

چرا هواپیما سقوط کرد؟

یکی از بارزترین نمونه‌هایی که اثر فکرها و اندیشه‌های نامطلوب را در کار و زندگی نشان می‌دهد، داستان خلبان «کارل والندا» است.

 این فرد، سال‌ها با موفقیت، پروازهای مختلف هوایی را انجام داده بود و یک‌بار هم به شکست فکر نکرده بود.

 او همواره پروازهایش را با شایستگی و توفیق کامل، انجام می‌داد.

 روزی از روزها به همسرش اطلاع داد که گاهی فکرهای منفی در مورد پروازهایش به ذهنش هجوم می‌آورد و او را می‌آزارند و گفت: «حتی یک‌بار، خود را در حال سقوط هواپیما دیده است.» همسرش او را دلداری داد که ناراحت نشود و از او خواست این فکرها را از سرش بیرون کند و دیگر حتی برای یک لحظه هم به سقوط فکر نکند.

او با وجود توصیه‌های همسرش، فکرهای منفی مربوط به سقوط هواپیما را از ذهنش ریشه‌کن نکرد و حتی چند بار دیگر، منظره‌ی سقوط هواپیما را در ذهنش مجسم کرد

از آنجا که فکرها و اندیشه‌های انسان، اثر مستقیمی در روحیه دارند و روحیه نیز ارتباط تنگاتنگ و نزدیکی با کارها و رفتارهای انسان دارد، تنها سه ماه بعد از اینکه موضوع را به همسرش گفته بود، هواپیمایش سقوط کرد و جانش را در این حادثه از دست داد!

در بررسی علت‌های بروز این حادثه، می‌توان گفت: «او به‌طور مداوم یک تصویر یا پیام را به سیستم عصبی خود منتقل می‌کرد و در نتیجه، روحیه‌اش تحت تاثیر یک فرمان عصبی تقویت شده، قرار گرفت و آن را بی‌چون و چرا اجرا کرد

فکرهای او راهی تازه به مغزش نشان داد و سرانجام مغز او همان راه را طی کرد!

کارها و رفتارهای ما تحت تاثیر روحیه‌ی ما هستند و روحیه‌ی ما برانگیخته از فکرها و اندیشه‌های ماست. اگر بخواهیم عملکردی مثبت و سازنده داشته باشیم، باید از روحیه‌ای قوی و نیرومند برخوردار باشیم

زمانی دارای روحیه‌ی خوبی خواهیم بود که در سراسر فضای ذهنی‌مان، فکرها و موج‌های مثبت، تراوش کنیم. در واقع، ذهن‌مان را به بوستان رنگارنگی تبدیل کنیم که گل‌های تازه‌ی آن را فکرها و اندیشه‌های روشن و متعالی تشکیل می‌دهند!

منبع: برگرفته از کتاب «حکایت‌های بهره‌وری» - «حسین پور آقاسی

  
نویسنده : مهران قلعه نوی ; ساعت ٦:٥٤ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٤ خرداد ۱۳۸٧
تگ ها : جملات مثبت

جملات مثبت 2

مجله همشهری جوان در شماره اخیر خود، شماره 167، چهار خرداد، گزارشی خواندنی درباره افشین قطبی به بهانه قهرمانی پرسپولیس در لیگ برتر چاپ کرده است. در این گزارش از جمله افراد مختلف اظهار نظرهای قابل توجهی درباره سرمربی اخلاق مدار پرسپولیس کرده اند. شما هم بخش هایی از آن را در ادامه بخوانید.
نیکی کریمی: قطبی بیش از هر چیز نشان داد بدون عصبانیت هم می توان برنده شد، می توان بدون این که فحش داد قهرمان شد ... اگر قطبی ری اکشن ما را سر صحنه فیلمبرداری بعد از گل پرسپولیس می دید، خوشحال می شد چون ما رکورد پرش ارتفاع او را هم زدیم
رضا میرکریمی، کارگردان سینما؛ من طرفدار متعصب هیچ تیمی نیستم ولی باید اعتراف کنم بعد از حضور آقای افشین قطبی بر مسند مربیگری پرسپولیس و شنیدن ادبیات و لحن ایشان، فصل گذشته را لحظه به لحظه پیگیری کردم ... من می خواهم بگویم درست است که آقای قطبی مدت ها در ایران نبوده ولی از بسیاری از مربیان ایرانی ما ایرانی تر، متعهدتر و اخلاق گراتر است
علی پروین: این آقاقطبی یه مربی مشتی و با حاله که تو آمریکا بزرگ شده اما دیزی خوردن رو یادش نرفته تا یه ایرانی اصیل باقی بمونه ... افشین رو خیلی اذیت کردند ولی ثابت کرد یک مرد واقعیه چون تا آخرین روز بازی، سر حرفش ایستاد و بالاخره هم پرسپولیس رو قهرمان کرد
پیمان قاسم خانی: دوستم – ژوله – ایده جالبی برای یک مقاله داشت؛ این که قطبی به درد فوتبال ما نمی خورد؛ همان طور که آقای خاتمی به درد سیاست ما نمی خورد؛ چون هر دو بیش از حد آرام هستند. در آن زمان حرف ژوله به نظرم به طرز ناامیدکننده ای درست می رسید
پژمان بازغی: قطبی به ما آموخت فوتبال حرفه ای اخلاق می خواهد و این همان چیزی است که سال هاست از ما دور افتاده
ناصر حجازی: نمی توان شخصیت بالایش را منکر شد. آقای قطبی تنها مربی لیگ برتری بود که تحت هر شرایطی با روی خوش به طرف مربیان و حریفان می رفت تا ثابت کند شخصیتی بالاتر از فوتبال ایران دارد
سیامک انصاری: سلام آقای قطبی! خیلی متشکرم که به ایران آمدید ... در ابتدای مصاحبه، نه از تاکتیک صحبت کردید، نه از تکنیک، نه از بازیکنان ناآرام تیم تان و نه از پرسپولیس با تمام حاشیه اش. از مردم خواستید روی زمین آشغال نریزید و شهر را تمیز نگه دارند. چند دقیقه ای خشکم زد. می دانید چرا؟ به خاطر این که تا به حال هیچ مربی ای را ندیدم که چهره این شهر برایش مهم باشد
کریم باقری: از این که هر کس از راه می رسید، سعی داشت افشین قطبی را تخریب کند، حرص می خوردم ... اولین روزی که سر تمرین آمد، از قهرمانی حرف می زد؛ در حالی که حتی اکثر نفرات تیم را نمی شناخت. در آن روز همه سرمربی را مسخره می کردند ... حرف های قطبی برای بازگشت من به دوران اوج خیلی تاثیر داشت ... من قول می دهم تا چند سال آینده، او را در تیم های بزرگ دنیا ببینیم و بعد حسرت از دست دادنش را بخوریم ... او در بدترین شرایط هم خندان بود و به هیچ کس توهین نمی کرد حتی با بازیکنانی که در تیم اذیتش می کردند. با تمام بی احترامی ها کنار آمد... /ا

  
نویسنده : مهران قلعه نوی ; ساعت ۸:۱٢ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٧ خرداد ۱۳۸٧
تگ ها : جملات مثبت

راز

 

بدان خدایی که گنجهای آسمان و زمین در دست اوست به تو اجازه درخواست داده و اجابت آنرا بر عهده گرفته است...

پس بدان ! که هر چیزی که اجازه ورودش را به ذهنت بدهی به زندگی خود جذب خواهی کرد ، مطلقا هر چیز ، خوب یا بد...

و این راز بزرگ زندگی است...

راز آشکار می شود....

  
نویسنده : مهران قلعه نوی ; ساعت ۱٠:٤٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱ خرداد ۱۳۸٧
تگ ها : جملات مثبت

جملات مثبت



some of the Best Moments in Life:
بهترین لحظات زندگی :
·       
To fall in love.
عاشق شدن
·       
To laugh until it hurts your stomach.
انقدر بخندید که دلتون درد بگیره
·        To find mails by the thousands when you return from a vacation.
بعد از اینکه از مسافرت برگشتید ببینید هزار تا ایمیل دارید
·        To go for a vacation to some pretty place.
به یه جای خوشگل برید برای مسافرت
·        To listen to your favorite song in the radio.
به آهنگ مورد علاقتون از رادیو گوش بدید
·        To go to bed and to listen while it rains outside.
به رختخواب برید و به صدای بارش بارون گوش بدید
·        To leave the! shower and find that the towel is warm.
از حموم که اومدید بیرون ببینید حو لتون گرمه !
·       

ادامه مطلب   
نویسنده : مهران قلعه نوی ; ساعت ٩:٠٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٩ اردیبهشت ۱۳۸٧

Google PageRank Checker تماس با ما
  FEED