بهداشت حرفه ای و ایمنی صنعتی

اولین وبلاگ ایمنی و بهداشت حرفه ای به زبان فارسی

جو ایمنی و فراتر از آن : یک چارچوب چند سطحی

جو ایمنی  و فراتر از آن :  یک چارچوب  چند سطحی

سمانه حمیدی-سروناز امینی
Safety climate and beyond: A multi-level multi-climate framework ,Zohar Dov, Safety Science 46 (2008) 376–387
به دنبال  بیش از 2 دهه  تحقیق در مورد  جو ایمنی  بر اساس سنجش  و کاربرد اکنون  دیگر زمان  پیشرفت  و بازنگری فرا رسیده است. مقالۀ  حاضر، توصیف کوتاهی  است از  چارچوب رایج به دنبال  آن یک گسترش  به چارچوب  چند سطحی  که جو ایمنی ، سطح گروه و سطح سازمانی  را به صورت مجزا  با مقیاس های  سنجش  متفاوت  معرفی می کند.  در این مقاله پس از ارائه بحث نظری و عملی مفاهیم  شامل مشاهدات  تجربی، مقاله ای ارائه می شود که طی آن پیش بینی شده   تأثیر  ایمنی محل کار  بستگی  به محیط  مکمل  آن دارد. که به عنوان  محیط کار شخصی  نامیده  می‌شود.  با اتصال  این نظریات به طرحی از تحقیقی جدید  می رسیم که برای تشویق  و پیشرفت فاز اندازه گیری و عملیاتی  کردن ارایه شده است.

  
نویسنده : مهران قلعه نوی ; ساعت ٩:٥٢ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٤ بهمن ۱۳۸٧

رفتار و فرهنگ ایمنی

می دانیم فرهنگ ایمنی در یک سازمان ،  بیانگر نگرش کلی سازمان نسبت به ایمنی است، فرهنگ ایمنی مطلوب ، عاملی است که به موجب آن ، کلیه کار کنان ، اعم از مدیر عامل تا کارگران ساده ، متعهد می شوند که سهم عمده ای را در ایمنی خود و همکاران دیگر داشته باشند .

               شرکتی که در راه ایجاد یک فرهنگ مطلوب ایمنی قدم بر می دارد بایستی کارکنان در همه سطوح را تشویق نماید تا در موارد ذیل کوشا باشند.

<!--[if !supportLists]-->1-   <!--[endif]-->شرکت باید در بنا نهادن یک خط مشی و فرهنگ سازمانی خودش را وقف بکند. ( وقف در اینجا یک لغت کلیدی است.) این خط مشی و فرهنگ باید به همان صورت که به مسائل ، تولید، بهره برداری ، اجرا، سود، برنامه ریزی، فروش ، تحقیقات و سایر عوامل مهم در یک شرکت موفق می نگرد، به همان صورت نیز باید به مسئله ایمنی توجه کند.

<!--[if !supportLists]-->2-      <!--[endif]-->مدیریت شرکت باید یک چارچوب کار ایجاد بکند که در آن خط مشی ایمنی به طور مؤثر در سرتاسر شرکت تداوم یابد.

<!--[if !supportLists]-->3-   <!--[endif]-->رفتار ایمنی باید در ساختارهای سازمانی ، آرمان ها ، اهداف ، سیستم های پاداش و دیگر فرایندهای ضروری برای ادامه کار شرکت قرارداده شود. به عبارت دیگر باید برای پیشرفت ایمنی بها بگذارد و آن را مورد توجه قرار بدهد، به طوری که هر فرد متوجه شود که شرکت رفتار ایمنی را جدی می گیرد.

 

                             کارشناسان بر این باورند که ایمنی پیش از آنکه صرفاٌ جنبه عینی و اجرایی داشته باشد ، پدیده ای ذهنی است که ضرورت دارد در ذهن زندگی فردی و گروهی افراد ، جاگیر شود و این بدان معناست که ایمنی تعطیل بردا ر و فراموش شدنی نیست و ایمنی عین زندگی است.

                         اگر تمام موارد بالا انجام شود یک کار دیگر نیز خیلی مهم است : اولویت های شرکت باید تشخیص داده شود و ایمنی درست در رأس همه اولویت ها قرار بگیرد. نتیجتاً این بهترین تصمیمی است که مدیریت شرکت اتخاذ می کند . این تصمیم از نظر اخلاقی خوب است ، هم برای افراد خوب است  و هم از جهت قابلیت تولید و سود دهی خوب است و اساساً برای هر صاحب سهمی در شرکت خوب می باشد. به سه دلیل عمده باید به ایمنی اهمیت اساسی داده شود. اولاٌ و از همه مهم تر ، ما به عنوان انسان نمی توانیم بپذیریم که افراد جان خود را از دست بدهند و یا در عملیات صدمه و آسیب ببینند، مخصوصاً اینکه تقریباً می توان از بروز همه حوادث جلوگیری کرد . ثانیاً جامعه انتظار دارد که هر کاری به صورت ایمن انجام بگیرد و اگر چنین حاصل نشود مقامات قانونی به منظور بالا بردن سطح استاندارد وارد عمل خواهند شد. تالثاً ، ایمن بودن برای کسب و کار مفید است .

                      اگر چه ممکن است شرکتی موجود باشد که استاندارد های قابل قبول را رعایت نکند ، و در این امر ناسازگار و به دنبال نتایج به خصوصی باشد و در ضمن خودش را کمتر وقف عموم بکند، ولی یک استدلال صحیح به این اصل اساسی ختم می شود که عمل ایمن و شایسته ، کاری  خوب و ساده است . واضح است که یک ارتباط مستقیم بین مدیریت ایمنی خوب و مدیریت تجارت خوب وجود دار د. شرکت هایی با استاندارد های بالای ایمنی دارای عملکردهای  با استاندارد بالا نیز می باشند این در واقع جای تعجب نیست ، زیرا اقداماتی را که مدیریت برای به دست آوردن ایمنی انجام می دهد دقیقاً همان هایی هستند که برای کسب سودمندی در تجارت لازم می باشند.

               ابزارهایی را که مدیران برای بهبود ایمنی استفاده می کنند، همان ابزارهایی هستند که مدیران برای بهبود جنبه های دیگر تجارت استفاده می کنند . اینها شامل مواردی از قبیل تعیین اهداف ، نظارت  بر جریان کار ، تصمیم گیری تحقیقی، رسیدگی به مسائل مبهم و استماع به کارمندان در همه سطوح می باشند. برای مثال یکی از کلیدهای راهگشا در عملکردهای ایمن ، دستورالعمل های عملیاتی  هستند و مدیران باید این اطمینان را ایجاد کنند که دستورالعمل های حساس  شناسایی و ثبت شوند .با این حال، گسترش دستورالعمل های پسندیده و ایمن و همچنین امضاء کردن مدارک خوش شکل ، تازه اول کار است . در مرحله بعد مدیران باید تضمین کنند که دستور العمل ها  اجرا شوند.

             یکی از ابزارهای حصول ایمنی ، روش اساسی و فراگیر « ممیزی ایمنی » می باشد، که از رسیدگی های فنی  و مدیریتی دوره ای  و گسترده تا بازرسی های مکررسرپرستی را   شامل می گردد .مدیریت باید مرتباً مکان های عملیاتی را بازدید کند و آنها را مورد بررسی و تحقیق قرار دهد. شاید اپراتور ها دستورالعمل های لازم را دریافت نکرده باشند و یا در استفاده از آنها  آموزش  ندیده باشند. شاید دستورالعمل ها توسط شخصی در پشت میز نوشته شده که به عملیات ناآشنا بوده یا شاید اپراتورها ، دستورالعمل ها را دانسته و درک کرده باشند ولی این احساس و گمان در آنها ایجاد شده باشدکه اجرای آنها واقعاً اهمیتی ندارد. تنها  مدیران متعهد اینگونه مسائل را متوجه می شوند و آنها را اصلاح می نمایند.

  
نویسنده : مهران قلعه نوی ; ساعت ٤:۳۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٢ تیر ۱۳۸٧
تگ ها : فرهنگ ایمنی

کلیاتی در ارتباط با فرهنگ ایمنی

کلیاتی در ارتباط با فرهنگ ایمنی

 

مهندس فرین فاطمی

 

دانشجوی کارشناس ارشد بهداشت حرفه ای

 

عملکرد سیستمهای ایمنی و بهداشت و به تبع آن شاخصهای مربوطه در نقاط مختلف دنیا با یکدیگر متفاوت است. بنا بر نظر دفتر بین المللی کار (I.L.O) امروزه تفاوت معنی دار در بهداشت و ایمنی شغلی در میان کشورهای مختلف تنها وابسته به تکنولوژی (دیدگاه سخت افزاری و نرم افزاری) نیست بلکه مهمترین اصل در پیشرفت یکپارچه اصول ایمنی و بازتاب آن در محیط کار (پیش نیاز اساسی در کاهش وقوع حوادث،آسیبها و بیماریهای شغلی) توجه به جنبه های فرهنگی و اجتماعی (دیدگاه زیست افزاری) است.

 

گزارشات ناشی از پژوهشها فرهنگ ایمنی ضعیف را در شرکتها عامل تعیین کننده حوادث مطرح می نماید. از سویی دیگر تغییر در رفتارها و نگرشهای افراد و تمرکز بیشتر آنها بر ایمنی تنها از طریق شکل گیری فرهنگ ایمنی تحقق یافته که شکل گیری این فرهنگ نیز مستلزم درک و شناسایی فرهنگ فعلی سازمان است.

 

فرهنگ ایمنی: مجموعه ای از باورها،هنجارها،انگیزه ها،نقشها و عملکردهای اجتماعی و فنی که موجب کاهش رویارویی کارکنان،مدیران،مصرف کنندگان و عموم مردم یا شرایط خطرناک و صدمه رسان شود.

 

ضرورت اندازه گیری فرهنگ ایمنی

 

پرداختن به راهکارهای ایمنی و بهداشت نظیر فرهنگ ایمنی در سازمان نه تنها احتمال بروز حوادث را کاهش داده بلکه همچنین دارای دارای منافع اقتصادی و مالی بوده که نشاندهنده بازگشت سرمایه در درازمدت به سازمان می باشد.

 

روشهای ارزیابی فرهنگ ایمنی

 

آشناترین ابزار برای اندازه گیری جنبه روانشناختی ، پرسشنامه جو/ فرهنگ ایمنی است. به این ترتیب که باورها ، ارزش ها ، انگیزه ها و ادراک فرد با استفاده از چند پرسش اندازه گیری می شود.

 

— مصاحبه گروهی شیوه های رویارویی با وضعیت بحرانی به عنوان ابزارهای مکمل در تحقیقات پرسشنامه ای؛

 

— روش های نمونه برداری ایمنی با استفاده از چک لیست اعمال نا ایمن در ارزیابی جنبه های رفتاری کارکنان سطوح پایین تر؛ رفتارهای کارکنان رده های بالا و مدیران بر پایه اقداماتی که برای بهبود وضع ایمنی به کار گرفته شده است،گزارش های شبه حوادث،بازرسی های هفتگی و... بررسی خواهند شد.

 

— جنبه های سازمانی نیز که به وسیله ممیزی سیستم مدیریت ایمنی سنجیده می شود.

 

طراحی پرسشنامه فرهنگ ایمنی

 

طراحی سوالهای پرسشنامه فرهنگ ایمنی به عنوان ابزاری که توانایی سنجش نگرشها،کیفیت آموزش ایمنی و عملکرد مدیریت را داشته باشد،کار بسیار ظریف وحساسی است. نکاتی که در تهیه پرسشنامه فرهنگ ایمنی باید به آن توجه شود:

 

1- پرهیز از پرسش سوالات متعدد و فراوان در بخش سوالات زمینه ای.

 

2- تعداد سوالات باید به گونه ای باشد که بتوان به وسیله آنها تمام آیتمهای فرهنگ ایمنی مورد نظر محقق را سنجید.

 

3- سوالات در شرکت مورد نظر مصداق داشته باشد.

 

4- سوالات مورد استفاده از نوع بسته باشند یعنی پاسخ آنها قبلا" توسط پژوهشگر مشخص شده باشد.

 

5- سوالات مفهومی و ساده بوده و به صورت عبارات باز مطرح شوند.

 

نحوه ارتباط در پژوهش های پرسشنامه ای فرهنگ ایمنی

 

روش اجرای پرسشنامه های فرهنگ ایمنی نیز بهتر است خود اجرای نیمه نظارتی باشد زیرا طبیعت سوالات نگرش و حوادث به شکلی است که اگر از پاسخ دهنده به صورت شفاهی پرسیده شود یا فرد مجبور باشد در حضور افراد دیگر پرسشنامه را تکمیل نماید به احتمال زیاد به بعضی از سوالات جواب صحیح ( واقعیت موجود ) نخواهد بود. بنابراین در این روش پرسشنامه در اختیار فرد قرار می گیرد و پس از تکمیل آن توسط فرد جمع آوری می گردد و چنانچه پاسخ دهنده ها با سوالی مبهم روبرو شوند در اجرای نیمه نظارتی از پژوهشگر می پرسند و تفاوت آن با اجرای نظارت شده در این است که فرد پاسخ دهنده پرسشنامه را در حضور پژوهشگر تکمیل نمی نماید.

 

نحوه امتیازدهی پرسشنامه ها: امتیاز کلی فرهنگ ایمنی برای آزمودنی برابر مجموع امتیازهایی است که برای تمام سوالات دریافت نموده است.

 

تفسیر امتیازهای فرهنگ ایمنی

 

در مقیاس لیکرت باید مجموع امتیاز هر پرسشنامه با میانگین مقیاس مقایسه شود.

  
نویسنده : مهران قلعه نوی ; ساعت ٩:٥٠ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۸ مهر ۱۳۸٦

فرهنگ : زیر بنای استقرار سیستم ایمنی مبتنی بر رفتار

فرهنگ : زیر بنای استقرار سیستم ایمنی مبتنی بر رفتار

 

Terry E. McSween, Ph.D. and Grainne A. Matthews, Ph.D.

 

برگردان به فارسی : نیلوفر احمدی – کارشناس بهداشت حرفه ای

 

مقدمه :

 

فرهنگ یکی از آن کلماتی است که هم در بحث و گفتگو و هم در نوشته های راجع به تغییرات سازمانها استفاده زیادی دارد .فرهنگ اصطلاحی است که بطور رایج و گاه بی رویه و حتی بی ارتباط با موضوعی مورد استفاده واقع میشود. در اغلب موارد افراد بی آنکه معنای عمیق و واقعی فرهنگ را بدانند آنرا بکار میبرند .همه فکر میکنند معنی آنرا میدانند حال آنکه تشریح و تعریف فرهنگ واقعا مشکل است و هر کس یک تعریف از آن در ذهنش وجود دارد .

 

تعریف فرهنگ و چالشهای معنایی آن :

 

فرهنگ از جنبه لغوی اینطور تعریف میشود : الگوئی ثابت برای رفتارها و عملکردهای افراد با حدو مرز مشخص . با چنین تفکری فرهنگ واقعیاتی است که بطور سلسله وار در افراد یک جامعه یا سازمان خاص منجر به تولید رفتارهای مشخصی میگردد. تا اینجا تشریح و تعریف فرهنگ بنظر ساده است اما مشکل از آنجا آغاز میشود که برای طبقه بندی رفتارها و عملکردها از کلمات " فرهنگ بد " یا " فرهنگ خوب " استفاده میشود. بکاربردن کلمه فرهنگ برای تشریح رفتارها افراد را دچار اشتباه و سردرگمی میکند. همه ما از این نوع استفاده نادرست از کلمه فرهنگ در زندگی روزمره مثالهای زیادی در ذهن داریم مثلا وقتی پرسیده میشود : " چرا حوادث در حال افزایش است ؟" پاسخ معمولا این است که :" فرهنگ ایمنی بد است ." این جمله کلی واقعا چه معنائی را به ذهن می آورد؟

 

فرهنگ سازمانی یا جامعه در واقع تصویری است که با کمک شواهدی از مطالعه در رفتارها یا عملکرد افراد ترسیم میشود بگونه ای که همه مخاطبان تقریبا یک برداشت واحد از مقوله فرهنگ آن سازمان با جامعه خاص داشته باشند . در برخی مواقع توصیف فرهنگ برای تشریح رفتارها و عملکرد افراد در مقطعی خاص زمانی یا مکانی کار اشتباهی است چون باعث منحرف شدن ذهن از مفهوم واقعی فرهنگ میگردد . آنچه بعنوان مجموعه رفتارها عملکردها و باورهای افراد در زمان و مکان خاصی مشاهده میشود نمیتواند فرهنگ به معنای تام و عام باشد . فرهنگ مفهومی بس عمیقتر از مشاهدات مقطعی و کوتاه مدت است .

 

فرهنگ چیزی نیست که با مشاهده بصورت کامل درک و به تصویر کشیده شود . فرهنگ را نمیتوان اندازه گیری کرد و با مقیاس " خوب و بد " سنجید . بنابراین هرگونه تغییری در این مقوله پیچیده نیز بسادگی امکانپذیر نیست و بدیهی است که قابل درک و لمس هم نباشد.

 

پس با تمام این اوصاف به راستی " فرهنگ " چیست ؟ دریک کلام باید گفت فرهنگ مفهومی است بسیارفراتر از آنچه مردم انجام میدهند به زبان می آورند یا به تصویر میکشند . بسیاری از مسائل فرهنگی صرفا در ذهن افراد جامعه است و شاید هرگز از ذهن آنان به بیرون درز نکند .

 

برای روشن تر شدن مفهوم فرهنگ به این مثال توجه کنید : دو کارگاهA و B را فرض کنید با کارکردهای مشابه که هرکدام متعلق به یک سازمان است. تصور کنید در هریک از آنها یک نفر مکانیک مشغول تعمیر موتور یک ماشین است. در هردو کارگاه یک کار مشابه در حال انجام است ولی نحوه انجام کار با توجه به تفاوتهای سازمانهای متبوع با هم متفاوت است . مثلا در کارگاه A کار بصورت دستوری و توسط سرپرست به کارگر در حال انجام است ولی در کارگاه B تعمیرات اصولا با روشهای ابتکاری و با حق انتخاب تعمیرکار انجام میگیرد. آنچه باعث این تفاوتها شده است چیزی جز فرهنگ سازمانی نیست .

 

در واقع با مشاهده رفتارهای افراد متوجه تفاوتهایی میشویم که منشاء آن فرهنگ تلقی میگردد. پس در مثال فوق میتوان نتیجه گرفت که :" فرهنگ کاری در دو کارگاه با هم متفاوت است ." در مشاهدات رفتارها باید به سه سوال اساسی پاسخ داد تا مفهوم تفاوت فرهنگی را متوجه شویم :

 

چه کاری انجام میشود؟ چرا انجام میشود ؟چگونه انجام میشود ؟

 

در مبحث ایمنی مبتنی بر رفتار نیز به این جنبه از فرهنگ توجه میشود .

 

"فرهنگ" در ایمنی مبتنی بر رفتار :

 

در این مقوله تنها نوشتن دستورالعملهای ایمنی و آموزش افراد و تاکید بر اجرای دستورات کافی نیست بلکه هدف این است که افراد به" ارزش" آموزش و دستورات ایمنی پی برند و خود متقاضی اجرای آنها باشند نه اینکه با زور و اجبار آنها را آموزش داده و انتظار داشته باشیم با این روش موفق باشیم . تجربیات مختلف در دنیا نشان داده که این روش شاید در کوتاه مدت موفق باشد ولی واقعیت آن است که نتوانسته موفق و پایدار باقی بماند .

 

قبل از آنکه وارد مبحث ایمنی شویم باید بدانیم چرا افراد همواره تابع دستورات نیستند ؟چرا ریسک میکنند ؟ چرا گاهی از قوانین سرپیچی میکنند ؟وهمه اینها "چگونه" اتفاق می افتد ؟

 

پاسخ به این سوالات فقط با "مشاهده و مطالعه رفتارهای افراد " و شناخت نسبی از فرهنگ آنان بدست خواهد آمد.

 

اگر در سازمانها ایمنی مبتنی بر فرهنگ و رفتارهای افراد نهادینه گردد آنگاه میتوان از مستمر و بادوام بودن آن نیز اطمینان حاصل نمود. یک سازمان زمانی میتواند ادعا کند که تلاشهایش برای سازماندهی و نهادینه کردن ایمنی موثر بوده که برای اجرای دستورات ایمنی هیچ فشار و جبری بر افراد تحمیل نگردد.

 

در سازمانهایی که ایمنی پایدار و با دوام است افراد برای انجام اعمال ایمن تشویق نمیشوند و برای اهمال در ایمن کارکردن توبیخ نمیگردند. در این سازمانها انجام کارها به روش ایمن بخشی از فرهنگ ( باور و رفتار ذاتی) آنها و امری کاملا بدیهی است .

 

البته نباید فراموش کرد که وارد کردن ایمنی در فرهنگ کاری افراد امری است بسیار زمان بر و نیازمند پی گیری های مستمر و بی وقفه.

 

اما در بیشتر سازمانهایی که امروزه فعال و بعضا در بسیاری از زمینه ها موفق هستند ایمنی به شکلی که گفته شد مستقر نشده . در این سازمانها اعمال تشویق و توبیخ و تنبیه و کلا اجبار برای انجام رفتارهای ایمن امری رایج و متاسفانه بی نتیجه است.مشاهدات مختلف نشان داده افراد در این سازمانها بصورت شرطی و فقط در هنگام اعمال زور و فشار رفتار ایمن از خود نشان میدهند و به محض حذف این اجبار باز به رفتارهای غیر ایمن روی می آورند.

 

برای اینکه ایمنی بخشی از فرهنگ کاری افراد شود واقعا تلاش کرد و علم و هنر را با هم بکار برد تنها در آن صورت است که ایمنی " یک ارزش عمیق " در نهاد تک تک افراد خواهد شد که به راحتی فراموش نمیگردد. اگر ایمنی یک ارزش عمیق باشد آنگاه همه افراد سازمان در یک جهت یعنی " دوام و بقای ایمنی " تلاش میکنند. در این صورت رفتار افراد همواره و در هرشرایطی مبتنی بر " ارزشهای ایمنی " خواهد بود. در واقع مفهوم " فرهنگ ایمنی " یعنی همین .

 

فرهنگ ایمنی:

 

قبلا گفته شدفرهنگ به این مفهوم نیست که دریابیم مردم "چه کاری " را انجام میدهند بلکه فرهنگ یعنی بدانیم مردم "چرا" این کارها را انجام میدهند .اگر فرهنگ ایمنی را هم با همین مفهوم بشناسیم آنگاه تصمیم گیری هایمان مبتنی بر رفتارهای افراد و بر اساس عوامل تاثیر گذار بر رفتارهای ایشان خواهد بود.

 

یکی از راههای شناخت فرهنگ این است که بتوانیم در فرآیندهای رسمی و غیر رسمی مرتبط با رفتارهای افراد رسوخ کنیم . اما ابتدا باید فرآیندهای رسمی و غیر رسمی را بشناسیم.

 

فرآیندهایا سیستمهای رسمی رویکردها و کارهای اجرائی هستند که سازمانها با استفاده از آنهابر رفتارهای داخل سازمانی افراد تاثیر میگذارند.

 

فرآیندها یا سیستمهای غیر رسمی عملکردهای متقابل اجتماعی بین اعضای گروهی است که قادرند رفتارهای داخل سازمانی را شکل دهند. فرآیندهای غیررسمی شامل نرم های اجتماعی و ارزشهایی است که توسط اجتماع حمایت میشوند.

عدم توازن( فرهنگی ) در سازمانها:

 

یک سازمان متوازن با تاکید بر تمام پایه هایی که در مدل فوق نشان داده شده است حرکت میکند و به نتایج دسترسی میابد . در این سازمانها فرآیندها – ارزشها و رفتارها به یک اندازه اهمیت دارند . اما در سازمانهایی که از حالت توازن خارج شده اند مدیران فقط بر یکی از دو اصل فرآیند ها و نتایج تاکید میکنند .دراینگونه سازمانها چون مدیران جدید مهارتهای مدیریتی شان را از مدیران قبلی می آموزند ممکن است نتوانند توجه کارکنان را بصورت انحصاری بر یک یا دو اصل ( فرآیندها و یا نتایج) متمرکز کنند.

 

مدیران چنین سازمانهایی تمام وقت خود را صرف فقط یکی از اصول سازنده فرهنگ سازمانی میکنند و کارکنان را با استفاده از ابزارهایی نظیر حقوق و مزایا و پاداشها یا ترفیعات مجبور به انجام کار مینمایند درنتیجه و درظاهر این سازمانها بنظر موفق می آیند و علی رغم نامتوازن بودن ماندگاری طولانی مدتی دارند.

 

در ادامه انواع سازمانهای نامتوازن را مورد بررسی قرارمیدهیم . این سازمانها بر اساس نوع جهت گیری فرهنگی عمدتا در سه دسته جای میگیرند:

 

1- با جهت گیری بر مبنای نتایج 2- با جهت گیری بر مبنای فرآیندها 3- بدون جهت گیری مشخص

 

1- جهت گیری بر مبنای نتایج:

 

در آمریکا بسیاری از مدیران با تاکید بیش از حد بر نتایج کارکنان خود را مدیریت میکنند و فرهنگ درون سازمانی را شکل میدهند. این معضل به سیستم آموزشی برمیگردد . در نظام آموزشی مدیران اینگونه آموزش میبینند که با توجه سازمان برای اهداف سالیانه سازمان برنامه ریزی کرده ونتایج را تخمین زده و ارزیابی نمایند.

 

اغلب مدیرانی که وارد سازمانهای نظامی میشوند به سوی نایج از قبل جهت گیری شده سوق داده میشومد . صنایعی که این گروه از مدیران را بکار میگمارند نظیر شرکتهای هوا-فضا صنایع دفاع و.... هرچند وقت یکبار مجبورمیشوند به اقتضای شرایط جهت گیری خود را تغییر دهند.

 

شاید سازمانهایی که بیش از حد بر روی نتایج تاکید دارند از بسیاری جهات خیلی موفق باشند اما این موفقیتها فقط با تلاش بیش از حد و زحمات طاقت فرسای مدیران ارشد و کلیدی سازمان بدست می آید . در این سازمانها همچنین هزینه های پرسنلی بسیار بالاست. کارکنان استرس روانی زیادی تحمل میکنند و تعداد افرادی که جابجا میشوند تغییر شغل میدهند یا دچاربیماریها و آسیبهای روانی و جسمی میشوند قابل توجه است.

 

شاید تنها حسن این سازمانها بالا بودن میزان مشارکت کارکنان در برنامه های گروهی باشد .

 

از آنجا که غالبا" تمام هم و غم" مدیران این قبیل سازمانها " اعداد و ارقام و آمار" است کارکنان منابع اطلاعات آماری هستند که برای بودجه بندی – تعیین شاخصهای تولیدی – محاسبه میزان اثربخشی و بررسی وضعیت ایمنی مورد استفاده واقع میشوند.

 

در چنین سازمانهایی با جهت گیری " عددی " وقتی نتایج مورد انتظارحاصل نمیشود مدیران بدنبال " فردی " میگردند تا او را بعنوان خرابکار و عامل عدم تحقق نتایج توبیخ و سرزنش نمایند.

 

در این سازمانها کارکنان همواره با احساس ترس از عدم حصول نتایج از پیش تعیین شده و عدم اطمینان ناشی از " بی کفایتی " فعالیتهایشان مواجه هستند و در نتیجه در تمام تلاشها و فعالیتهای کاری شان با مشکلات مختلفی روبرو میشوند. تلاشهایشان چون صرفا مبتنی بر نتایج است دائما به یک موضوع فکر میکند :" سنجش اثر بخش عملکردهایشان توسط مدیریت " و در نتیجه بر سر اینکه " کی برنده است " با هم به رقابت میپردازند تا مدیران را راضی و خوشنود نگه دارند. در عین حال که به روش سنجش عملکردهایشان توسط مدیریت با دیده شک مینگرند. آنان دائما احساس محرومیت دارند و فکر میکنند سازمان اهمیتی به وجودشان نمیدهد و فقط نتایج کارشان را سنجش میکند.

 

در مجموع میتوان گفت که جهت گیری بر مبنای نتایج به ندرت نشان از عملکرد متقابل کارکنان و مدیران دارد و کیفیت ارتباطات کارکنان باهم نیز موانع بیشتری بر سر راه هر تغییر عمده در فرهنگ ایجاد مینماید.

 

1-1- چالشهای سیستم ایمنی :

 

در اینگونه سازمانها شرایط استخدام- رویکردها ی ایجاد انگیزه و پاداش دهی در سیستم ایمنی نا آگاهانه کارکنان را تشویق به پنهان کردن یا نادیده گرفتن حوادث مینماید.

 

در سازمانهایی با جهت گیری بر مبنای نتایج کارکنان دائما بطور ضمنی تهدید میشوند:" در صورتی که حوادث یا نواقص ایمنی را گزارش کنند ممکن است شغل – درآمد یا فرصتهای ارتقا را از دست بدهند". در نتیجه همواره از گزارش نواقص ایمنی و حتی حوادث منجر به آسیبهای جسمی طفره میروند و میترسند . آنان مشکلات را نادیده میگیرند و به راحتی آنها را انکار میکنند یا در گزارش حوادث خیلی از مسائل را به شکلی که " خوشایند سیستم مبتنی بر نتایج " باشد جلوه میدهند مثلا در پاسخ به این سوال که " چطور شد چشمت آسیب دید ؟" جواب میدهند :" من عینک ایمنی ام را پوشیده بودم اما این براده های فلزی به جوری از دور وبر عینک وارد چشم من شدند !"

 

یعنی حادثه علی رغم " عملکردهای کاملا مطلوب ایمنی " اتفاق افتاده . اینگونه اظهارات مضحک بخصوص زمانی بیشتر شنیده میشود که برای عملکردهای مطلوب ایمنی "پاداش یا ارتقا و ترفیع " درنظر گرفته شود. هرچه پاداشها بزرگتر و مهمتر باشند امکان اینکه حوادث جزئی یا near miss ها گزارش نشوند بیشتر خواهد بود.

 

2- جهت گیری بر مبنای فرآیند:

 

در نوع دیگری از جهت گیری ها بر فرآیندهای سازمانی تاکید بیش از حد میشود . این معضل بخصوص در سالهای اخیر در سازمانهایی که به سیستمهای نوین مدیریتی روی آورده اند بیشتر دیده میشود. گروهی از مدیران متوجه شده اند از آنجا که دسترسی به فرآیندها از نتایج بیشتر است پس باید به فرآیندهای سازمانی بیشتر و بهتر توجه نمایند بخصوص زمانی که سازمان بر بهبود کیفیت تاکید دارد.

 

راهکارهایی نظیر شفاف سازی درخواستها استانداردکردن روشهای انجام کارها و استقرار رویه هایی برای سنجش گام های کلیدی در فرآیندها به افزایش پایداری و بهبود مستمر این سازمانها کمک فراوانی نموده است.

 

در حالیکه توجه به فرآیندکار برای شناسائی مشکلات و نواقص در حین انجام آن موثر است از طرف دیگر بسیاری از مشکلات موجود در سازمانهای امروزی نه در فرآیندها بلکه در " ارتباطات بین کارکنان و مدیران " آنهاست.

 

در سازمانهای با رویکرد فرآیندی تمایل فراوانی به ایجاد یک سیستم برای تنظیم دقیق خروجی ( نتایج ) وجود دارد . درواقع در این نوع سازمانها هم به نتایج اما به شکلی دیگر اهمیت داده میشود ودر صورت بروز مشکلات در حصول نتایج به علل ریشه ای که در نوع ارتباطات افراد در فرآیندهاست توجهی نمیشود.

 

2-1- چالشهای سیستم ایمنی :

 

در این سازمانها بر خلاف سازمانهایی که بر روی نتایج تاکید دارند سیستمهایی برای ترغیب و تشویق کارکنان به گزارش مشکلات و نواقص در زمینه ایمنی ایجاد میگردد که معمولا در این سیستمهاتنها ابزار تشویقی افراد امکانات و تسهیلات رفاهی زندگی است.

 

ولی متاسفانه این روش اغلب به افزایش بروکراسی اداری و دلسرد شدن کارکنان از داشتن احساس مسئولیت و شکست سیستم در شناسائی علل نواقص و حل ریشه ای مشکلات منجر میگردد.

 

در بیشتر موارد علل ریشه ای مشکلات در "عملکردمدیریتی" است که باعث تخریب ارتباطات کارکنان با خودشان و حتی با مدیران میشود.

 

امروزه برای شناسائی مسائل و مشکلات موجود در فرآیندها از ابزارهای حل مسئله کمک میگیرند که بسیار هم موثر هستند.اما این ابزارها برای شناسائی مشکلات "رفتاری" مناسب نمیباشند. با استفاده از این ابزارها مشخص میشود که مشکلات عملکردی از درون سیستم نشات میگیرند و در نتیجه همه تلاشها در حل مسئله مبتنی بر تجزیه و تحلیل مشکلات سیستم است . این روش علی رغم موثر بودن موجب افزایش پیچیدگی و بروکراسی در سیستم میشود.

 

چنین راه حلهایی همچنین هزینه ها را افزایش میدهند و با کارهایی که ارزش بیشتری برای سیستم دارند رقابت میکنند. با این تفاسیر درجهت گیری فرآیندی این تصور وجود دارد که تمام "هم و غم" مدیریت کاغذبازی است .

 

کارکنان این نوع سازمانها برای حل مسائل و مشکلات موجود در فرآیندها بدون شناخت و درک کافی از علل ریشه ای مشکلات فقط به فرآیندها توجه دارند و اصلا به ذهنشان نمیرسد که ممکن است این مسائل که اغلب هم لاینحل میمانند ریشه در "رفتارها و نحوه ارتباطات افراد" باهم داشته باشند.

 

در این میان برخی سازمانها برای بهبود این وضع و حل مشکلاتی که به" فرآیندها" مرتبط نیستند از رویکرد "ایمنی مبتنی بر رفتار " استفاده مینمایند . تئوری این روش بر مبنای کشف و حل مشکلات رفتاری بر اساس" مشاهده رفتار کارکنان در حین کار " میباشد.

 

ولی از آنجا که همه کمبودها نواقص و نیازمندی های کارکنان فقط با " مشاهده رفتار" ایشان بدست نمی آید لذا استفاده از این راه حل هم برای حل مسائل رفتاری در سازمانها تا حدود زیادی بی نتیجه است. بکارگیری این روش با مشکلاتی از این دست روبروست :

 

امکان مشاهده کارکنان در همه زمانها و همه مکانها وجود ندارد – تعاملات رفتاری کارکنان باهم موجب اختلال در ارزیابی مشاهدات میگردد- چک لیستهایی که برای ثبت مشاهدات رفتار کارکنان وجود دارد باید دقیقا در زمانی که افراد مشغول به انجام کار یا رفتاری هستند تکمیل شود.

 

این مشکلات احتمالا ناشی از تاکید بیش از حد بر سیستم گزارش دهی و فقدان توجه کافی به "ارزشهای " مورد نیاز برای موفقیت در بهبود وضعیت ایمنی میباشد.

 

3- فقدان جهت گیری مشخص:

 

ازآنجا که سازمانهای فاقد جهت گیری مشخص بسیار متنوع هستند در اغلب موارد شناسائی آنها مشکل میگردد.

 

یک گروه ازاین سازمانها دچار جهت گیری اشتباه میشوند . اشتباه در جهت گیری ممکن است در هریک از پایه های بنیادین سازمان رخ دهد . از آنجا که در این سازمانها جهت گیری مشخصی وجود ندارد رفتارهای افراد غالبا تابع شرایط حاکم بر سازمان است و با تغییر مدیران و یا تغییر رفتارمدیران رفتارکارکنان هم تغییر مینماید.

 

جهت گیری گروهی دیگر اصلا قابل تشخیص نیست لذا این گروه را " فاقد جهت گیری " مینامند . در این سازمانها با عوض شدن مدیریت نحوه انجام کارها هم به یکباره تغییر میکند و حتی کاملا متضاد میشود . مثلا در نحوه گزارش دهی حوادث اگر رویه قبلی مبتنی بر نتایج بود با ورود مدیر جدید این کار مبتنی بر فرآیند میشود.

 

سخن آخر: چگونگی ایجاد فرهنگ ایمنی :

 

برای ایجاد " فرهنگ ایمنی"در هرسازمانی بایستی فرآیندهایی بر مبنای علم و هنر مستقر کرده و سیستمی با جهت گیری مشخص و هدف دار برای رسیدن به نتایج و نیز حمایت از ماموریت و ارزشهای سازمان ایجاد نمائیم.

 

با این تفاسیر فقط یک روش تجربی عملا ثابت کرده که میتواند موثر باشد: " سیستم ایمنی مبتنی بر رفتارها"

 

در این روش با مشاهده و ثبت بازخورهای افراد نسبت به شرایط بحرانی ایمنی رفتارها بصورت سیستماتیک مشخص میگردد. در نهایت با جمعبندی رفتارها به مجموعه ای با عنوان "فرهنگ سازمانی " دسترسی پیداکرده و با شناخت فرهنگ سازمانی خیلی از نقاط تاریک و گره های کور و لاینحل مسائل سازمانی را میتوان حل کرد.

 

اما ایجاد فرهنگی که در آن "ایمنی" یکی از" ارزش" هایش باشد آسان نیست و کار پیچیده ای ست که نیازمند تعهدات طولانی تمام سطوح سازمانی میباشد.اساس ایجاد فرآیند ایمنی مبتنی بر رفتاربکارگیری علم مدیریت و هنر انسان شناسی است .

 

در تمامی سازمانهایی که امروزه در سیستم ایمنی مبتنی بر رفتار پیشرو و زبانزد هستند فرهنگ ایمنی از زیربنای افکار بسته و منجمد انسانها آغاز شد و با گذر از بحرانهای متعدد و با بهبود مستمر دائما رو به موفقتر بودن گذاشته است .

 

در یک کلام " فرهنگ ایمنی " خلق الساعه نیست و گاهی چندین نسل بدنبال هم آنرا تحقق میبخشند و گاه زمانی بیش از طول عمر یک سازمان برای ایجاد آن لازم است. پس صبور باشیم و همت کنیم تا : طرحی نو در فرهنگ در اندازیم .

 

منابع :

 

Geller, E. S. The Psychology of Safety: How to improve behaviors and attitudes on the job. New York, NY: Chilton, 1996.

 

Krause, T.R. and Hidley, J. H. and Hodson, S. J. The Behavior-Based Safety Process. New York, NY, Van Nostrand Reinhold, 1990.

 

McSween, T. E. The Values-Based Safety. New York, NY, Van Nostrand

  
نویسنده : مهران قلعه نوی ; ساعت ٩:٤٩ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۸ مهر ۱۳۸٦

چرا به شانس اعتماد می کنیم ؟

چرا به شانس اعتماد می کنیم ؟

 

ترجمه : مهندس داود کرمانی

 

کارشناس ایمنی صنعتی

 

منبع : سایت Tail Gate Safety Meeting Topics

 

آیا تا بحال موضوعی رخ داده که باعث شود شما قوانین و مقررارت ایمنی را رعایت نکنید؟ چقدر طول کشید تا تصمیم خود را عملی کنید ؟ از این کار چه چیزی نصیب شما شد؟ زمان کوتاهی طول می کشد تا یک مورد ایمنی را نادیده بگیرید، اما همان یک لحظه کافیست تا تمام زندگی شما را برای یک عمر تغییر بدهد . این بار می خواهیم شما در این فرصت به رفتارهای ایمن خود به هنگام کار یا بیرون از محل کار فکر کنید. ما در مورد نگرش شما به ایمنی و آنچه که شما می توانید با انجام آن تعهد خود را محکمتر کنید صحبت خواهیم کرد.

 

 

 

آیا همیشه ایمن کار می کنید؟

 

آیا شما 100 درصد نسبت به سلامت و ایمنی خود، همکاران، دوستان و خانواده متعهد هستید؟ آیا مواردی بوده که تعهد شما نسبت به ایمنی به اندازه ای که باید، محکم ، نبوده ؟ آیا شما تا بحال عمل خطرناکی انجام داده اید و از آن جان سالم بدر برده باشید( صدمه ندیده باشید)؟ انتظار نداشته باشید تا همیشه شانس با شما یار باشد . هیچ کس برای دچار حادثه شدن برنامه ریزی نمی کند. حادثه طیق تعریف یک رویداد برنامه ریزی نشده است . هیچ کسی نیست که صبح از خواب بلند شود و درحالیکه به سرکار می رود با خودش فکر کند امروز می خواهم دچار حادثه شوم پس بهتره مواظب باشم . تابحال شده که برروی پله آخر نردبان برود و مطمئن باشد که اتفاقی نخواهد افتاد. به همین دلیل بسیار مهم است که تعهد درونی به ایمنی داشته باشیم . تعهد به اینکه کار را درست انجام دهیم ، از حوادث پیشگیری کنیم ، خسارات را در هنگام وقوع حوادث کاهش دهیم .

 

حال اگر ریسک کنیم چه خواهد شد ؟

 

به زمانی فکر کنید که ایمنی خود را به خطر انداخته اید، مثلا یک دستورالعمل LOTO را به هنگام کار با تجهیزات برقی نادیده گرفته اید یا درحالیکه بشدت خوابتان می آید رانندگی کنید یا فقط بخاطر اینکه استفاده از تجهیزات کار در ارتفاع دست و پا گیراست از آن استفاده نکید. در آن زمان چه چیزی نصیب شما می شود؟ آیا زمان کوتاهی راحتی می ارزد به برق گرفتگی ، تصادف یا سقوط از ارتفاع؟ سلامتی خود را قربانی اعتماد به شانس یا بخت و اقبال نکنید. هر زمان که وسوسه شدید تا به شانس اعتماد کنید ، از خودتان بپرسید آیا این ریسک واقعا ارزش آن را دارد؟ تعهد کامل ، به ایمنی امر آسانی نیست .چه چیزی در تصمیم شما نسبت به تعهد به ایمنی دخالت دارد؟ آیا فشار ناشی از همسالان شما یکی از مشکلات شماست؟ آیا آنها فکر می کنند که اگر شما برای ایمنی وقت بگذارید کار بیهوده ای انجام داده اید؟ خیلی طبیعی است که تعهد شما به ایمنی مانند یک موج باشد. زمانی بالا و زمانی پایین ، قوی و ضعیف است . وقتی شما شاهد یک حادثه باشید یا در ارتباط با آن با شما صحبت شده باشد، شما اهمیت زیادی برای ایمنی قائل خواهید شد ولی متاسفانه گذشت زمان این اهمیت و تعهد را ضعیف می کند و این تراژدی ادامه پیدا می کند . اما با شناخت این چرخه می توان از تکرار آن جلوگیری کرد.

 

در مورد عادتهای کاری خود فکر کنید،

 

 

آیا زمانی بوده که شما کار خطرناکی انجام داده باشید؟

 

یا برعکس خیلی با احتیاط عمل کرده باشید؟

 

آیا این تعهد شما به ایمنی بستگی به شرایط بیرونی نظیر افراد حادثه شده ، دارد؟شما الزام و تعهد خود را اینگونه می توانید قوی کنید که باور داشته باشید که این تعهد فقط برای خودشماست. اگر شما نسبت به حوادثی که در اطراف شما اتفاق می افتد بی اهمیت باشید ، این نشاندهنده آن است که میزان تعهد شما دچار حرکت موجی شده است . شما می توانید از اتفاقاتی که برای دیگران می افتد درس بگیرید ( کسب تجربه کنید) اما برای قوی نگهداشتن تعهد خود بصورت همیشگی ، در رفتار ایمنی خود و چیزهایی که آنرا تحت تاثیر قرار می دهد، دقت کنید.

 

داشتن تعهد درونی به ایمنی و قوی نگهداشتن آن ، از برنامه های ایمنی ، دستورالعملها و قوانین بسیار مهم تر است. در حقیقت برنامه ها ، قوانین و دستورالعمل ها به میزان تعهد شما به ایمنی بستگی دارند.

 

از خودتان بپرسید که شما کجا با تمایل خودتان ایمن رفتار کرده اید ؟ آیا کاملا متعهد بوده اید ؟ در تمام زمانها ؟ آفرین !

 

یا اینکه نیاز به بهبود دارید؟ به خودتان قول دهید که روی آن کار کنید . از این کار خوشحال خواهیدشد.

  
نویسنده : مهران قلعه نوی ; ساعت ٩:۱۸ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۸ آذر ۱۳۸٥

فرهنگ ایمنی؛چیستی وچرایی

فرهنگ ایمنی؛چیستی وچرایی

نویسنده:محمد فریدن

 

 

این گفتار سعی دارد به معرفی عناصر اصلی مفهوم گسترده ای بنام فرهنگ ایمنی بپردازد.

 

فرهنگ سازمانی بر طبق تعاریف موجود  فرهنگ سازمانی عبارتست از’ مجموعه ارزشها,باورهاوالگوهای رفتاری مشترک بین اعضای یک سازمان که نهایتا شخصیت ورویه آن سازمان را معرفی می کند‘. به بیان دیگر رفتار و نگرش اعضای سازمان تابعی است از فرهنگ حاکم بر آن.هدف از ارایه این تعریف شناسایی مفهوم مشابه ووابسته ای بنام فرهنگ ایمنی است. فرهنگ ایمنی

 

از مجموعه تعاریف ارایه شده دراین باب چنین بر می آیدکه فرهنگ ایمنی ’بخشی از فرهنگ کلی حاکم برسازمان است که بررفتارهاونگرشهای اعضادرموردایمنی تاثیرمی گذارد وبه آن جهت می دهد‘.

 

جو ایمنی (safety climate) مفهومی جدا ولی وابسته به فرهنگ ایمنی است ومعمولابه عنوان لایه سطحی مفهوم عمیقتری بنام فرهنگ ایمنی درنظرگرفته می شود.بااین وجودمرزبین این دومفهوم(فرهنگ ایمنی و جو ایمنی) بدرستی روشن نیست ومحققین بسیاری این دو مفهوم را بجای هم بکار برده اند.

 

 فرهنگ ایمنی؛چرا؟در 60سال گذشته صنایع سعی کرده اندبه روشهای مختلفی آمارحوادث خودرا پایین بیاورند. همانطور که در نمودار ملاحظه می کنیداولین گام در این راه بهبود وضعیت سخت افزاری بود(استفاده ازحفاظهای مناسب,ماشینهاولوازم ایمن ترو...)گام بعدی که  دردهه های 60و70 میلادی مورد توجه قرارگرفت انتخاب افرادمناسب وآموزش,برقراری نظامهای تشویق وپاداش و... ومرحله سوم توجه به سیستمهای مدیریتی وبخصوص سیستمهای مدیریت ایمنی بود.  هریک ازاین گامهاآمارحوادث را تا مرحله ای که دیگربیش از آن امکان ندااشت,پایین آوردولی نهایتا به بنبست رسید.امروزه عقیده براین است که بیشتر حوادث وسوانح بواسته خطاهاوبی توجهی کارکنان بوجود می آید.بنابراین به نظر می رسدگام بعدی در جهت کاهش حوادث شغلی ایجاد یک فرهنگ ایمنی مناسب باشد. بدیهی است که بست وتوسعه فرهنگ ایمنی مناسب درمرحله اول موجب اصلاح رفتارهای فردی ونهایتا موجب کاهش خطاهای انسانی وحوادث می شود. فرهنگ ایمنی؛زیرساختهاامروزه تمایل زیادی برای ایجاد وتوسعه فرهنگ ایمنی مناسب در صنایع وجوددارد.اما به نظرمی رسدتارسیدن به شرایط ایده ال فاصله زیادی وجودداشته باشد.مثلا هنوزدربسیاری ازموارد تولیدبیشتر بر ایمنی ترجیح داده می شود.اما فرهنگی را فرهنگ ایمنی مثبت می نامیم؟ درپاسخ به این سوال باید بگوییم فرهنگ ایمنی مثبت و خوب ارزیابی می شود که: ·         مدیریت مرتبا از محیط کار بازدید می کندودرموردمسایل ومشکلات مربوط به ایمنی وبهداشت با                                              کارکنان مشورت می کند.·          اطلاعات جامع وکاملی د رموردایمنی دراختیار کارکنان قرار می گیرد.

·         کارکنان می توانند نظرات وپیشنهادات خود(درموردایمنی وبهداشت) را به راحتی وباعلم به اینکه   

 

عملی خواهد شد ارایه دهند.

·         ایمنی همیشه اولین اولویت کاری است,حتی اگرموجب توقف تولیدشود.

 

·         مسولین همیشه علل ایجاد حوادث وشبه حادثه هارابررسی می کنندونتایج رادراختیارکارکنان قرارمی      

دهند.

 

·         مسولین از مسایل  روز ایمنی وبهداشت بااطلاع هستند.

·         کارکنان آموزشهاو تجهیزات ایمنی متناسب با شغلشان را دریافت می کنند وبودجه کافی برای این امور درنظر گرفته می شود.

 

·         کارکنان تمایلی برای بروز رفتارهای غیر ایمن ندارند.

·         سیاست وخط مشی کلی ایمنی کاملا شفاف وصادقانه است و براساس مقصر دانستن افراد طراحی نشده است.

 

جوهمدلی وهمکاری درمحیط وجود دارد.

 

مدیریت پویا؛عامل اصلی ایجادیک فرهنگ ایمنی مثبت 

 

 اگرچه عوامل متعددی می تواننددرشکلدهی یک فرهنگ ایمنی مثبت موثرباشند,ولی ازنتایج تحقیقات انجام شده  چنین برمی ایدکه مدیریت کلیدی ترین عنصر درمقوله فرهنگ ایمنی به حساب می اید.مروروبررسی متون ومطالعات مربوط به فرهنگ ایمنی روشن می سازذکهبرداشت کارکنان ازمجموع نگرشهاورفتارهای مدیریت نسبت به ایمنی,تولید,برنامه ریزی و... یکی از مفیدترین عناصر برای سنجش فرهنگ یاجوایمنی یک سازمان می باشد.همچنین تحقیقات موید آنست که سطوح مختلف مدیریتی  روندهای ایمنی وبهداشت را ازجنبه های مختلفی تحت تاثیرقرارمی دهند,مثلا مدیران باتوجه به اهمیتی که برای ایمنی قایل می شوندوسرپرستان بواسطه نوع ارتباطشان با کارگران.

 

  
نویسنده : مهران قلعه نوی ; ساعت ۱٠:۳٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢۸ شهریور ۱۳۸٥
تگ ها : فرهنگ ایمنی

Google PageRank Checker تماس با ما
  FEED