بهداشت حرفه ای و ایمنی صنعتی

اولین وبلاگ ایمنی و بهداشت حرفه ای به زبان فارسی

مادر روزت مبارک

مادر روزت مبارک

  
نویسنده : مهران قلعه نوی ; ساعت ٤:٤٥ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٢ اردیبهشت ۱۳٩۱

سال نو عیدی نو ....

  
نویسنده : مهران قلعه نوی ; ساعت ۱۱:٢٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٩ اسفند ۱۳٩٠

نهمین سالگرد تاسیس وبلاگ

به همین زودی 9 سال از نخستین یادداشت من در این وبلاگ گذشت . وبلاگی که آرزو داشته و دارد دانش همکاران خود را در زمینه های مختلف بیافزاید. با اینکه کمی و کاستی فراوانی بر آن وارد است ولی همواره سعی نموده مطالبی که کاربردی است را در روی خروجی خود قرار دهد .

مرا از پیشنهادها و انتقادهای خود لبریز سازید تا در سال جدید طرحی نو در اندازیم .

امید است با افزایش روحیه کار تیمی و به اشتراک گذاری دانسته ها و تجربیاتمان در تمامی مراحل کاری و زندگی ارتقا یابیم .

 

  
نویسنده : مهران قلعه نوی ; ساعت ٢:٠۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢۱ اسفند ۱۳٩٠

روز مهندس مبارک

در قدیم مهندس به شخصی اطلاق می شده  که به علم هندسه آگاهی می داشت. روزپنجم اسفند در تقویم‌ها روز بزرگداشت دانشمند بزرگ ایرانی "خواجه نصرالدین طوسی " و "روز مهندسی" اعلام شده است. هفتصد و پنجاه و چهارسال از درگذشت دانشمند بزرگ ایرانی خواجه نصرالدین طوسی می‌گذرد اما هنوز هم دستاوردهای علمی و آراء این دانشمند ایرانی محل رجوع است. خواجه نصرالدین طوسی از بزرگترین فلاسفه و ریاضی‌دانان و دانشمندان ایرانی است که پس از بزرگانی مانند "فارابی"، "ابوریحان بیرونی"، "ابوعلی سینا" و "رازی " ظهور کرد و اگر امروز روز بزرگداشت اورا روز مهندسی گرفته‌اند.

با مروری بردستاوردهای این دانشمند نامی درمی یابیم که این انتخاب، گزینه‌ای بجابوده است. پرورش وی در زمانی صورت گرفت که دشواری‌های زیادی گریبانگیر ایران بود از طرفی مواجه با حملات خانمانسوز مغول و از سوی دیگر مواجه با تسلط متصعبانی بود که با ظهور دانشمندانی مانند او مخالف بودند.
خواجه گذشته از مقامات علمی در زندگی خود خدمات بزرگی به تمدن ایرانی کرد؛ توانست کتب، نسخ و آثار علمی را از خطر نابودی نجات دهد و برپایه برخی منابع بالغ بر چهارصد هزار جلد کتاب در مراغه جمع آوری کرد و کتابخانه‌ای عظیم در این شهر تاسیس نمود. در این کتابخانه انواع کتب ریاضی، فلسفی، نجومی و طبی و ادبی موجود بود. علاوه بر این خدمت گرانبها، خواجه دو خدمت بزرگ دیگر نیز به علم و ادب کرد: نخست، نجات تعداد زیادی از علما هنگامی‌که به دست دژخیمان مغول می‌افتادند و گردآوردن بسیاری از دانشمندان در مراغه و گماشتن آنان به کارهای علمی و راه اندازی زیج‌ایلخانی به یاری آنها. خدمت بزرگ دیگر خواجه آن است که به بهانه تشکیل رصدخانه؛ حوزه‌یی درسی در مراغه ترتیب داد که در آنجا شاگردان نامداری تربیت نمود؛ یکی از آنان "قطب‌الدین شیرازی " است که در علم نجوم، طب، فلسفه و ریاضی تبحر داشت. زندگی خواجه به حقیقت می‌تواند درسی برای همگان باشد. او با وجود گرفتاری‌های متعدد هرگز از مطالعه و تدریس دست بر نداشت و به حقیقت دلباخته علم و تحقیق بود.
  
نویسنده : مهران قلعه نوی ; ساعت ۱:٤٠ ‎ب.ظ روز جمعه ٥ اسفند ۱۳٩٠

عید غدیر مبارک

  
نویسنده : مهران قلعه نوی ; ساعت ٦:٠٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۳ آبان ۱۳٩٠

میهمانی تمام شد!

ماه رمضان امسال هم گذشت... و چه دلگیر است این غروب آخر، انگار تمام وجودت را به لحظه های این ماه سنجاق کرده اند، تازه داشتیم هر روز چند ساعتی برای خوب بودن تمرین می کردیم.../ کم گناه نکرده ایم به درگاهش و کم حریمش را نشکسته ایم و مگر فقط از سر لطف جای بخشش برایمان باشد، که از سر عدل اگر باشد

  
نویسنده : مهران قلعه نوی ; ساعت ٩:٢٤ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۸ شهریور ۱۳٩٠

پرسشنامه سواد کامپیوتری

از تمامی بازدیدکنندگان این وبلاگ خواهشمندم مرا در انجام این تحقیق یاری نمایند . عنوان این تحقیق بررسی سواد کامپیوتری بین دانشجویان ، کارشناسان و اساتید رشته های مختلف دانشگاهی  است . 

برای شروع و تکمیل پرسشنامه روی این لینک کلیک نمایید.

  
نویسنده : مهران قلعه نوی ; ساعت ۱٠:۱٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٢ اسفند ۱۳٩٠

برنامه نویسی کامپیوتر

همانطور که مستحضر هستید در دوره کارشناسی پیوسته رشته مهندسی بهداشت حرفه ای دروس جدیدی وجود دارد. یکی از این درسها "برنامه نویسی کامپیوتر" میباشد که بنظرم برای رشته ای که عنوان مهندسی دارد ، لازم و ضروری است . در این درس دانشجویان با اصول برنامه نویسی به زبان C آشنا میشوند و می اموزند که برنامه هایی را برای پروژه های بهداشت حرفه ای بنویسند.

به همین منظور از دوستانی که این درس را گذراندند و یا تدریس کردند میخواهم نظر خود را در خصوص این درس و ضروریاتی که میبایست در این درس مورد توجه قرار گیرد بیان نمایند.

  
نویسنده : مهران قلعه نوی ; ساعت ۸:٢۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢۸ تیر ۱۳٩٠

پادکستهای ایمنی و بهداشت حرفه ای

پادکست چیزی شبیه یک شوی تلویزیونی است که با فرمت صدا منتشر میشود و شاید یک وبلاگ است که با فرمت صدا ایجاد میشه و نه بصورت متن. پادکست ها نیز مانند وبلاگ ها دارای موضوعات مختلفی هستند . ورزشی ، علمی ، تاریخی ، طنز ، خبری و غیره .
چیزی که در مورد پادکست ها جالب است حالت صوتی آن ها است که علاوه بر دارابودن جذابیت شنیداری شما را قادر میسازد تا آن را روی کامپوتر خود دانلود کنید و بعدا آن را روی PC و یا MP3-player خود گوش کنید. وقتی شما صدای شخص گوینده را به جای فونت های کامپیوتر میشنوید ، حس نزدیک تری نسبت به گوینده پادکست دارید که در متون یک وبلاگ به راحتی حس نمیشود. همین موضوع باعث رشد سرویس های بزرگی شده است که به شما پادکست رایگان میدهند.

برای دانلود تعدادی از این پادکستها به سایت زیر مراجعه فرمایید:

پادکستهای ایمنی و بهداشت

  
نویسنده : مهران قلعه نوی ; ساعت ۱٠:٥۳ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٧ خرداد ۱۳٩٠

روزت مبارک

  
نویسنده : مهران قلعه نوی ; ساعت ٩:٤۸ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٥ خرداد ۱۳٩٠

مادرم روزت مبارک

سالروز میلاد خجسته فاطمه زهرا) س) سرور بانوان جهان، عطای خداوند سبحان، کوثر قرآن، همتای امیر مومنان و الگوی بی بدیل تمام جهانیان بر همه زنان عالم مبارک باد. بزرگ بانویی که مهر آمیزترین حکمت الهی، کوثر خاتم شد تا پایان یک رسالت را به آخر رساند، تا به فضل خدا، عطای وجودش در وسعت بی کران عطش ما جاری شود، تا آنگاه بتوانیم از همه سراب ها رها شویم و از چشمه حقیقتش سیراب، با این که کمتر کسی به کُنهِ وجودی او رسیده، ولی برای تشنگان حقیقت امکان دست یابی به ایشان از طریق علم و عمل به گفتار و سیره آن صدیقه کبری میسر است.

همچنین این روز عزیز را که به نام مادران پاک سیرت و زن نامگذاری شده را به تمام مادران عزیز ایران و جهان تبریک عرض می کنم: مادر؛ ای که سوختی تا من را ساختی ،  .
روزت مبارک ای مهربان ترین مادر دنیا

  
نویسنده : مهران قلعه نوی ; ساعت ۱٠:٤٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢ خرداد ۱۳٩٠

سال 1390

  
نویسنده : مهران قلعه نوی ; ساعت ۱٠:٤٥ ‎ق.ظ روز شنبه ٢۸ اسفند ۱۳۸٩

اطلس بدن

برای مشاهده به لینک زیر مراجعه نمایید

http://bodybrowser.googlelabs.com/index.html

  
نویسنده : مهران قلعه نوی ; ساعت ٥:٤۳ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢ دی ۱۳۸٩

عاشورا و حماسه حسینی از نگاه اندیشمندان :

عاشورا و حماسه حسینی از نگاه اندیشمندان :

توماس کارْلایْل (فیلسوف و مورخ انگلیسی) : بهترین درسی که از تراژدی کربلا می گیریم، این است که حسین(ع) و یارانش ایمان استوار به خدا داشتند. آنها با عمل خود روشن کردند که تفوّق عددی در جایی که حق با باطل روبرو می شود و پیروزی حسین(ع) با وجود اقلّیتی که داشت، باعث شگفتی من است.

چارْلز دیکنْز (نویسنده معروف انگلیسی): اگر منظور امام حسین(ع) جنگ در راه خواسته های دنیایی بود، من نمی فهمیدم چرا خواهران و زنان و اطفالش به همراه او بودند؟ پس عقل چنین حکم می نماید که او فقط به خاطر اسلام، فداکاری خویش را انجام داد.

ادوارد براوْن (مستشرق معروف انگلیسی) : آیا قلبی پیدا می شود که وقتی درباره کربلا سخن می شنود، آغشته با حزن و الم نگردد؟ حتّی غیر مسلمانان نیز نمی توانند پاکی روحی را که در این جنگ اسلامی در تحت لوای آن انجام گرفت انکار کنند.

فِرْدریک جمس : درس امام حسین(ع) و هر قهرمان شهید دیگری این است که در دنیا اصول ابدی و ترحّم و محبّت وجود دارد که تغییر ناپذیرند و همچنین می رساند که هر گاه کسی برای این صفات مقاومت کند و بشر در راه آن پافشاری نماید، آن اصول همیشه در دنیا باقی و پایدار خواهد ماند.

موریس دو کبری : در مجالس عزاداری حسین(ع) گفته می شود که حسین(ع)، برای حفظ شرف و ناموس مردم و بزرگی مقام و مرتبه اسلام، از جان و مال و فرزند گذشت و زیر بار استعمار و ماجراجویی یزید نرفت. پس بیاییم ما هم شیوه او را سرمشق قرار داده، از زیردستی استعمارگران خلاصی یابیم و مرگ با عزّت را بر زندگی با ذلّت ترجیح دهیم.

ل. م. بوید : در طیّ قرون، افراد بشر همیشه جرأت و پردلی و عظمت روح، بزرگی قلب و شهامت روانی را دوست داشته اند و در همین هاست که آزادی و عدالت هرگز به نیروی ظلم و فساد تسلیم نمی شود. این بود شهامت و این بود عظمت امام حسین(ع) و من مسرورم که با کسانی که این فداکاری عظیم را از جان و دل ثنا می گویند شرکت کرده ام، هرچند که ۱۳۰۰ سال از تاریخ آن گذشته است.

توماس ماساریک : گر چه کشیشان ما هم از ذکر مصائب مسیح مردم را متأثر می سازند، ولی آن شور و هیجانی که در پیروان حسین(ع) یافت می شود در پیروان مسیح یافت نخواهد شد و گویا سبب این باشد که مصائب مسیح در برابر مصائب حسین(ع) مانند پرکاهی است در مقابل یک کوه عظیم پیکر.

واشنگتن ایروینگ (مورخ مشهور آمریکایی) : برای امام حسین(ع) ممکن بود که زندگی خود را با تسلیم شدن اراده یزید نجات بخشد، لیکن مسئولیت پیشوا و نهضت بخش اسلام اجازه نمی داد که او یزید را به عنوان رئیس خلافت بشناسد. او به زودی خود را برای قبول هر ناراحتی و فشاری به منظور رها ساختن اسلام از چنگال بنی امیّه آماده ساخت. در زیر آفتاب سوزان سرزمین خشک و در ریگ های تفتیده عربستان*، روح حسین(ع) فناناپذیر است. * البتّه امام حسین(ع) در صحرای کربلا شهید شد، نه در ریگزارهای عربستان!

ماربین آلمانی (خاورشناس) : حسین(ع) با قربانی کردن عزیزترین افراد خود و با اثبات مظلومیت و حقانیّت خود، به دنیا درس فداکاری و جانبازی آموخت و نام اسلام و اسلامیان را در تاریخ ثبت و در عالم بلندآوازه ساخت. این سرباز رشید عالم اسلام به مردم دنیا نشان داد که ظلم و بیداد و ستمگری پایدار نیست و بنای ستم هر چه ظاهراً عظیم و استوار باشد، در برابر حقّ و حقیقت چون پرکاهی بر باد خواهد رفت.

جُرج جُرداق (دانشمند و ادیب مسیحی) : وقتی یزید مردم را تشویق به قتل حسین(ع) و مأمور به خونریزی می کرد، آنها می گفتند: "چه مبلغ می دهی؟" امّا انصار حسین(ع) به او می گفتند: "ما با تو هستیم. اگر هفتاد بار کشته شویم، باز می خواهیم در رکابت جنگ کنیم و کشته شویم".

آنطون بارا (مسیحی) : اگر حسین از آن ما بود، در هر سرزمینی برای او بیرقی برمی افراشتیم و در هر روستایی برای او منبری بر پا می نمودیم و مردم را با نام حسین(ع) به مسیحیّت فرا می خواندیم.

گیبون (مورخ انگلیسی) : با آنکه مدّتی از واقعه گربلا گذشته و ما هم با صاحب واقعه هموطن نیستیم، مع ذلک مشقّات و مشکلاتی که حضرت حسین(ع) تحمّل کرده، احساسات سنگین دل ترین خواننده را برمی انگیزد، چندانکه یک نوع عطوفت و مهربانی نسبت به آن حضرت در خود می یابد.

نیکِلْسون (خاورشناس معروف) : بنی امیّه، سرکش و مستبد بودند، قوانین اسلامی را نادیده انگاشتند و مسلمین را خوار نمودند … و چون تاریخ را بررسی کنیم، گوید: دین بر ضدّ فرمانفرمایی تشریفاتی قیام کرد و حکومت دینی در مقابل امپراطوری ایستادگی نمود. بنابراین، تاریخ از روی انصاف حکم می کند که خون حسین(ع) به گردن بنی امیّه است.

سر پرسی سایکسْ (خاورشناس انگلیسی) : حقیقتاً آن شجاعت و دلاوری که این عدّه قلیل از خود بروز دادند، به درجه ای بوده است که در تمام این قرون متمادی هر کسی که آن را شنید، بی اختیار زبان به تحسین و آفرین گشود. این یک مشت مردم دلیر غیرتمند، مانند مدافعان ترموپیل، نامی بلند غیرقابل زوال برای خود تا ابد باقی گذاشتند.

تاملاس توندون (هندو، رئیس سابق کنگره ملّی هندوستان) : این فداکاری های عالی از قبیل شهادت امام حسین(ع) سطح فکر بشریت را ارتقا بخشیده است و خاطره آن شایسته است همیشه باقی بماند.

مَهاتما گاندی (رهبر استقلال هند) : من زندگی امام حسین(ع)، آن شهید بزرگ اسلام را به دقّت خواندم و توجّه کافی به صفحات کربلا نموده ام و بر من روشن است که اگر هندوستان بخواهد یک کشور پیروز گردد، بایستی از سرمشق امـــام حسین(ع) پیروی کند.

محمّد علی جناح (قاعد اعظم پاکستان) : هیچ نمونه ای از شجاعت، بهتر از آنکه امام حسین(ع) از لحاظ فداکاری نشان داد در عالم پیدا نمی شود. به عقیده من تمام مسلمین باید از سرمشق این شهیدی که خود را در سرزمین عراق قربان کرد پیروی نمایند.

بنتُ الشّاطی (نویسنده مصری) : زینب، خواهر حسین(ع) لذّت پیروزی را در کام ابن زیاد و بنی امیّه خراب کرد و در جام پیروزی آنان قطرات زهر ریخت، در همه حوادث سیاسی پس از عاشورا، همچون قیام مختار و عبدالله بن زبیر و سقوط دولت امویان و برپایی حکومت عباسیان و ریشه دواندن مذهب تشیّع، زینب، قهرمان کربلاف نقش برانگیزنده داشت.

لیاقت علی خان (نخستین نخست وزیر پاکستان) : این روز محرّم، برای مسلمانان سراسر جهان معنی بزرگی دارد. در این روز، یکی از حزن آورترین و تراژدیک ترین وقایع اسلام اتفاق افتاد، شهادت حضرت امام حسین(ع) در عین حزن، نشانهء فتح نهایی روح واقعی اسلامی بود، زیرا تسلیم کامل به اراده الهی به شمار می رفت. این درس به ما می آموزد که مشکلات و خطرها هر چه باشد، نبایستی ما پروا کنیم و از حق و عدالت منحرف شویم.

عبّاس محمود عقّاد (نویسنده و ادیب مصری) : جنبش حسین(ع)، یکی از بی نظیرترین جنبش های تاریخی است که تاکنون در زمینه دعوت های دینی یا نهضت های سیاسی پدیدار گشته است … دولت اموی پس از این جنبش، به قدر عمر یک انسان طبیعی دوام نکرد و از شهادت حسین(ع) تا انقراض آنان بیش از شصت و اندی سال نگذشت.

احمد محمود صُبحی : اگر چه حسین بن علی(ع) در میدان نظامی یا سیاسی شکست خورد، امّا تاریخ، هرگز شکستی را سراغ ندارد که مثل خون حسین(ع) به نفع شکست خوردگان تمام شده باشد. خون حسین(ع)، انقلاب پسر زبیر و خروج مختار و نهضت های دیگر را در پی داشت، تا آنجا که حکومت اموی ساقط شد و ندای خونخواهی حسین(ع)، فریادی شد که آن تخت ها و حکومت ها را به لرزه درآورد.

محمد زُغلول پاشا (در مصر، در تکیه ایرانیان) : حسین(ع) در این کار به واجب دینی و سیاسی خود قیام کرده و اینگونه مجالس عزاداری، روح شهادت را در مردم پرورش می دهد و مایه قوّت اراده آنها در راه حق و حقیقت می گردد.

عبد الرحمن شرقاوی (نویسنده مصری) : حسین(ع)، شهید راه دین و آزادگی است. نه تنها شیعه باید به نام حسین(ع) ببالد، بلکه تمام آزادمردان دنیا باید به این نام شریف افتخار کنند.

طه حسین (دانشمند و ادیب مصری) : حسین(ع) برای به دست آوردن فرصت و از سرگرفتن جهاد و دنبال کردن از جایی که پدرش رها کرده بود، در آتش شوق می سوخت. او زبان را درباره معاویه و عمّالش آزاد کرد، تا به حدّی که معاویه تهدیدش نمود. امام حسین(ع)، حزب خود را وادار کرد در طرفداری حق سختگیر باشند.

عبدالمجید جَودهُ السحّار (نویسنده مصری) : حسین(ع) نمی توانست با یزید بیعت کند و به حکومت او تن بدهد، زیرا در آن صورت، بر فسق و فجور، صحّه می گذاشت و ارکان ظلم و طغیان را محکم می کرد و بر فرمانروایی باطل تمکین می نمود. امام حسین(ع) به این کارها راضی نمی شد، گر چه اهل و عیالش به اسارت افتند و خود و یارانش کشته شوند.

علامه طنطاوی (دانشمند مصری) : (داستان حسینی) عشق آزادگان را به فداکاری در راه خدا بر می انگیزد و استقبال مرگ را بهترین آرزوها به شمار می آورد، چنانکه رای شتاب به قربانگاه، بر یکدیگر پیشی جویند.

العُبیدی (مفتی موصل) : فاجعه کربلا در تاریخ بشر نادره ای است، همچنان که مسبّبین آن نیز نادره اند … حسین بن علی(ع) سنّت دفاع از حق مظلوم و مصالح عموم را بنا بر فرمان خداوند در قرآن به زبان پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) وظیفه خویش دید و از اقدام به آن تسامحی نورزید. هستی خود را در آن قربانگاه بزرگ فدا کرد و به این سبب نزد پروردگار، "سرور شهیدان" محسوب می شود و در تاریخ ایام، "پیشوای اصلاح طلبان" به شمار رفت. آری، به آنچه خواسته بود و بلکه برتر از آن، کامیاب گردید.

  
نویسنده : مهران قلعه نوی ; ساعت ٧:٤٠ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٧ آذر ۱۳۸٩

امام رئوف--ستاره هشتم

سلام بر تو اى ولى ّ خدا، و اى فرزند ولى ّ خدا .

سلام بر تو اى حجّت خدا، و اى فرزند حجّت خدا .

سلام و رحمت و برکات خداوند بر تو اى امام هدایت و اى ریسمان استوار .

گواهى مى‎دهم که براى خدا و براى پیامبر خدا خیرخواهى کردى و امانتى که بر دوش داشتى گذاردى .

خداوند تو را از جانب اسلام و اسلامیان برترین سزا را دهد.

پدر و مادرم به فداى تو باد!

اینک بر درگاه تو آمده‎ام،

در حالى که زائرم،

حق تو را مى‎شناسم،

دوستداران تو را دوست دارم، و دشمنان تو را دشمنم؛

مرا در نزد پروردگار خویش شفیع باش.

اینجا عرش خداست،

جایى که قلب امامى در آن بر خاک نهاده است،

و از این روى فرشتگان در این حریمند و بال خوشامد در زیر گام‎هاى زائران این مرقد مى‎گسترانند.

  
نویسنده : مهران قلعه نوی ; ساعت ٧:۱۸ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٦ مهر ۱۳٩٠

عید فطر مبارک

 

  
نویسنده : مهران قلعه نوی ; ساعت ۱٢:٢۱ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۸ شهریور ۱۳۸٩

تولد بهترین زن


دروازه های آسمان، گشوده می شود و بارانی شگفت، زمین را فرا می گیرد. مدینه، لبریز عطر یاس، با چشمانی گشاده تر از هر روز، بیستمین روز جمادی الثانی را دیدار می کند. دروازه های آسمان گشوده می شود و فرشتگانی بی شمار، هلهله کنان فرود می آیند. چشمان خدیجه علیهاالسلام ، خیس لبخند می شود و محمد صلی الله علیه و آله ، شادمان و بی قرار، کودک را در آغوش می کشد. فاطمه علیهاالسلام متولد می شود؛ دختری که مادرِ پدر است و خیر کثیر.

  
نویسنده : مهران قلعه نوی ; ساعت ۳:٥٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٢ خرداد ۱۳۸٩

ماجراهای مدیریتی

پنج آدمخوار در یک شرکت استخدام شدند.

هنگام مراسم خوشامدگویی رئیس شرکت گفت: "شما همه جزو تیم ما هستید. شما اینجا
حقوق خوبی می‌گیرید و میتوانید به غذاخوری شرکت رفته و هر مقدار غذا که
دوست داشتید بخورید، بنابراین فکر کارکنان دیگر را از سر خود بیرون کنید".

آدمخوارها قول دادند که با کارکنان شرکت کاری نداشته باشند.

چهار هفته بعد رئیس شرکت به آنها سر زد و گفت: "می‌دانم که شما خیلی سخت کار
می‌کنید. من از همه شما راضی هستم. امّا یکی از نظافتچی‌های ما ناپدید شده است.
کسی از شما می‌داند که چه اتفاقی برای او افتاده است؟"

آدمخوارها اظهار بی اطلاعی کردند.

بعد از اینکه رئیس شرکت رفت، رهبر آدمخوارها از بقیه پرسید:

" کدوم یک از شما نادونا اون نظافت چی رو خورده؟"

یکی از آدمخوارها با اکراه دستش را بالا آورد. رهبر آدمخوارها گفت:

"ای احمق! طی این چهار هفته ما مدیران، مسئولان و مدیران پروژه‌ها را خوردیم و
هیچ کس چیزی نفهمید و حالا تو اون آقا را خوردی و رئیس متوجه شد!

از این به بعد لطفاً افرادی را که کارهای کلیدی می‌کنند نخورید"...

  
نویسنده : مهران قلعه نوی ; ساعت ۱۱:۳۱ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۸٩

تولدم مبارک! 7 ساله شدیم!!

با یکماه تاخیر... تولد ٧ سالگی وبلاگ ایمنی و بهداشت حرفه ای را به تمامی بازدید کنندگان و همکاران محترم که سرمایه اصلی در پیشبرد اهداف این وبلاگ هستند  تبریک عرض میکنم...

  
نویسنده : مهران قلعه نوی ; ساعت ۱۱:٠٥ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٢ فروردین ۱۳۸٩

سال نو مبارک

بنگر به رستاخیز طبیعت که چه زیباست ، و هر سال رستاخیزی دیگر را تجربه می کنیم 

و چه زیباتر رستاخیز انسان در این عصر آهن وتباهی

 

  
نویسنده : مهران قلعه نوی ; ساعت ٢:٤۳ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٩ اسفند ۱۳۸۸

رسول مهر

  
نویسنده : مهران قلعه نوی ; ساعت ۱٠:۱٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٢ اسفند ۱۳۸۸

کل یوم عاشورا....

  
نویسنده : مهران قلعه نوی ; ساعت ۱٢:٥۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٦ دی ۱۳۸۸

آفتاب مهربانی

مولای من! بعد از گذشت روزگار، حال تو میزبان ما هستی؛ تو میزبان گریه‌ها و نیازها؛ غم‌ها و دلتنگی‌های ما هستی.
تو که غریبی را احساس کرده‌ای! حال غریبه‌ها به آستان کرم تو چشم دوخته‌اند و به دستان پر مهرت توسل کرده‌اند.
مولای من! می‌خواهم از زائرانی بگویم که جاده به جاده و شهر به شهر گذشته‌اند تا نفسی مهمان شوند و از می عشق تو بنوشند.
مولای من! می‌خواهم از سنگفرش آستان مقدّست بگویم که سجده‌گاه قدوم مهمانانت شده است؛ از کبوتران عاشقی که گرداگرد حرم پاک تو می‌چرخند و تو را طواف می‌کنند؛ از نسیم بگویم که بیرق گنبدت را بوسه‌باران می‌کند و عطر دلربای تو و اشک تمنای زائرانت را به اوج افلاک می‌برد.
مولای من! می‌خواهم از آسمان بگویم که هر روز نه، هر ساعت نه، هر لحظه و ثانیه از تو جان می‌گیرد و در پیشگاه شکوه تو جان می‌دهد.
ای آفتاب مهربانی! می‌خواهم از خورشید بگویم که هر طلوع با انوار خود به پنجره فولاد تو چنگ می‌زند و از ضریح تو نور می‌گیرد.
ای حجت خدا! خوش به حال جاده که از قدوم زائرانت بغض تنهایی خود را می‌شکند و خاک پایشان را به سینه زخم‌آلود خود می‌زند که عمری است از طواف تو جا مانده است.
خوش به حال رواق‌ها، درها و دیوارهایی که از نفس مهمانانت پَِر می‌گیرند و به ضریح پاک تو می‌رسند.خوش به حال مناره‌ها وکاشی‌ها!
حال در آستانه سالروز طلوع جاودانه تو ای شمس‌الشموس، از راه دور به میعادگاه عاشقی تو چشم دوخته‌ایم تا از جام کرامتت جرعه‌ای بنوشیم.
ما را بی‌نصیب مگردان!

  
نویسنده : مهران قلعه نوی ; ساعت ٢:٥٧ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٦ آبان ۱۳۸۸

رمضان ماه مهمانی خدا

  
نویسنده : مهران قلعه نوی ; ساعت ٧:٤٥ ‎ق.ظ روز شنبه ۳۱ امرداد ۱۳۸۸

یوسف دل

  
نویسنده : مهران قلعه نوی ; ساعت ٢:۱٧ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٥ امرداد ۱۳۸۸

امروز چگونه از حسین(ع) الگو بگیریم؟

 

  
نویسنده : مهران قلعه نوی ; ساعت ۸:٢٤ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٤ امرداد ۱۳۸۸

والا پیامدار محمد(ص)..

گفتی که یک دیار. هرگز به ظلم و جور نمی ماند. بر پا و استوار. هرگز هرگز. والا پیام دار محمد

آن گاه تمثیل وار

کشیدی عبای وحدت

بر سر پاکان روزگار

والا پیام دار محمد

در تنگ پر تبرک

آن نازنین عبا

دیرینه ای محمد

جا هست بیش و کم

آزاده را

که تیغ کشیده است بر ستم

والا پیامدار محمد


  
نویسنده : مهران قلعه نوی ; ساعت ۱۱:٢٤ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٩ تیر ۱۳۸۸

بهداشت حرفه ای در ایران باستان

  
نویسنده : مهران قلعه نوی ; ساعت ۳:۳٦ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۸

بهار آمد

  
نویسنده : مهران قلعه نوی ; ساعت ۱:٤۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢۸ اسفند ۱۳۸٧

مبارک باد

  
نویسنده : مهران قلعه نوی ; ساعت ۳:٤٢ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٤ اسفند ۱۳۸٧

بقیه الله انسان کامل

ماه شعبان، شب نیمه‏ شعبان دارد که تالی لیلة القدر است. ماه رمضان، مبارک است، برای این که لیلة القدر دارد. و ماه شعبان، مبارک است‏ برای این که نیمه‏ شعبان دارد. ماه رمضان مبارک است، برای این که نزول وحی در او شده است ‏یا به عبارت دیگر؛ معنویت رسول خدا، (صلی الله علیه و آله) وحی را نازل کرده است. و ماه شعبان معظم است‏ برای این که ماه ادامه‏ همان معنویات ماه رمضان است. این ماه مبارک رمضان، جلوه‏ لیلة القدر است که تمام حقایق و معانی در او جمع است. و ماه شعبان، ماه امامان است که ادامه‏ همان است. در ماه مبارک رمضان، مقام رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) به ولایت کلی الهی، بالاصالة تمام برکات را در این جهان بسط داده است و ماه شعبان، که ماه امامان است، به برکت ولایت مطلقه، به تبع رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) همان معانی را ادامه می‏دهد ... . 

همان طوری که رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) به حسب واقع، حاکم بر جمیع موجودات است، حضرت مهدی علیه السلام نیز، همان طور حاکم بر جمیع موجودات است . آن، خاتم رسل است و این، خاتم ولایت. آن، خاتم ولایت کلی بالاصالة است و این، خاتم ولایت کلی به تبعیت ا

  
نویسنده : مهران قلعه نوی ; ساعت ۱۱:٥٧ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٦ امرداد ۱۳۸٧

اقراء باسم ربک الذی خلق

اقراء باسم ربک الذی خلق ؛ خلق الانسان من علق ؛ اقراء و ربک الاکرم الذی علم بالقلم ...

بخوان…

خدایت زمانی تو را فرمان خواندن داد که سیاهی جهالت و یأس بر آسمان قلب انسانیت سایه افکنده بود .

زمانی تو را دعوت به خواندن کرد که شب دیجور برای فرار از سیاهی خویش به دنبال روزنی می گشت .

زمانی که شکوای سبز درختان و گلایه های زلال آبشار و اشک حسرت ابرهای غم گرفته از نبودنت و در انتظار آمدنت غمگنانه ترین تسبیح را با خدا می گفتند .

معشوق زمانی تو را فرمان خواندن داد که معصومانه ترین فریاد انسان از پاهای جستجوگر تاول زده اش قلب سخت ترین صخره ها را می لرزاند .

انسان (( بلی )) گفته ای که پا به پای پیامبران از آدم تا مسیح درس عبودیت خوانده بود فارغ از مرور مکرر کلاسهای پیشین ؛ معلمی را جستجو می کرد که عمیقترین و ظریفترین نیازهای همیشه اش را اغنا کند .

معبود زمانی تو را دعوت به خواندن کرد که گوش دل تمامی محرومان تاریخ در انتظار شنیدن کلام تو لحظه می شمرد .

وتو زمانی لب به اجابت گشودی که فرشتگان را تاب نگریستن در جهلستان کفر زمین نبود .

معشوق لحظه ای تو را یافت و برگزید که در جستجوی ظرفی به گنجایش بی نهایت ؛ گل تمامی آدمیان را با محک علم لایتناهی خویش آزموده بود .و تو با خواندنت سرنوشت تاریخ را رقم می زدی و کشتی جاودانه هدایت را بر زلال فطرت انسانهای همیشه ؛ بادبادن می کشیدی .

تو که با خواندنت شکوفه های امید را بر شاخه درخت وجود می نشاندی ؛ تو که با خواندنت عشق را جان دوباره می بخشیدی .

تو که با خواندنت ایثار را توان ایستادن می دادی .

تو که با خواندنت خورشید هدایت را از ظلمت (( نه توی )) جهالت بیرون می کشیدی .

تو که با خواندنت غبار کهنه از چهره دردآلوده مستضعفین جهان می تکاندی و رمق در پاهایشان می ریختی و غرور در نگاهشان و خنده بر لبانشان ؛ تو که با خواندنت مشیت بالغه خداوندی را پاسخی عارفانه می گفتی .

طبیعی بود که تامل کنی و بلرزی آنچنانکه ضربان قلب تو را فرشتگان آسمان بشنوند .

طبیعی بود که عرق پیشانی تو را بالهای تواضع جبرئیل بروبد .

طبیعی بود که فلق ؛ سرخی آن لحظه چهره تو را به یادگار همیشه بگیرد چرا که تو تنها برای آن زمان و مکان نمی خواندی .

تو خواندی ؛ آنچنان رسا که خون در رگهای منجمد محرومین تاریخ دواندی .

تو خواندی ؛ آنچنان شیوا که پشت خمیده مستضعفان با جوهر کلام تو استقامت یافت .

تو خواندی ؛ آنچنان بلند که محکمترین ستونهای ظلم در دورترین نقطه تاریخ از کلام تو لرزید .

و تو آنچنان استوار خواندی که از ورای مظلومیت چهارده قرن اکنون ما کلام تو را از حلقوم فرزندت شنیدیم .

و گوش به زبان و جان به آوای تو سپردیم .

آنچه ما را از خواب غفلت دیرینه برانگیخت ؛ آنچه گره در مشتهای ما انداخت و آنها را گره کرد .

آنچه فریاد مظلومیت ما را به آسمان پاشید .

آنچه رمق شکستن پایه های ظلم را در دستهای ما انداخت .

همان کلام تو بود که از حنجره مبارک فرزندت طلوع کرد.

 

منبع:

خدا کند تو بیایی، سید مهدی شجاعی

  
نویسنده : مهران قلعه نوی ; ساعت ٦:٥٥ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٩ امرداد ۱۳۸٧

محبوبی شایسته ی پیروی تا خدا

  
نویسنده : مهران قلعه نوی ; ساعت ۱٢:٤٥ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٧ تیر ۱۳۸٧

بهانه هستی

فاطمه ای طلیعه عشق! ای بهانه هستی! ای عصاره وجود رسول(ص)!

پیش از تو خدای عالم، بهانه ای برای آفریدن نداشت. عشق بی معنا مانده بود.

فخر، فروتنی، بزرگی، آبرو، زیبایی و کمال همه واژه هایی تهی، بی فروغ و بی نشان بودند.

تو اما با طلوع خود برگستره زمان، عشق را معنا کردی؛ فخر را مایه مباهات شدی؛ فروتنی در مکتب تو درس افتادگی آموخت؛ بزرگی، اوج از بلندای تو یافت. آبرو حتی از تو آبرو گرفت؛ زیبایی را تو زینت بخشیدی؛

و ... بالاخره کمال نیز بواسطه تو تکامل پذیرفت.

تاریخ هرگز از یاد نخواهد برد آن بامداد رؤیایی،‌آن پگاه شگرف که تو در وجود آمدی، گاه شکفتن تو، لبخند رضایت بر لبان خدا جاری بود، فرشتگان هل هله کنان شعر سرور می سرودند، عالم غرق در اشتیاق بود، محمد(ص) اما در پوست خود نمی گنجید، کودکان شادمانه این و آن سو می پریدند. زنان، بر مادر تو، خدیجه، رشک می بردند.

و اینک...

تو آن ماه تمامی که روزی از مشرق سرزمین وحی درخشیدن گرفتی و امروز عالمیان همچنان سرگشته و سرمست از حضور شکوهمند تو...

  
نویسنده : مهران قلعه نوی ; ساعت ۸:٠٠ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٤ تیر ۱۳۸٧

عشق از زبان بچه‌ها

سوال‌های زیر را از بچه‌های 5 تا 10 ساله پرسیده‌اند. اما انگارجواب‌های آنها خیلی بچگانه نیست!

بهترین سن برای ازدواج چند سالگی است؟«84 سالگی! چون در آن سن مجبور نیستید کار کنید و می‌توانید هی دراز بکشید و فقط همدیگر را دوست داشته باشید.» جودی، 8 ساله

«مهدکودکم که تمام بشود، می‌روم و برای خودم دنبال زن می‌گردم!» تام، 5 ساله
در اولین قرار ملاقات، زن و مردها به هم چه می‌گویند؟

«در اولین قرار ملاقات فقط به هم دروغ می‌گویند و این معمولا باعث می‌شود که از هم خوش‌شان بیاید و یک قرار دوم بگذارند.» مایک، 10 ساله
مساله حیاتی: بهتر است آدم ازدواج کند یا مجرد بماند؟

«دخترها بهتر است مجرد بمانند، اما پسرها باید ازدواج کنند چون یک نفر را لازم دارند که دنبالشان راه بیفتد و تمیز کند!» لینت، 9 ساله

«بابا این چیزها سردرد می‌آورد. من فقط یک بچه‌ام. من همچین بدبختی‌هایی نمی‌خواهم.» کنی، 7 ساله
چرا دو نفر عاشق هم می‌شوند؟

«هیچ کس نمی‌داند چه اتفاقی می‌افتد، ولی من شنیده‌ام که یک ربط‌هایی به بویی که آدم می‌دهد دارد، برای همین است که مردم این قدر عطر و ادکلن می‌خرند.» جین، 9 ساله

ادامه مطلب   
نویسنده : مهران قلعه نوی ; ساعت ۸:۱٤ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٩ خرداد ۱۳۸٧

جملات مثبت



some of the Best Moments in Life:
بهترین لحظات زندگی :
·       
To fall in love.
عاشق شدن
·       
To laugh until it hurts your stomach.
انقدر بخندید که دلتون درد بگیره
·        To find mails by the thousands when you return from a vacation.
بعد از اینکه از مسافرت برگشتید ببینید هزار تا ایمیل دارید
·        To go for a vacation to some pretty place.
به یه جای خوشگل برید برای مسافرت
·        To listen to your favorite song in the radio.
به آهنگ مورد علاقتون از رادیو گوش بدید
·        To go to bed and to listen while it rains outside.
به رختخواب برید و به صدای بارش بارون گوش بدید
·        To leave the! shower and find that the towel is warm.
از حموم که اومدید بیرون ببینید حو لتون گرمه !
·       

ادامه مطلب   
نویسنده : مهران قلعه نوی ; ساعت ٩:٠٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٩ اردیبهشت ۱۳۸٧

نرم نرمک می رسد اینک بهار

عید بر همگان مبارک 

گوشها منتظر بانگ جرس‌های من‌اند
کوچه‌ها منتظر بانگ قدم‌های تو اند
تو از این برف فرو آمده دلگیر مشو
تو از این وادی سرمازده نومید مباش
«دی» زمانی دارد
و زمستان اجلش نزدیک است
من صدای نفس باغچه را می‌شنوم
و صدای قدم گل را در یک قدمی
و صدای گذر گرده گل را در بستر باد
و صدای سفر و هجرت دریا را در هودج ابر
و صدای شعف فاخته را در باران
و صدای اثر باران را بر قوس و قزح
و صداهایی
نمناک
و مرموز
و سبز
عجب آواز خوشی در راه است

  
نویسنده : مهران قلعه نوی ; ساعت ۱۱:٢٦ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢۸ اسفند ۱۳۸٦

5 ساله شدیم...

5 ساله شدیم....

  
نویسنده : مهران قلعه نوی ; ساعت ۸:٤٢ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۸ اسفند ۱۳۸٦

هوا بس ناجوانمردانه سرد است

  
نویسنده : مهران قلعه نوی ; ساعت ۳:٢٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٧ بهمن ۱۳۸٦

وا حسین

حسین(ع) بیشتر از آب .....تشنه لبیک بود

افسوس که به جای افکارش . زخمهای تنش را نشانمان دادند...

و بزرگترین دردش را بی آبی نامیدند....

  
نویسنده : مهران قلعه نوی ; ساعت ٧:٥٥ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٩ دی ۱۳۸٦

آموزش جستجو در اینترنت

بسیاری از دانشجویان و عزیزان محقق در زمینه یافتن msds ها و مقالات معتبر دچار مشکل می باشند . فایل زیر جهت استفاده تمامی شما عزیزان تهیه گردیده است امید آنکه مفید واقع گردد.

آموزش جستجو در اینترنت

  
نویسنده : مهران قلعه نوی ; ساعت ۸:۳۸ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱۱ دی ۱۳۸٦

همه دانشجویان من!!!

مقالات زیر را دانشجویان دوره کاردانی در دوران کارآموزی تهیه نموده اند ...

۱-((بررسی و اندازه گیری صدا)) - علیرضا جلالی

۲-((ایمنی جرثقیل)) - حدیثه عباسی

۳-((ایمنی لیفتراک)) - فهیمه ابراهیمی و سارا صارمی

۴-((ایمنی سیلندرها)) - پگاه طاهرخانی

ادامه دارد....

  
نویسنده : مهران قلعه نوی ; ساعت ۳:٤٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢۸ آذر ۱۳۸٦

حلول ماه مبارک رمضان

  
نویسنده : مهران قلعه نوی ; ساعت ٥:٥٤ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٢ شهریور ۱۳۸٦

موسسه آموزش عالی کار

مشاهده یادداشت خصوصی

ادامه مطلب   
نویسنده : مهران قلعه نوی ; ساعت ۱٠:٠۳ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٩ بهمن ۱۳۸٦

دانشگاه علوم پزشکی قزوین

ایمنی صنعتی 2

 

 

 

روشنایی در محیط کار

دانلود جزوه بخش اول

 

 

 

تشکیلات خدمات بهداشت حرفه ای 

جلسه اول تا سوم  

 

راهنمای دانلود :

برای دانلود کردن مطالب پس از اینکه روی لینک کلیک کردید یک صفحه در سایت www.4shared.com باز میشود،بعد از باز شدن صفحه چند لحظه صبر نمایید تا در پایین صفحه عنوان download file ظاهر شود و روی آن کلیک نمایید. فایل شروع به دانلود شدن می نماید. 

  
نویسنده : مهران قلعه نوی ; ساعت ٩:٠٤ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۸ بهمن ۱۳۸٦

فاطمه ، فاطمه است..

فاطمه ، فاطمه است..

 

خداوند در قرآن می‌فرماید:

 

«الله نور السّماوات و الارض، مثل نوره کمشکوة فیها مصباح، المصباح فی زجاجة، الزجاجة کانّها کوکب درّی... »(1)؛ خدا نور آسمان‌ها و زمین است. وصف نور خداوند همانند چراغدانی است که در آن چراغی پرفروغ باشد. آن چراغ در حبابی قرار گیرد، حبابی شفّاف و درخشنده، همچون اختری فروزان ... .

 

«حافظ ابن مغازلی شافعی» در کتاب مناقب از «علی بن جعفر» آورده است که گفت:

 

من از حضرت کاظم علیه السلام در مورد تفسیر آیه شریفه پرسیدم که؛ «کمشکوة فیها مصباح» چه پیام و مفهومی دارد؟

 

آن حضرت فرمود: منظور از واژه «مشکوة» دخت پیامبر، «فاطمه» است و واژه «مصباح» دو نور دیده‌اش حسن و حسین هستند.

 

آنگاه از «کانّها کوکب دریّ» پرسیدم که فرمود:

 

فاطمه در میان زنان گیتی بسان اختری نورافشان است.

 

سپس از «یکاد زیتها یضیء» پرسیدم که فرمود: او در دانش و بینش چنان است که چیزی نمانده است که همه علوم و دانش‌ها، از او سرچشمه بگیرد.

 

و نیز از پیامبر آورده‌اند که فرمود: «... و نور ابنتی فاطمة من نور الله...»(2) ؛

 

نور دخت گرانمایه‌ام فاطمه از نور خداست

 

  
نویسنده : مهران قلعه نوی ; ساعت ۱۱:٥٠ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۳ تیر ۱۳۸٦

چهارمین سالگرد تولد سایت

در پایان چهارمین سال فعالیت و در آستانه پنجمین بهار زندگی این سایت قرار گرفته ایم ، آنچه در ابتدا عهد نموده بودم را در حد توان خویش انجام داده ام و انجام می دهم . در ابتدای فعالیتم بسیار تنها بودم !! آنقدر که می اندیشیدم این کار بیهوده است و هیچ کس گویا توجهی به آن ندارد ...

 

وقتی شش ماه از شروع گذشت کم کم امیدوار شدم و بازتاب کارهایم را دیدم ... واقعا لذتی درونی دارد ... که با هیچ چیز قابل قیاس نیست...

 

با تهدیدها و حرفهای ناروای بسیاری روبرو شدم و سختی های زیادی را به جان خریدم ولی هرگز از راهی که انتخاب نمودم پشیمان نبوده و نیستم ...

 

در این هنگام که می بینم حداقل 20 وبلاگ گوناگون را همکارانم اداره می کنند و هر کدام به تناسب تواناییشان فعالیت می کنند بسیار بر خود می بالم که آغازگر این راه بودم ...

 

دست تمامی دوستانی که در این مدت مرا یاری کردند می بوسم و می فشارم ....

 

به امید روزهای بهتر و اینکه هیچگاه سرنوشت خود به خود تغییر نمی یا بد بلکه خواستن شرط نخست است...

 

 

  
نویسنده : مهران قلعه نوی ; ساعت ٩:٢۸ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۸ اسفند ۱۳۸٥

کلوب متخصصین بهداشت صنعتی

با عرض سلام خدمت کلیه همکاران ، فارغ التحصیلان و دانشجویان بهداشت صنعتی ، ان شاء الله که در سایه حق تعالی همیشه مسرور سرور زندگیتان باشید.

 

کلوب بهداشت صنعتی جهت ثبت نام و تبادل نظر بیشتر و بهتر همکاران گرامی در سایت www.cloob.com ثبت گردیده است. لذا از کلیه عزیزان خواهشمندیم جهت ارتباط بهتر ، در این کلوب ثبت نام نمائید.

 

لطفا جهت ثبت نام به آدرس ذیل مراجعه کنید:

 

http://www.cloob.com/signup.php?code=idtcpcUHicEssvb7

 

پس از ورود در سمت راست بخش عضو شوید را کلیک نموده و اطلاعات خواسته شده را وارد نمایید

 

 

 

با تشکر

 

مدیریت کلوب

 

 

 

 

  
نویسنده : مهران قلعه نوی ; ساعت ٦:٤٥ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٢ اسفند ۱۳۸٥

گروه متخصصین ایمنی و بهداشت حرفه ای

سلام دوستان عزیزم

با وارد شدن به آدرس زیر و عضویت در گروه می توانید مطالب جالب و سوالات زیادی را به همراه پاسخ مشاهده نمایید و سوالاتتان را از اعضای گروه بپرسید

http://groups.google.com/group/ihshse?hl=en

 

  
نویسنده : مهران قلعه نوی ; ساعت ٩:۳٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٩ آذر ۱۳۸٥

روز ایمنی

سلام بر همه همکاران عزیز . هفتم مهر روز ایمنی بر تمامی شما مبارک .

 همانا سفیران ایمنی با فعالیت مستمر در محیط کار ، با شناسایی خطرات محیط کار و ارائه راهکار در جهت رفع و کنترل خطرات ، گامهای مؤثر بر می دارند لذا برای کارگر کاهش حوادث ، افزایش ایمنی و افزایش روحیه و برای کارفرما کاهش حوادث ، کاهش مخارج درمانی ، کاهش هزینه غرامت و استفاده بهتر از نیروی انسانی و ... را به ارمغان می آورند لذا ماحصل موارد فوق به افزایش بهره وری و بقای سازمان خواهد انجامید .                    

 با آروزی موفقیت برای تمامی عزیزان بجهت برآورد اهداف ایمنی و خدمت خالصانه و بشردوستانه ، که در این عرصه در تمام ساعات شبانه روز کاری ، ازهیچ سعی و تلاشی کم نمیگذارند ، روز خجسته ایمنی را تبریک میگویم .

 امید است با همت دوستان همچون گذشته در جهت اعتلای سطح ایمنی قدمهای استوار و محکمتر برداریم . موفق و مؤید باشید .                                           

  
نویسنده : مهران قلعه نوی ; ساعت ٦:٤٤ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٦ مهر ۱۳۸٤

خبرنامه سایت

سلام دوستان

 

در خبرنامه سایت عضو شوید

 خواهشمند است نکات زیر را رعایت نمایید

 1-     حتما نام خود را وارد نمایید (به فارسی بهتر است )

 2-     ایمیل خود را فقط یکبار وارد نموده و کلید ارسال به خبرنامه را بزنید سپس صفحه ای باز میشود و تایید عضویت شما را به اطلاع میرساند

 

متشکر

 مدیر سایت 

  
نویسنده : مهران قلعه نوی ; ساعت ۸:٥٩ ‎ق.ظ روز شنبه ٢ مهر ۱۳۸٤

خدا کند که بیایی

خدا کند که بیایی?>?>?>

 

مهدی جان هر جمعه برای ظهورت ندبه میخوانیم و بعد از هر صلوات ،‍‍‍‍‍‍‍ ظهورت را تعجیل میخواهیم ، هر نیمه شعبان آذین میبندیم و شادی میکنیم از تولدت ، گویا این همان روزی است که می آیی ولی آنروز نیز میگذرد و ....

ما منتظر واقعی نیستیم و مشکل از ماست و کم ظرفیتی ما که همه جا کار دستمان میداده‌ ، این بار نیز برای ظهور تو ، سد راهی شده ...

قصور همیشه از ماست و ما نیز از زمانه بد این قصور را به گردن آویخته ایم ...

 

حال عجیبی دارم ... یه جور درموندگی ... یه جور سردر گمی، چشم براه،  دلتنگ ، با دستهایی تهی تر از تهی ، هر بار اولین نفری بودم که عید رو تبریک می گفتم...با کلی ذوق و شوق از اینکه تونستم کلمات رو کنار هم بذارم تا نشون بدم هنوز پیوند دلم و زبونم و قلمم گسسته نشده  .هنوز این سه تا رفیقهای بی رقیبن که هیچ کی به گردشون هم نمی رسه

 

نمی رسه

اما حالا......از دو روز پیش دلتنگی امونم رو بریده ... دو روزه دارم فکر می کنم منی که حرفام با مولام مثنوی هفتاد من کاغذه ... چی بگم که عین ِ حرف دلم باشه یا حداقل شبیه ِ دلم باشه؟ با کدوم تبریک می تونم احساس ِ دلم رو بگم ؟ یا کدوم جمله بیقراری های انتظار را می تونه در خودش تحمل کنه؟

خدایا همه عیدها قشنگن اما امروز با همه روزها فرق می کنه. این عید برای ما یه بوی دیگه ای داره  این عید برای مولایی که در کنار خودمون زندگی می کنه. هیچ عیدی بوی دلتنگی نمی ده.جشنی که مهمونها منتظر صاحب جشن باشن و مدام ساعت های عمرشون رو نگاه کنن .... کاش می شد تا خدا فریاد زد.....ه

امروز تولد بهترین کس زندگیمه.... خدایا من با دست خالی ، بی کادوی تولد کجا برم؟

 

 

 

عشق  تو  در  تار  و  پودم  لانه  کرده                جست وجوی تو مرا آواره کرده هر  مکانی  بشنوم  بوده  به  راهت                   با سر آیم تا ببوسم جای پایت

هر  زمان و هر مکان ذکر لب من نام تو              آشیان مرغ یاد من فقط بر بام تو

من  نگویم که بیایی یا کنی دعوت مرا                  شاد گردم، گر کنم در خواب هم رؤیت تو را

گر  نگاه  تو  بیفتد  بر سیاه روی  من             غصه برگردد ز من، شادی بیاید سوی من

ترسم آن روزی بیایی کز فراقت مرده ام                   یا به قدری در گناهم کز رخت شرمنده ام

کارِ ِ من هر شب شده توبه به درگاه اله           که  اگر فردا  بیایی  پاک باشم از گناه

شست و شویی می کنم هر شب دو چشمم را به اشک                  به امید انکه خواهی زد

کی غلامی و گدایی افتخار است و غرور        جز نشان بندگی تو که می آرد سرور

در زمانی که رهایی هر کجا باشد شعار                           در اسیری ِ تو بودن باشدم بس افتخار

پس  بیا  و  رخ  نما بر دشمنان  و  جاهلان     که فقط ارباب باشد پشتیبان بندگان

 

 

مهدی جان بیا و شب هجران سحر کن .....

 

بقیه الله خیرلکم ان کنتم مومنین

 

  
نویسنده : مهران قلعه نوی ; ساعت ۱۱:٢٢ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٩ شهریور ۱۳۸٤

به مناسبت روز پدر .....

?>?>?>

هر شب عده ای چشم به راه مردی هستند که بیاید تا آشیانشان پرنورتر شود مردی که هر شب طنین صدای مقتدرانه پاهایش در کوچه ، انسان را به بودن امیدوار می کند . بله آن مرد مهربان کسی جز پدر نیست . شخصی که در دردهای روزگار ، پشتیبان همسر و فزرندانش است و شاید به همین دلیل نام پدر بر او نهاده اند . من تو را تا بیکرانها ، تا آسمانها ، تا کهکشانها دوست دارم .

دلم می خواد تو این چند خط از زحماتت تشکر کنم . ولی نمی دونم باید از کدوم رنجها و زحماتت شروع کنم . شاید باید از قدم زدن هایت در اتاق انتظار بیمارستان شروع کنم ... از اون لبخند دوست داشتنی ات بگویم ، یا از اون مرواریدهای درخشان اشک شوقت که مژده پدر شدن را به صورت مردانه ات هدیه می داد یا نه شاید باید از اولین نگاه پدرانه ات از پشت آن شیشه شفاف اتاق کودک که با شوق برام دست تکون می دادی ، خوب می دونستی که با همان نگاه اول می شناسمت . اگه بشه از شب بی خوابیها و دیر رسیدن سرکار و غرولند رئیست گذشت که تازه این اول راه بود ، چند وقت بعد کفشهای آهنی به پا کردی و داروخانه به داروخانه به دنبال کمک غذاها و شیرخشک های مختلف برایم گشتی که مبادا ویتامین بدن بچه تون کم و زیاد بشه و نکنه بچتون سوء تغذیه بگیره باید خودت یادت باشه اولین کلامی که گفتم ذوقت دلنشین بود و خنده ات زیبا ، آری روزها زمزمه کردید تا من بگویم بابا..

و اینک در گذر زمان که موهایت رو به سفیدی می گراید و چین و چروک خستگی بر پیشانی ات نقش بسته ، به خاطر من به کجاها که نرفتی و چه سختی هایی کشیدی و در همه حال حمایتم کردی ...

و دریغ از انتظار و توقع یک تشکر کوتاه از سوی من ... امیدوارم به لطف خدا و دعای خیر شما و مادر عزیزم که زحماتتان را غیر قابل جبران میدانم ...سلامت باشید و  فقط می گویم دوستتان دارم . دعای خیر شماست که در سختی ها و مشکلات ، مانند یک نیروی غیبی به کمکم آمده .......  و به کمکم خواهد آمد .....آرزومندم آنقدر توانایی داشته باشم که بتوانم قدری از زحماتت را جبران نمایم ....

 

دوستتان دارم ..................

فرزند شرمنده شما

مهران

  
نویسنده : مهران قلعه نوی ; ساعت ٤:٥۸ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٧ امرداد ۱۳۸٤

سال نو مبارک


سال نو مبارک دوست عزیز،
امیدوار هستم که سال نو را با سلامت شروع کنید و پیروزی و موفقیت در زندگی، تحصیل، کار، تحقیق و تجارت خود کسب کنید.

سال بعد را با برنامه ریزی مناسب و هدفمند، می توان به سالی پربارتر تبدیل کرد و برای خود و اجتماع خود مفید تر بود. آنچه که در تمام طول زندگی ما بر موفقیت یا عدم موفقیت در رسیدن به اهداف بیشترین تائیر را دارد، نوع نگرش ما به موضوعات است. همه چیز بستگی دارد به اینکه ما از پنجره نگاه خود، دنیا را چگونه ببینیم. امیدوارم پنجره نگاه شما، همیشه به چشم اندازی سبز باز شود.

موفق باشید.

امروز، روز دیگری است.

بهار آمده است.

و باران را آورده است، دست در دست نسیم و شکوفه

وقتی جوانه ای را می بینم آرام می شوم

آیا می شود من نیز با نسیم مهر تو بیدار شوم

چون دانه ای سر از خاک بر آرم!

آن وقت تو باران شوق را بر من ببارانی ، خورشید عشق را بتابانی و . . . . . .

خدایا ، من امروز

                         با تو

                                   بهاری ترینم

 

  
نویسنده : مهران قلعه نوی ; ساعت ٥:۳٠ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢ فروردین ۱۳۸۳

وبلاگ یکساله شد

با سلام و احترام

دوستان و همکاران عزیز در چنین روزی یکشنبه 18 اسفند 1381 زمانیکه خود را برای آزمون کارشناسی ارشد 82  (دانشگاههای علوم پزشکی ) آماده میکردم با پرشین بلاگ آشنا شدم در همان لحظه کمبود وبلاگ یا سایتی به زبان فارسی که بتواند کارشناسان بهداشت حرفه ای را در سرتاسر کشور با هم آشنا نموده و تجربیاتشان را در کنار هم قرار دهد و از طرفی ناشناخته بودن این رشته برای بسیاری از کارفرمایان و مدیران صنایع من را بر آن داشت تا قدمی هر چند کوچک در راه شناخته تر شدن این رشته و پیشرفت آن داشته باشم و این وبلاگ را راه اندازی نمودم.

اولین مقالات را از ترجمه های خودم از کتابهای مختلف انتخاب نمودم و با نظرات دوستانی که ما را مورد لطف خود قرار دادند دلگرم تر شدم و ادامه دادم .

در هر صورت حالا پس از یک سال گذشتن از فعالیت این وبلاگ خوشحالم که توانستم دوستان خوب زیادی پیدا کنم که بر خود میبالم .

حالا این شمایید که در ادامه راه با نظرات و پیشنهادات خود راه را بر من هموار میکنید خواهش میکنم به سوالات زیر پاسخ دهید ؟

1-      چطور با این وبلاگ آشنا شدید؟

2-      مطالب نوشته شده را چطور ارزیابی میکنید ؟

3-      در ادامه مایلید با این وبلاگ همکاری کنید و برای من مطلب بفرستید ؟

4-       از اینکه مطالب را بصورت پی دی اف ارائه کنم راضی هستید؟

5-      بیشتر مایلید در چه زمینه هایی از بهداشت حرفه ای مطلب بنویسم ؟

 

برنامه من برای دراز مدت راه اندازی یک سایت مستقل و بانک اطلاعاتی کامل از بهداشت حرفه ای است که در حال تهیه مقدمات آن هستم و امیدوارم تا چند سال آتی به سرانجام برسد .

 

به امید روزی که بهداشت حرفه ای به یک اضطرار تبدیل شود نه اجبار .....

 

با تشکر

مهران قلعه نوی

www.ghalenoy.net.ms

 

  
نویسنده : مهران قلعه نوی ; ساعت ۱۱:٢٥ ‎ق.ظ روز شنبه ٢۳ اسفند ۱۳۸٢

Google PageRank Checker تماس با ما
  FEED