دوربین مخفی(HSE)
واقعا چند نفر از ما به محیط اطرافمون دقت میکنیم ؟
حرارت کره زمین در سال ۲۰۱۰ به بالاترین حد خود می رسد
بر اساس گزارش اداره هواشناسی سازمان ملل متحد میانگین درجه حرارت کره زمین در سال 2010 ممکن است به رقم بیسابقه ای برسد.
به گفته کارشناسان میانگین حرارت جهانی در این سال 14/58 درجه سانتیگراد خواهد بود که 0/58 سانتیگراد بالاتر از میانگین 14 درجه ای سالهای اخیر بوده است.
گفته می شود تغییرات اقلیمی همراه با گرم شدن مناطق استوایی اقیانوس اطلس از عوامل افزایش درجه حرارت سال آینده کره زمین هستند.
سال 1998 با میانگین 14/52 درجه سانتی گراد گرمترین سال گزارش شده است.
در بیانیه اداره هواشناسی سازمان ملل متحد آمده است: "پیش بینی اخیر دانشمندان ما نشان می دهد حرارت جهانی تقریبا شش دهم سانتی گراد بالای میانگین سالهای 1961 تا 1990 خواهد بود."
"این به این معناست که از 1860 تاکنون که ثبت درجه حرارت آغاز شده، احتمالا هیچ سالی به گرمی سال آینده (2010) نخواهد بود."
اما این اداره تاکید کرده این پیش بینی قطعی نیست، بخصوص اگر ال نینو (گرمایش سطح آبهای اقیانوس اطلس که حرارت عمق اقیانوس را به جو می فرستد) ناگهان کاهش یابد و یا آتش فشانی دچار فوران شدید شود.
اداره هواشناسی سازمان ملل متحد با همکاری دانشگاه ایست آنگلیا یکی از سه مرکزی است که ثبت درجه حرارت جهانی را بر عهده دارد.
اوایل هفته جاری اداره هواشناسی و سازمان هواشناسی جهانی اعلام کردند دهه نخست این قرن با فاصله زیادی گرمترین دهه ای است که تاکنون به ثبت رسیده است.
بر اساس تحلیل این دو سازمان سال 2009 پنجمین سال پر حرارت 160 سال ثبت شده گذشته بوده است.
دو موسسه یاد شده وضعیت ال نینو و نیز انتشار گاز های گلخانه ای را دو عامل موثر در تغییرات اقلیمی ذکر کرده اند.
منبع:
http://www.bbc.co.uk/persian/science/2009/12/091210_wmt-climate-2010.shtml
گوگل، چگونه میخواهد به حل معضل تغییر آب و هوای زمین کمک کند؟
گوگل، چگونه میخواهد به حل معضل تغییر آب و هوای زمین کمک کند؟
آموزش ohsas 18001-2007
مطلب آموزشی زیبایی است که دوست خوبم آقای مهندس شمس الدین علیزاده آماده نموده اند
مدیریت تغییریکی ازمهمترین عناصرسیستم مدیریت HSE
مدیریت تغییریکی ازمهمترین عناصرسیستم مدیریت HSE
سید شمس الدین علیزاده
کارشناس ارشد بهداشت صنعتی/اداره کل HSE وزارت نفت
رضا میرزایی
بازرس کار/اداره بازرسی وزارت کار
چکیده
تمام تاسیسات ، عملیات و فرآیندها همواره درحال تغییرند. اغلب تغییرات درتجهیزات ، موادو فرآیندها بمنظور افزایش بهره وری و کنترل ایجاد می شوند و یا تغییرات می توانند مربوط به انتقال کارکنان ازفرآیندی به فرآیندی دیگر باشد. هرتغییری درنیروی انسانی ، تجهیزات ، فرآیندها ورویه های سازمان احتمال بوجود آوردن خطرات جدید بربهداشت ، ایمنی ومحیط زیست را خواهد داشت بنابراین تمامی تغییرا ت باید مورد ملاحظه قرار گیرند این موارد نه فقط شامل تغییرات مربوط به تجهیزات بلکه شامل تغییر در ساختارسازمانی نیز می شوند. طرحهای مربوط به تغییرات بایستی مشخص کننده جنبه های مختلف HSE ناشی ازمراحل مختلف توسعه وبرای اطمینان یافتن ازاین مهم باشد که ریسکهای بهداشت وایمنی یا تاثیرات سوء بر محیط زیست به حداقل می رسند. تغییراتی که می تواند نقاط بحرانی HSE را تحت تاثیر قرار دهند باید قبل از اعمال بطور سیستماتیک مورد بررسی همه جانبه قرارگرفته وهرگونه اصلاحی که لازم است، درسیستم مدیریت HSE بوجود آورد تا بااجرا آن خللی درروند عملکرد HSE پدید نیاید. هدف از این مقاله ارائه نکاتی جهت موفقیت یک برنامه مدیریت تغییر ، بیان راههایی بمنظور ایجاد ، اجرا وتکمیل روند مدیریت تغییر می باشد.
لغات کلیدی: مدیریت تغییر، ریسک ، HSE
مقدمه
تاسیسات همواره درحال تغییرند. تغییرات معمولا درتجهیزات ، مواد وفرآیندها بمنظور افزایش بهره وری ویا کنترل خطرات صورت می گیرد. لازم به ذکر است که اعمال این تغییرات می تواند خطرات شغلی جدیدی را بوجود آورد که برخی ازآنها بلافاصله قابل تشخیص نیستند. لذا هرگونه اصلاح وتغییر باید بمنظور کنترل خطراتی که می تواند بدنبال داشته باشد تجزیه وتحلیل شود. بمنظور ارزیابی خطرات ناشی از هرگونه تغییر ونیز پایش فرآیند اجرا، لازم است خط مشی وروش اجرایی مدیریت تغییر (MOC: Management Of Change) ایجاد گردد. MOC ساده به نظر می رسد ولی درواقع یکی از مشکل ترین واساسی ترین عناصر یک نظام مدیریت HSE می باشد. مشارکت کلیه کارکنان وتعهد کلیه سطوح سازمان دراجرای این برنامه ضروری است.
تغییر
هرگونه اقدام آگاهانه بمنظور تعویض ، جایگزینی ، تبدیل ، افزودن ، اصلاح وتغییر جزئی ازفرآیند ، یک دستگاه وسیستمهای مدیریتی وکنترلی تغییر نامیده می شود . تغییرات به سه دسته کلی تقسیم می شوند:
الف) مدیریتی : تغییراتی که درمورد روشهای کاری بکار می رود مانند کاهش تعداد دفعات بازرسی ویا تعمیرات . انجام این تغییرات می تواند تبعات بدی را برای دیگر عملیات داشته باشد.
ب) سازمانی : اصلاح ساختار سازمانی (بدون درنظر گرفتن اندازه) یک تغییر بزرگ است که باید اثرات آن مورد ارزیابی قرار گیرد . مانند :
1- کاهش یا افزایش تعداد سرپرستان
2- کاهش یا افزایش ساعات کاری کارکنان
3- استفاده از پیمانکاران بجای پرسنل شرکت
ج) تکنیکی (فنی): اضافه ویا حذف تجهیزات ، تغییرویا اصلاح روشهای فرآیندی از این نوع تغییر می باشند. تغییرات فنی معمولا بمنظور افزایش تولید ویا کاهش خطرات اعمال می شوند . اما انجام این تغییرات می تواند منجر به بروز خطرات جدیدی شود.
روش اجرایی مدیریت تغییر
عبارت است از سلسله مراحل مصوبی که در طی تغییرات، شناسایی ، ارزیابی ، تصمیم گیری ، اجرا وپیگیری می شود. هدف از تهیه این روش اجرایی این است که مطمئن شویم تغییرات توسط افراد آگاه وبا تجربه ای مرور وتائید می شوند. تمام سازمان ها باید خط مشی و روش اجرایی در رابطه با مدیریت تغییر داشته باشند. در هنگام ایجاد خط مشی و تهیه روش اجرایی MOC باید مسائل فرهنگی و چگونگی نوع ارتباطات بین کارکنان در نظر گرفته شود. مدیریت تغییر یک کار گروهی و تیمی است. زمانی که یک پیشنهاد بطورغیر رسمی داده می شود و در مقابل این پیشنهاد یک اقدام رسمی مانند ثبت آن در فرم های مخصوص صورت میگیرد در حقیقت فرایند بصورت رسمی آغاز گردیده است. مدیر HSE باید از اینکه روش اجرایی MOC و خط مشی مربوط به آن تهیه گردیده و همه مستندات قبل از اجرای تغییرات موجود بوده ، اطمینان حاصل نماید همچنین یک نفر باید مسئولیت هماهنگی اجرای تغییرات را بر عهده داشته باشد، درتاسیسات بزرگ معمولاً یک گروه جداگانه ای مسئول انجام امور مربوط به مدیریت تغییر هستند .
ادامه مطلبسیستم مدیریت ایمنی، بهداشت و محیط زیست(HSE)
سیستم مدیریت ایمنی، بهداشت و محیط زیست
(HSE)
شهرام رضایی سرند-مجتبی قویدل
کارشناس ایمنی صنعتی
سیستم مدیریتی
نظامی است هدفمند و سازماندهی شده با برنامه ریزی خاص که با تهیه دستورالعملها، روشهای اجرایی و استانداردها و مقررات جاری استقرار یافته و مورد بازنگری قرار
می گیرد و در مقاطع زمانی مختلف اصلاح می گردد
مزایای اجرا
- بررسی پروژه از نظر مسایل بهداشت، ایمنی و محیط زیست در تمامی مراحل
- اطمینان به مدیریت در مشخص کردن ریسکها و روشهای کنترل و کاهش آنها
- رعایت استانداردهای موجود در ارتباط با پروژه در تمامی مراحل HSE
- کاهش هزینه ها و افزایش سودآوری و رقابت در بازارهای جهانی بسترسازی مناسب جهت اخذ و اجرای کلیه استانداردهای مدیریت بهداشت، ایمنی و محیط زیست
- افزایش اطمینان پرسنل از کاهش و کنترل خطرات بالقوه و بالفعل موجود در پروژه و اثرات سوء آنها
اعضای تیم اجرایی HSE
- دبیر تیم
- متخصص HSE
- نماینده بهره برداری
- از مهندس فرایند، متخصص ایمنی نصب، متخصص کنترل فرایند و سایر افراد نیز می توان کمک گرفت.
عناصر سیستم مدیریت بهداشت، ایمنی و محیط زیست1. رهبری و تعهد
2. خط مشی و اهداف استراتژیک
3. سازمان، منابع و مستند سازی
4. ارزیابی و مدیریت ریسک
5. طرحریزی
6. استقرار و پایش
7. ممیزی و بررسی مجدد
متن کامل استاندارد OHSAS 18001-2007
با تشکر از دوست عزیزم آقای مهندس محمد مهدی ایزدی و آقای نوران (http://ghanoun.persianblog.ir/)
متن کامل استاندارد OHSAS 18001 ورژن ۲۰۰۷
صنعت سبز
تا به حال فکر کردید صنایع سبز چگونه انتخاب می شوند ؟؟
HSEQ PLAN
مفاد مندرج در سند حاضر باید توسط کلیه مدیران و سرپرستان شرکت پیمانکاری مطالعه و کتبا نسبت به اظهار آگاهی کامل از آن ...
برای دانلود اینجا کلیک کنید
اثر صدا بر عملکرد
دکتر نصیری ، تیمور الهیاریمقدمه
اثرات صدا بر عملکرد وظیفه موضوع مطالعات آزمایشگاهی و میدانی گسترده بوده است. واضح است وقتی وظیفه ای نیازمند سیگنالهای شنیداری است صدا در شدتی که مانع شنیدن هشدار یا درک آن شود عملکرد را تحت تاثیر قرار خواهد داد. یک صدای نا آشنا و شدید نیز باعث آشفتگی و تداخل بیشتر در انجام کارها خواهد شد.
بروز برخی حوادث می تواند شاخصی از اثرات صدا بر عملکرد باشد. زیرا در صدای بالا افراد خطاهای بیشتری انجام می دهند و احتمال بروز حوادث بیشتر است.
فعالیتهای روانی که مستلزم کار زیاد حافظه کار ی هستند از قبیل توجه به چند پدیده در سیستمهای پیچیده بشدت نسبت به صدا حساس بوده و عملکرد آنها آسیب می بیند.
در حالیکه استعداد پذیری افراد نسبت به صدا متفاوت است بطور کلی بر اساس مطالعات صدای بالا اثر قطعی بر عملکرد دارد. برای مثال Weston و آدامز(1932) بهره وری صنعتی را در کارگرانی که در معرض صدا بودند اندازه گیری کردند بر اساس نتایج بهره وری در کارگرانی که از گوشی حفاظتی استفاده می کردند 12% بیشتر بود.
اثر صدا بر عملکرد جسمی
عملکرد شغلی نیز می تواند در اثر صدا آسیب ببیند .صدا اثر خود را به دو صورت مستقیم یا غیر مستقیم از طریق ناراحتی یا نارضایتی شغلی به جا می گذارد (آبل 1990)گر چه بسیاری از مطالعات اولیه نشان دادند که کارگران صنعتی میتوانند کار خود را بدون تاثیر صدا انجام دهند اما مطالعات اخیر نتایج دیگری را نشان داده است. برای مثال Bragdon(1973) نشان داد که صدا بویژه وقتی غیر منتظره و ناآشنا باشد بشدت عملکرد شغلی را آسیب می زند. علاوه بر این مواجهه با صدای بالای 90 دسی بل بر اساس گزارش این محقق باعث افزایش میزان خطاها شده و هشداری برای وقایع و حوادث غیر منتظره خواهد بود.Broadbent همچنین ، بیان می کند که وظایف حسی نیز در اثر صدا آسیب می بیند.اثر صدا بر عملکرد شغلی یکی از موضوعات بحث انگیز در میان پژوهشگران بوده است(برودبنت 1978، پولتون، کرایتر 1958) یکی از مشکلات موجود در مطالعه اثر صدا بر عملکرد شغلی، گوناگونی وظایف و صداها ست. صدا می تواند منقطع و یا پیوسته بوده ،موسیقی یا صدای سفید باشد. وظایف ممکن است به صورت دستی- مهارتی(اعمال خودکار) ، فکری باشد. مطالعات انجام گرفته تمامی شرایط موجود از نظر نوع وظیفه و نوع صدا را در بر نمی گیرند بطور کلی در هر یک دامنه محدودی از شرایط ممکن بررسی شده اند.
نظریات موجود در رابطه با اثرات صدا بر عملکرد
نظریه مرکب: این نظریه توسط گلاس و سینگر(1972) بیان شده شامل چهار عامل به قرار زیر است:1-اثر پوششی(Masking)
2- ایجاد حواس پرتی
3- افزایش تحریک یا انگیختگی
4- انتقال
در زمانی که صدا برای اولین بار پخش می شود سطح انگیختگی افزایش می یابد. افزایش سطح تحریک هم باعث بهبود عملکرد شده و هم فرد را به مبارزه با اثرات تخریبی پوششی صدا و حواس پرتی ترغیب می کند. اما پس از مدتی سطح تحریک به کمتر از حد طبیعی کاهش می یابد. از این مرحله به بدن عملکرد دچار افت می شود .در این مرحله است که به موازات کاهش تحریک اثرات تخریبی پوششی و حواس پرتی صدا عملکرد را دچار نقصان می کند.
انتقال می تواند از محیط بی سر وصدا به محیط پر سر و صدا باشد(انتقال منفی) و یا از شرایط صدا به سکوت (انتقال مثبت) . این انتقال خواه بلافاصله و خواه چند روز پس از مواجهه رخ دهد تاثیراتی بر عملکرد دارد که میتواند بهبود یا تضعیف عملکرد باشد.
نظریه برودبنت و پولتوننظریه این دو محقق در مورد اثرات صدا بر عملکرد شغلی متفاوت است .هر دو به قانون یرکز-دادسون استناد کرده اند که ارتباط استرس و عملکرد را بصورت شکل U وارونه بیان می کند.
پولتون معتقدا است:
1- صدا موجب مختل شدن گفتگوهایی می شود که در درون فرد جریان دارد. افراد نمی توانند آنچه را که فکر می کنند بشنوند.
2- صدا موجب حواس پرتی می شود.3- صدا در مراحل اولیه مواجهه موجب افزایش مفید تحریک فیزیولوژیک شده اما این حالت با گذشت زمان کاهش می یابد.برودبنت عقیده دارد:
1- اثرات مخرب صدا به دلیل تحریک بیش از حد است و نه به دلیل تداخل با گفتگوهای درونی و پوشش آن.
2- در ترازهای بالا قدرت توجه و درک فرد به شکل مخروط است(به دلیل تحریک بیش از اندازه).یعنی فرد قادر به تمرکز روی همه اطلاعات نیست و تنها بر بخش مهم توجه می کند در نتیجه خطاهایی روی می دهد. افزایش تحریک می تواند سبب بهبود عملکرد یا کاهش آن شود. سطحی از تحریک که اپراتور در آن بهترین عملکرد شغلی را نشان می دهد سطح تحریک بهینه نامیده می شود .افزایش تحریک از این مقدار باعث کاهش عملکرد می شود. در مقابل اگر سطح تحریک بسیار پایین آید افراد برای حفظ هوشیاری و بیداری خود دچار مشکل می شوند و بدین ترتیب احتمالاً عملکرد شغلی در اثر نبود تحریک یا انگیختگی لازم کاهش می یابد.
اثر صدا بر عملکرد روانی
عملکرد روانی در محیط های پر سروصدا یک مشکل همیشگی در محیط های کاری و زندگی بشمار می رود. در بین آزمونهای عملکرد وظایف محاسباتی برای برآورد پردازش روانی افراد بکار می رود. نتایج مطالعات درباره اثرات صدا بر عملکرد این وظایف همواره ثابت و یکسان نبوده در نتیجه توجه به عوامل فردی که به پردازش اطلاعات اثر می کنند مورد توجه قرار گرفته است. در بین عوامل فردی تیپ های شخصیتی و حساسیت ذهنی به صدا بیشتر مطرح شده است.پردازش اطلاعات جنبه های مختلفی از عملکرد شناختی مشخص شده که تحت تاثیر صدا قرار می گیرند. آبل(1990) چندین مطالعه را که چنین اثراتی را نشان می دادند بررسی کرد. و نشان دادند که بازخوانی اطلاعات بطور قطعی تحت تاثیر صدای زمینه قرار می گیرد گر چه این اثر بطور ثابت از طرف دیگران تکرار نشده است(برودبنت 1979).سایر مطالعات بررسی شده توسط آبل نشان داد که هوشیاری و توجه نیز در اثر صدا آسیب می بیند و این اثر درمطالعات واندیک، سومان ودریس[1] (1987) هم بدست آمد. علاوه بر این حتی اگر یک فرد در سر و صدا وظیفه شناختی اش را بخوبی انجام دهد هزینه های دیگری از جمله کاهش ظرفیت روانی یا فیزیولوژیکی در واکنش به درخواست های اضافی و افزایش خستگی پس از اتمام کار وجود خواهد داشت(میلر 1979).بیشتر مطالعات بحث اثرات مختل کنندگی صدای زمینه را بر جنبه های مختلف عملکرد شناختی بررسی کرده اند. پدیده ای به نام اثر گفتگوی نامربوط(ISE) وجود دارد که در آن افرادی که وظیفه ای را انجام می دهند در معرض صدای زمینه (مکالمه) قرار می گیرند که ضرورتا به زبان فرد نیست. عملکرد افراد حتی زمانیکه خواسته شد به مکالمه گوش ندهند کاهش یافت. توجه به این نکته در ادارات بسیار حائز اهمیت است.
یکی از شاخص های اصلی و تعیین کننده عملکرد انسان سیستم پردازش اطلاعات انسان است. در تعاملات انسان – سیستم فرد باید اطلاعات را درک کند، پردازش کند و بر اساس آن اطلاعات تصمیم گیری کند که منجر به پاسخ و اقدام عملی میشود.
یکی از مدلهای معروف که سیستم پردازش اطلاعات انسان را بخوبی نشان می دهد مدل ویکنز است .(Wickens,1992)این مدل کلیه فرآیندها یا مراحل ذهنی از زمان شروع یک محرک در محیط تا زمان پاسخ فرد را شرح میدهد. در این مدل علائم محرک نخست از طریق حافظه حسی کوتاه مدت دریافت می شود. سپس معنی و مفهوم این محرکها ی فیزیکی مشخص می شود(ادراک) سپس تصمیم گیری صورت می گیرد که با استفاده از حافظه کوتاه ،بلند مدت و توجه صورت می گیرد.
تاثیر استرس بر وظایف پردازش اطلاعات بطور گسترده ای مورد مطالعه قرار گرفته است(Smith 1990,Loeb 1986) گلاس(1970)در بررسی اثرات صدا بر عملکرد به این نتیجه رسیدند که احتمالاً اثر صدا بر عملکرد بواسطه تاثیر آن بر قابلیتهای پردازش اطلاعات فرد و تمایل فرد به استفاده از فرایندی است که به نحوی سبب افزایش این قابلیت ها میشود بوجود می آید(17)نتیجه بیشتر مطالعات تحقیقی در این زمینه این بوده که استرس(چه محیطی و روانی)میتواند اثر قطعی بر کارایی عملکرد داشته باشد(Smith 1990).این اثرات هم بصورت شاخص های عملکردی (زمان واکنش و دقت) وهم شاخص های فیزیولوژیک(فشارخون، تغییرات ضربان قلب) گزارش شده است. بطور دقیق تر مواجهه با استرس یک اثر منفی بر فرآیندهای حافظه و توجه دارد(Fox,Bukhout,karmer 1990) این اثر استرس از مطالعات میدانی متفاوت گزارش شده است.در مطالعات آزمایشگاهی اثر استرس بر حافظه، استرس روانی توسط بار ذهنی یا روانی و نیز صدا یا سایر عوامل اعمال می شود. صدا اغلب بعنوان یک استرس زای محیطی شناخته می شود.(Veldman,1992 , Smith,1990, Daee & Wilding,1977;Loeb,1986) آشفتگی های حافظه در اثر صدا در بحث یادگیری و حافظه نشان داده شده است که بدلیل مشکلات بر توجه متمرکز شده است. علاوه بر این بازخوانی اطلاعات نیز در صدا مشکل بوده است .با این حال پردازش اطلاعات تحت استرس القاء شده میتواند سریعتر اما با دقت کمتر انجام شود(Hockey & Hamilton 1983)) وجود صدا در طول وظایف هوشیاری یا توجه مداوم منجر به آلارمهای نادرست بیشتری شده است.Jones,Smith & Broadbent 1979)) صدا باعث بروز آشفتگی های شناختی و حافظه ضعیف در کودکانی که در محیطهای پر سرو صدا زندگی می کنند در مقایسه با کودکان محیطهای ساکت شده است(Cohen, Evans,Krantz & Stakals 1980). صدا ارتباط آموزشی در کلاس را مختل می کند تا آنجا که روش آموزشی استفاده شده در مدارس نزدیک فرودگاه اغلب تحت عنوان آموزش "وقفه موشک" معروف شده است. کوهن و واینشتاین(1981)چندین مطالعه را بررسی کردند که پس از کنترل عوامل اجتماعی و اقتصادی مشخص شد که عملکرد آموزشی کودکان در مدارس ساکت بهتر از مدارس کودکان پر سر و صداست. کوهن و واینشتاین همچنین در تحقیقی نشان دادند که مهارتهایی از قبیل تمیز شنیداری و قدرت روخوانی در کودکانی که در محیط پر سروصدا زندگی می کنند حتی اگر مدرسه آنها در محیط پر سروصدا نباشد آسیب می بیند. Beentjes و همکارانش(1996) پرسشنامه ای را در مورد عادات مطالعه در بین کودکان مدارس تکمیل کردند و به این نتیجه رسیدند که بیش از 90% کودکان تکالیف خود را در حین گوش دادن به موسیقی و 50 درصد در حین تماشا کردن تلویزیون انجام می دهند. تعداد زیادی از افراد اعتقاد دارند که استفاده از رسانه زمینه بر عملکرد تکالیف تاثیر سوء دارد.
آرمسترانگ و سوپروی(1997)بیان کردند که تلویزیون بشدت بر یادگیری و تمرکز تاثیر دارد زیرا اساسا تلویزیون تنها موسیقی بدون کلام نیست. اصوات صوتی در مکالمه گفته می شود که پردازش صوتی را که در درک مطلب و یادگیری اطلاعات کلامی موثر است مختل می کند. این محققان در مطالعه خود بر روی 83 دانشجو در مورد بازخوانی صوتی(اعداد و ارقام) و تجسم فضایی حافظه کاری در محیط های ساکت و هنگام روشن ودن تلویزیون بررسی کردند. در هنگام روشن بودن تلویزیون حافظه صوتی آسیب دید اما عملکرد تجسم تغییری نشان نداد. کوهن و همکاران(1980) به اثرات صدای هواپیما بر دانش آموزان نزدیک فرودگاه توجه کردند آنها نه تنها به عملکرد علمی بلکه به استراتژیهای توجهی، مداومت در حل مسئله و عملکرد شناختی در طول یک سال توجه کردند آنها به این نتیجه رسیدند که افرادیکه با صدا مواجهه بودند مقاومت کمتری در برابر آشفتگی های شنیداری داشتند و مداومت کمتری در حل مسئله در مقایسه با دانش آموزان مدارس بی سرو صدا داشتند.
Turnball (1997) عادات مطالعه دانشجویان و حساسیت آنها به صدا را ارزیابی کردند. کلیه افراد یک آزمون درک مطلب تحت شرایط سکوت و پر سروصدا را انجام دادند و بر خلاف انتظار آنها دانشجویانی که یک وضعیتی را ترجیح داده بودند عملکرد بهتری در آن وضعیت نداشتند. در حقیقت کلیه شرکت کنندگان در شرایط مواجهه با صدا کمی بهتر بودند . دو متغیر مهم در اینجا وجود دارد:
سابقه مطالعه با صداDaousis و Mckolive(1986)نشان دادند که عادت به مطالعه مهم است. در افرادیکه همواره با موسیقی مطالعه می کنند یا در شرایط سکوت ، الگوی عملکرد متفاوتی وجود دارد.
شخصیت: درونگرایی و برونگرایی در حساسیت فرد به صدا موثر است. چندین مطالعه نشان داده که افراد برون گرا مطالعه در محیط پر سرو صدا یا موسیقی را ترجیح می دهند در حالیکه افراد درونگرا بر عکس محیط بی سرو صدا را ترجیح می دهند. سرو صدا سطح تحریک ضعیف برونگرایان را افزایش می دهد تا به سطح مطلوب برسد رد حالیکه برای درونگرایانی که بشدت تحریک می شوند افت عملکرد روی می دهد.
در تاثیر صدا بر عملکرد شدت و نوع صدا خیلی مهم است بیشتر مطالعات آزمایشگاهی از صدای سفید پیوسته استفاده کرده اند .در مطالعات میدانی صدای محیطی(که خیلی متغیر است) بیشتر بررسی شده است. اسمیت شواهدی می آورد در تاثیر صدای معنی دار در مقایسه با صدای سفید بر پردازش شناختی بویژه وظیفه مستلزم پردازش معنایی یا استدلال است.
در مورد تفاوتهای فردی از نظر حساسیت یا اثرپذیری اعمال شناختی از استرس بویژه صدا کار چندانی صورت نگرفته است(Smith ,1990, Loeb 1980).
جدا از برخی مطالعات در ارتباط با عوامل شخصیتی در اثر ات صدا ما اطلاعات کمی درباره تفاوتهای فردی در استعدادپذیری به این اثرات داریم با این وجود این مسئله مهم است.ellermeier و zimmer(1997) در مطالعه ای یادآوری 72 نفر از مجموعه ای از اعداد 9 رقمی که بطور بصری ارائه می شدند را بررسی کردند. در طول نمایش اعداد افراد یا با مکالمه بلند به زبان خارجی ، صدای صورتی یا سکوت مواجه بودند. سپس آزمایش یک ماه بعد تکرار شد. در بین معیارهای شناختی،افراد باید میزان تاثیر هر یک از شرایط بر عملکرد آنها قبل و بعد از پایان مطالعه داشته باشند. آنها همچنین پرسشنامه ای در مورد حساسیت فردی به صدا تکمیل کردند . با اینکه عملکرد در شرایط مواجه با صدای آرام و صورتی تفاوتی نداشت اما میزان خطاها بالا بود. علاوه بر این در حالیکه در همه گروهها عملکرد با تمرین بهبود یافت اما عملکرد در مواجهه با مکالمه در مقایسه با دو گروه دیگر بیشتر مختل شد. در نهایت افراد حساس خطاهای بیشتری داشتند و زنان قضاوت دقیق تری درباره حساسیت خود به صدا داشتند و بیشتر تحت تاثیر قرار گرفتند. Jones(1994)فرضیه " تغییر وضعیت " را به تشریح این پدیده مطرح کرد. این فرضیه بیان می کند که جزء اصلی( ISE) تغییر وضعیت از مطلب شنیداری نامربوط است . کوهن این نظریه را مطرح کرد که صدا یک بار یا فشاری بر توانائیهای شناختی فرد تحمیل می کند . Dornic(1986) بیان کرد که استرس(صدا)باعث افزایش تفاوتهای فردی پنهانی در کارایی پردازش اطلاعات می شود. بهر حال تفاوتهای نگرشی(نگرش مثبت یا منفی نسبت به عامل استرس) یا تفاوت در برخی ابعاد شخصیتی می تواند بعنوان یک فاکتور مهم در حساسیت به صدا مطرح باشد. بنظر می رسد درونگرایی و برونگرایی در حساسیت به صدا بعنوان یک عامل اسنرس زا در عملکرد نقش داشته باشد.Eysenck (1974) با اندازه گیری تحریک یا انگیختگی که توسط پرسشنامه اندازه گیری شده بود نشان داد که بازیابی از حافظه در افراد برونگرا تسهیل اما در افراد درونگرا آسیب می بیند. تفسیر نتایج این تحقیق این بود که سطح تحریک متفاوت است و افراد درونگرا سطح تحریک بالاتری دارند. اسمیت(1990)بیان میکند که صدا با کراحل ورود و خروج پردازش اطلاعات تداخل می کند و اثر کمی بر حافظه کاری دارد. در مطالعه دیگر N-Brand وهمکاران در سال 1994 به نقش تاثیر صدا بر پردازش اطلاعات در دو گروه افراد انعطاف پذیر و انعطاف ناپذیر پرداخته است(6)در این مطالعه 52 نفر زن و مرد بطور تصادفی در دو گروه 27 و 25 نفری برای شرایط صدا و سکوت انتخاب شدند. پس از تعیین انعطاف پذیری و ناپذیری آنها به چهار گروه بشرح زیر تفکیک شدند: 1- گروه انعطاف پذیر 2- گروه انعطاف ناپذیر 3- گروه کنترل انعطاف ناپذیر برودبنت 1979و جونز 1983 بیان داشتند که عملکرد در وظایف پردازش انی از قبیل STroop اغلب تحت تاثیر صدا قرار می گیرد. اما نوع تاثیر بوسیله متغیرهای دیگر تعیین می شود. Johana Bengtsson در مطالعه ای تاثیر صدای با فرکانس پایین(Hz 200-20) بر عملکرد و راحتی افراد را بررسی کردند . این صداها در محیط های کار از سیستمهای تهویه ،گرمایش و کامپیوترها و کمپرسورها حاصل می شوند. نتایج نشان داد که صدای با فرکانس پایین عملکرد را در وظایفی که نیازمند پردازش شناختی بیشتری هستند آسیب می زند. افراد حساس به این نوع صدا یا صدا عمومی عملکرد پایین و ناراحتی بیشتری را نشان دادند. مواجهه با صدای با فرکانس پایین باعث بالا رفتن سطح کورتیزول در افراد حساس شد. اثرات تحت تاثیر بارکاری و حساسیت فرد بود. افت مشاهده شده در عملکرد به تاثیر بر یادگیری و کاهش توجه نسبت داده شد. در کل از مطالعات آزمایشگاهی جامع در زمینه اثرات صدا بر عملکرد روانی میتوان نتایج زیر را استخراج کرد: · وظایف یکنواخت، ساده و روزمره از قبیل وظایف هوشیاری و زمان واکنش انتخابی در اثر صدای زیر 95 dB مختل می شود.· در مورد وظایف پیچیده که مبتنی بر پردازش مطلب در حافظه کاری است اثرات صدا از ترازهای 70 تا 80 دسی بل قابل اثبات است. این اثرات شامل باریک شدن تمرکز توجهی است که معمولا بصورت تمایل فرد به استراتژیهای خیلی ساده و ابتدائی دیده می شود.· در بروز اثرات مختل کنندگی صدای زمینه نوع صدا مهمتر از تراز آن است. بطور کلی صدای با باند وسیع و پیوسته با تراز متوسط هیچ اثر منفی بر عملکرد ندارد و حتی ممکن است اثر مثبت بر عملکرد و رفاه داشته باشد چون آن تا حدی صداهای مزاحم ،مکالمات همکاران و زنگ تلفن را از بین می برد.(Loewen and suedfeld 1992)از طرف دیگر صدای متغیر از قبیل گفتگو، موسیقی یا صدای تایپ باعث افت عملکرد حتی در ترازهای پایین می شود(Smith). حافظه کوتاه مدت کلامی که بعنوان زیر مجموعه ای از حافظه کاری که برای ذخیره اطلاعات گفتاری می باشد اثبات شده که بیشتر تحت تاثیر اثرا سوء صدا قرار می گیرد. مطالعات بسیاری اثرات مختل کننده و شدید صدای منقطع را بر وظایفی که متکی براین سیستم قرار می گیرد. مطالعات بسیاری اثرات مختل کننده و شدید صدای منقطع را بر وظایفی که متکی بر این سیستم هستند تائید می کند.(Klatte,hellbruck 1993,Klatte,Kilcher,hellbruck 1995 , jones 1995 (
واکنش در شرایط اضطراری
حمزه علی آبادی
کارشناس بهداشت حرفه ایhttp://www.iranhse.persianblog.ir/مقدمه :
تغییری ناگهانی ، شدیدتر از حالت عادی و غافلگیری تهدید آمیز را بحران یا شرایط اضطراری تعریف می کنند. در این شرایط که با غافلگیری همراه بوده است صدمات جانی و مالی زیادی حادث شده که جهت کاهش یا حذف این صدمات باید اقداماتی پیش بینی و انجام گیرید. در جوامع مترقّی و امروزی نیروی کار روز به روز به سوی مدیریت شخصی پیش میرود. آنان باید اصول و روش بهسازی ، بند ، بسط و گسترش همه جانبه را بیاموزند. در شرایط کنونی جهان و جامعه انسانی ما ، همه باید بیاموزند که خود را اداره و مدیر خود باشند. در وضعیت عادی همه چیز بصورت مطلوب پیش میرود و نتیجه مثبت ارزیابی میگردد. ولی چنانچه اوضاع غیر عادی و به عبارت دیگر بحرانی شود، نوع دیگری از مدیریت لازم است «مدیریت بحران». به عبارتی دیگر بسیاری از مدیران خرد و کلان در شرایط عادی عملکرد و مدیریتی مطلوب را عرضه مینمایند ولی در شرایط بحرانی به دلیل عدم درک صحیح و تفهیم موضوع فرایند مدیریتی ایشان درست نمی باشد. آنان باید سه اصل ایثار، صبر و واکنش پذیری سریع را در هنگام بحران و به همراه دیگر تخصصها و عوامل تحت فرمان رعایت نمایند.
هدف از بررسی و سیاست گذاری در جهت واکنش در شرایط اضطراری ، تعیین استراتژی خاص در جهت جلوگیری یا کاهش صدمه به پرسنل در شرایط خطرناک مانند آتش سوزی های مهیب ، سیل ، زلزله ، جنگ و انفجار تجهیزات بوده که در بر گیرنده آموزش به پرسنل در جهت آمادگی و تدارک وسایل لازم در این شرایط می باشد.
سوالی که همیشه بعد از بوجود آمدن این شرایط همه از هم می پرسند این است:
مسئول واکنش کیست ؟ مسئول واکنش در این شرایط میتواند مدیریت شرکت ، کارشناس ایمنی و بهداشت ، سرپرستان یا پرسنل در گیر کار باشند . اما چیزی که شرعا و عرفا مهم بوده و قانون بر آن صحه گذاشته است صیانت از نیروی انسانی است. پس مسئول حفاظت از نیروی انسانی مدیریت است که در سطوح مختلف به کوچکترین جزء که همان پرسنل باشند تفکیک می شود. پس همه در برابر دیگری مسئولند اما مدیریت بحران با کیست ؟ شناخت بحران و مسئله ، ارزیابی اطلاعات ، بررسی اخبار مربوطه، توجه به امکانات و توامندیهای موجود، پیشدستی در مقابل شایعات، ارزیابی راه حلهای موجود و نهایتاً انتخاب بهترین راه. اخذ مشاورة مطلوب، بهرهمندی از متخصصین ویژه در کادر مدیریت. شناخت زمان و مکان و آشنایی کامل با ارکان اجرایی تحت مدیریت از وظایف اصلی مدیریت بحران می باشد.
شناخت لایههای مختلف بحران و به عبارتی دیگر پس بحرانها :
لایه اول: انسان یا به عبارتی شناخت تجربیات، آموختهها ، میزان نگرانی، اضطراب ، خونسردی و توانمندیها
لایه دوم: فرهنگ جامعه یا به عبارتی شناخت فرهنگ بحران ستیزی ، باورهای ایجاد تغییر علیه بحران و شناخت سنتها ، اقلیم ، آداب و رسوم.
لایه سوم: ساختار ارتباطی در بحران یا به عبارتی شناخت ارتباط واحدها با هم ، میزان پیچیدگی ، تمرکز و سلسله مراتب، سرعت عمل در تصمیمگیری، هماهنگی و مبادله اطلاعات، چه در تشکیلات رسمی و چه نهادها و اجتماعات مردمی.
لایه چهارم: استراتژی تبیین خط مشیها، روشها و شیوههای مقابله با بحران. عملکرد و فعالیت کوتاه مدت: (تصمیم درست و قاطع در زمان بسیار کم)
عملکرد مدیریت بحران :
1. تشکیل ستاد بحران با حضور تمامی نیروهای مطلع و مسئول.
2. تقسیمبندی وظایف.
3. حضور یا ارتباط دائم.
4. استفاده و بهرهمندی از نیروهای مسئول.
5. انجام خدمات امداد و نجات.
6. تشکیل هستههای عملیات.
7. آگاهی دادن به بحران زدهگان.
8. گزارش اقدامات به مدیران عالی.
برای کنترل بحران و انجام هر تصمیم در فرآیند بحران، شناسایی عناصر بحران، جمعآوری اطلاعات جامع و تصمیمگیری مناسب در کوتاهترین زمان موجود از عوامل تاثیر گذار بر کنترل بحران میباشد.
چگونگی واکنش در این شرایط : امکان سنجی و نیاز سنجی در پیشبرد اهداف یک سازمان در شرایط عادی و غیر عادی و مشخص نمودن موارد ، مشکلات و وظایف هریک از مدیران ، سرپرستان و پرسنل ذیربط می تواند در واکنش سریع و به موقع که همانا کاهش خطرات و صدمات باشد مثمر ثمر باشد. اعمالی که باید در این رابطه صورت گیرد به قرار ذیل می باشد: 1. شناسایی فرایند 2. تهیه نقشه سایت کارخانه و راههای فرار اضطراری3. شناسایی نقاط و فعالیت های خطرناک و اضطراری 4. تهیه نقشه نقاط خطرناک همراه با راههای خروج و مکان های امن 5. مشخص نمودن تجهیزات مورد نیاز 6. تعیین نیاز سنجی آموزش های لازم در جهت مقابله با این گونه حوادث غیر مترقبه 7. آموزش تئوری ، انجام مانور و باز آموزی در دوره های متوالی 8. مشخص نمودن فرد یا افرادی که مدیریت بحران در این شرایط را بدست گیرد مدیریت با هماهنگی کارشناسان ایمنی و بهداشت صنعتی ، تکنسین های تولید و تعمیرات باید نقاط نا ایمن ، ایمن و خطرزا را شناسایی و نوع خطر را با توجه به نوع فعالیت مشخص نمایند. دفتر فنی نیز باید نقشه سایت ، تجهیزات نقاط امن ، راههای خروجی اضطراری و تابلوهای پست انتظار و هشدار دهنده را تهیه و در ورودی سایت نصب و با هماهنگی مسئولین آموزش ، آموزشهای لازم را به پرسنل ارائه دهند. ( توصیه میشود در هنگام بروز هر حادثه که منجر به آتش سوزی گردد محل کار خود را ترک و به بیرون از سایت فرار نمایند و سپس با حفظ آرامش به آتش نشانی ، سرپرست خود و یا شیفت فورمن اطلاع دهند ) با توجه به تعیین وسایل لازم ، نسبت به انجام مانور با امکانات موجود اقدام و گزارشات مانور را ثبت مینمائید سپس با تدارک وسایل و آموزش پرسنل نسبت به انجام مانور اقدام تا اثر بخشی تمهیدات تدارک شده مشخص گردد. در تهیه نقشه ها و نیاز سنجی آموزشی باید موقعیت ، جهت ، دوری و نزدیکی به سایت فعالیت و کلیه مواردی که ایجاد حادثه می نماید را مد نظر قرار دهید.
اثرات شوینده های شیمیایی و محصولات بهداشتی بر سلامتی
?>?>?>
اثرات شوینده های شیمیایی و محصولات بهداشتی بر سلامتی
تهیه کننده: مریم احسنی
دانشجوی کارشناسی بهداشت حرفه ای
قبل از جنگ جهانی دوم بیش از 80000 ماده شیمیایی کشف شد که ازمیان آنها ، بیشتر نفت و قطران زغال سنگ برای ساخت سلاح های شیمیایی مورد استفاده قرار گرفت . مشکل این است که این مواد از نظر ایمنی به ندرت مورد آزمایش قرار می گیرند اما بدون رضایت و آگاهی ما از خطرات آنها به غذا و آب و محصولات اضافه می شوند طبق تحقیقات انجمن ملی امریکا،هیچ اطلاعاتی برای بیش از 80 درصد از مواد شیمیایی که هر روز استفاده می شود ، وجود ندارد . کمتر از 20 درصد مواد به خاطر اثرات مزمن و موتاژنیک تست شده اند . این تستها هم اغلب روی مواد شیمیایی به طور جداگانه انجام می شود و تستی روی ترکیب مواد شیمیایی که روزانه با آنها در تماس هستیم انجام نمی شود .کلر که در سلاح های شیمیایی استفاده می شد امروزه در پاک کننده های مخازن و به عنوان دترجنت های ظرفشویی و …. استفاده می شود، و می تواند کشنده باشد و تماس باآن بدون دستکش ، ماسکهای تنفسی و سیستم تهویه مجاز نمی باشد . کلر در آبهای نوشیدنی – استخرهای شنا ، جکوزی ها و…. وجود دارد . ماده مصرفی دیگر فلوراید است که فوق العاده سمی بوده و فایده چندانی هم ندارد . بیشتر شوینده های خانگی شامل موادشیمیایی سمی هستند . آمونیاک تقریباَ در همه آنها وجود دارد و اگر با سفید کننده ها ترکیب شود تبدیل به کلرآمین می شود که کشنده است . دولت تائید میکند که محصولات شوینده خطرناکند و بر طبق قوانین و مقررات (کنترل و نظارت ) باید روی آنها برچسب هایی زده شود که نمایانگر قابلیت اشتعال -خورندگی – سمیت و … مواد باشد . یک میلیون سم در کانادا هر سال در نتیجه استفاده از محصولات شوینده خانگی ایجاد می شود .
که برخی از آنها کشنده هستند .
ضدعفونی کننده ها معمولاَ با پایه فنول یا کرزول هستند که پایانه های عصبی را بی حس
می کنند.
هر بار که ظروف شسته می شوند مقدار زیادی دترجنت های ظرفشویی روی آنها باقی می مانند . در حالی که خوردن آنها بسیار خطرناک می باشد، زیرا این دترجنت ها بیشتر شامل نفت (بنزین سنگین ) CNCکه عامل کاهش دهنده فعالیت بدنی است –
دی اتانول آمین وکلرفنیل فنول که یک سم کبدی ومحرک متابولیکی است، می باشند اثرات جانبی صابونهای آنتی باکتریال شامل زبری، خشکی است ، احساس زخم در بینی به علت بوی تند و غلیظ آمونیاک موجود در آن است .این اثرات حداقل 20 ساعت بعد از تماس ادامه دارد . شستن دستهابا آب سرد مانع از پخش باکتریها و میکروبها می شود، در حالی که آب گرم به رشد ارگانیسم های غیر مفید کمک می کند. در اکثر موارد برای ضدعفونی ، باکتری ها خیلی مفیدتر از مواد شیمیایی هستند . می توان سرکه را به عنوان ماده ضد عفونی کننده به کار برد.فرمالدئید تقریباَ در همه محصولات شوینده مثل شوینده های لباس – خمیر دندان و شامپو و…. وجود دارد. دترجنت ها شامل فسفر –آنزیم ها – آمونیاک و نفتالین –فنول ونیتریل وتری استات و …..هستند .این مواد شیمیایی می توانند باعث بثورات جلدی –خارش – آلرژی- مشکلات سینوسی و...شوند .اینها روی لباس ها و ملافه ها باقی مانده و از طریق پوست جذب می شوند .ضدعفونی کننده ها معمولاَ با پایه فنول یا کرزول هستند که پایانه های عصبی را بی حس می کنند. آنها طحال، پانکراس و سیستم عصبی مرکزی را مختل میکنند.
شامپوهای بچه که به عنوان مواد ملایم و ضداشک ریزش چشم تبیلغ می شوند شامل بدترین نوع مواد شیمیایی هستند .
حدود یک سال لازم است تا اثرات خطرناک پخش 2 اونس از این مواد حتی با وجود سیستم تهویه حذفشود. شوینده های فرها (اجاق وتنورها ) از بیشترین محصولات سمی هستند که مردم استفاده می کنند.خوشبو کننده های هوا مانع توانایی ما در بوئیدن می شوند زیرا باعث انتشار عوامل کسالت آور عصبی می شوند و مجاری بینی را با لایه ای از روغن می پوشانند. خشک کننده ها هم به شدت سمی هستند . نرم کننده ها که برای حذف اصطکاک صابونهای شوینده استفاده می شود، مسلماَ بی ضرر نخواهند بود .مواد موجود در حشره کش ها که بسیار خطرناک هستند در موادی مانند خمیر دندان و شامپو و …. نیز وجود دارند . حشره کش ها سبب آسم ، برونشیت ، اگزما میگرن و کهیر و دردهای ماهیچه ای و مفصلی ومرگ می شوند و تنفس آنها باعث تهوع ،سرفه، افسردگی، حساسیت چشم ، ضعف و تیرگی بینایی ، حرکت غیر عادی عضله ، لرزه عصبی ، خنده بی اختیار و …. می شوند . حشره کش ها در سلولهای چربی تجمع می یابند . شامپوهای معمولی شامل مواد شیمیایی سخت و خشن هستند . شامپوهای بچه که به عنوان مواد ملایم و ضد اشک ریزش چشم تبیلغ می شوند شامل بدترین نوع مواد شیمیایی هستند که عبارتند از عوامل بیهوش کننده که اثر سوزش آور را می پوشاند . استفاده مکرر از سولفات سدیم و فرمهای دیگر آن که باعث کاهش تیز هوشی و کوری می شوند، معمولاَ درشامپوها، خمیردندان ها ومحصولات بهداشتی دیگر استفاده می شوند . کمیسیون ایمنی محصولات مصرف کننده ها، عموماَعلت 150 نوع آلرژی ، اثرات نقص تولد و سرطانها و مشکلات روانی را در خانه ها کشف کرده است. غلظت سموم مواد شیمیایی در خانه ها 5 برابربیشتر از هوای خارج است . و یک مطالعه به وسیله EPA نشان
می دهد که بسیاری از نمونه های هوای داخل 70 برابر سمی ترند.
خوشبو کننده های هوا
مانع توانایی ما در بوئیدن می شوند زیرا باعث انتشار عوامل کسالت آور عصبی می شوند و مجاری بینی را با لایه ای از روغن می پوشانند.
علاوه بر این مشکلات مسئله تجمع این مواد خطرناک شیمیایی در لوله های فاضلاب است، که علاوه بر عدم وجود هزینه کافی در تصفیه آنها آب کافی هم برای رقیق سازی آنها وجود ندارد . عادات خرید ما همیشه یک نیاز برای محصولاتی که می خریم ایجاد می کند، بنابراین باید صنایع شیمیایی را تشویق کنیم تا مسئول محصولاتشان باشند همانطور که ما مسئول خریدمان هستیم.
مقاله بالا نیز از نشریه فراسو برگزیده شده است دست اندرکاران این نشریه عبارتند از :
صاحب امتیاز و مدیر مسئول
محمد مهدی ایزدی
شورای سردبیری :
محمدمهدی ایزدی - زهرا رضائی محمدی
شورای نویسندگان :
–فاطمه اسدیان – مریم احسنی ، پژمان خلعتبری- منیره سادات نوابی- زهرا رضائی محمدی ، نیلوفر شاه قلی نژاد- سیداحمدحسینی- سجاد موسوی ، لاله عابدی- فهیمه سربندی- زهرا باقری- مریم وایقانی ، مهدی علی محمدی – مهدی معمارباشی ،
تایپ و صفحه آرایی
زهراباقری - زهرا رضائی محمدی
مقدمه ای بر مدیریت یکپارچه ایمنی، بهداشت و محیط زیست
?>?>?>
سلام بر همه دوستان .. اینهم مقدمه ای بر HSE که توسط استاد عزیزم دکتر محمدفام تهیه گردیده است ... منتظر بخشهای بعدی باشید
مقدمه ای بر مدیریت یکپارچه ایمنی، بهداشت و محیط زیست
HSE
دکتر ایرج محمدفام
مقدمه:
سازمان بین المللی استاندارد از زمان تاسیس خود در سال 1942 استاندارد های بین المللی متعددی را با همکاری متخصصان وکارشناسان برجسته جهانی و همچنین کارشناسان موسسات استاندارد کشورهای عضو این سازمان تدوین ومنتشر نموده است.
هرکدام از استانداردهای انتشار یافته حیطه خاصی از عملیات و فعالیتها را پوشش داده و بر روی آن متمرکز می گردد. در بیست سال گذشته استانداردهای بین المللی از چنان پذیرشی برخوردار شده اند که بسیاری از کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه استانداردهای ملی و رسمی خود را بسوی پذیرش (Adoption) استانداردهای بین المللی سوق داده ند. با انتشار استاندارهای کیفیت با عنوان کلی استانداردهای سری ISO 9000، موضوع استانداردهای جهانی وارد مرحله تازه تری گردید. بدنبال پذیرش و افزایش محبوبیت استاندارد اخیر استانداردهای مشابه ای مطرح و مورد استقبال گسترده ای قرار گرفتند که از این میان می توان به استانداردهای زیست محیطی و ایمنی و بهداشت شغلی اشاره کرد.
از میان استانداردهای تدوین شده توسط این سازمان , سه مجموعه استاندارد تحت عنوان " مدیریت کیفیت ,مدیریت زیست محیطی و مدیریت بهداشت وایمنی شغلی " و استانداردهای وابسته به آنها اهمیت خاص یافته و بکارگیری اصول و الزامات این استانداردها و سازمانهای تولیدی و خدماتی در سرتاسر جهان دائما در حال گسترش می باشد.
پس از معرفی استانداردهای اخیر و نتایج موفقیت آمیز بکارگیری این رویکرد، امروزه بسیاری از سازمانها به نقش موثر پیاده سازی این نوع استانداردها در افزایش اثربخشی سازمانها سیستم و نقش مفید آنها در جهت اهداف سازمان پی برده اند. از طرف دیگر در هر استانداردی ( ایمنی، بهداشت، کیفیت، محیط زیست، ارگونومی، منابع انسانی و غیره) تنها یکی از ابعاد سازمان مورد توجه قرار گرفته و سیاست ها و اهدافی که تعریف می شوند در جهت آن جنبه از فعالیتهای سازمان می باشد. به همین دلیل هر چند که امروزه هیچ شکی در نقش استانداردها در هدایت و هماهنگ کردن فعالیتها در جهت اهداف سازمان وجود ندارد این امر نیز به اثبات رسیده است که تعدد سیستم ها می تواند باعث پیچیدگی و سردرگمی سازمان, به هدر رفتن منابع, دوباره کاریها, ایجاد تضاد بین سیاستها و اهداف تعریف شده و … گردد. در همین راستا ادغام سیستم های مختلف در سازمان امری الزامی می باشد
یکی از مهمترین علل ادغام سیستم های مدیریتی یاد شده تشابهات بین آنهاست. این تشابهات بین سیستم های مدیریت کیفیت، ایمنی و بهداشت و زیست محیطی و فواید ادغام این سیستم ها در بالاترین سطوح بین المللی شناخته شده و مورد تائید قرار گرفته است بطوریکه در مقدمه استاندارد ISO 14001 نسخه 1996 بیان شده است که این استاندارد بین المللی در اصول کلی سیستم مدیریت با سری استانداردهای ISO 9000 برای سیستم های کیفیت مشترک می باشد. سازمانها ممکن است استفاده از سیستم مدیریت موجود خود را که با سری ISO 9000 سازگار است به عنوان مبنایی برای سیستم مدیریت زیست محیطی خود انتخاب نمایند.
این موضوع در مقدمه استاندارد ISO 9001: 2000 نیز تحت عنوان سازگاری با سایر سیستم های مدیریت مورد اشاره قرار گرفته و بیان شده است که این استاندارد بین المللی در راستای استاندارد ISO 14001 نسخه 1996 می باشد تا سازگاری دو استاندارد را به منظور بهره مندی کاربران این استانداردها ارتقاء بخشد.
با وجود تشابهات فراوان موجود بین این سیستم ها بنظر می رسد که ادغام نیازمندیهای سیستم ایمنی و بهداست با سیستم مدیریت محیط زیست و سیستم های دیگر نسبتاٌ بدون پیچیدگی بوده و براحتی امکانپذیر باشد. ولی این امر در عمل بسادگی میسر نیست زیرا بایستی در ابتدا برای هر سازمانی فواید، مشکلات و مسایل حاشیه ای برای ادغام سیستم ها در نظر گرفت. علاوه بر این در نظر داشتن وجوه اشتراک و تفاوتهای بین سیستم های مورد نظر برای ادغام نیز ضروری می باشد. با این حال اگر نیازمندیهای سیستم های مدیریتی مورد نظر به درستی در سازمان طرح ریزی و اجراء شده باشد و کارکنان سازمان نیز آگاهی و تعهد لازم را در ارتباط با نیازمندیهای سیستم مربوطه داشته باشند ادغام سیستم های مدیریتی براحتی و بدون ایجاد اختلال در روند جاری فعالیتهای سازمان امکانپذیر خواهد بود.
مهمترین فواید ادغام سیستم های مدیریتی عبارتند از:
1. اختصاص صحیح و منطقی منابع
- جلوگیری از اختصاص دوباره یا چند باره منابع داخلی سازمان برای مدیریت سیستم های مختلف
- جلوگیری از هزینه های اضافی و دوباره کاری های اجتناب ناپذیر در مستقر کردن سیستم های جداگانه
2. ایجاد تصویری بهتری از سازمان
یک سیستم مدیریت ادغام شده که توسط گروه ثالث مورد تائید قرار گرفته است می تواند شاخص مناسبی برای برای نشان دادن تعهد سازمان به جامعه باشد. تصویری که چنین سازمانی در جامعه ایجاد می نماید مجموعه ای است که به موازات فعالیت های تجاری خود، مسایل دیگر نظیر موارد زیست محیطی، ایمنی، بهداشتی و غیره را همزمان رعایت می نماید.
3. بهبود عملکرد سازمان
سیستم های مدیریت ادغام یافته با در نظر گرفتن مسایل ایمنی، بهداشت، محیط زیست و غیره می تواند منجر به کاهش و یا حذف حوادث، بیماریهای، آلودگیهای زیست محیطی و موارد مشابه شود که مسایل یاد شده منجر به بهبود عملکرد سازمان خواهد شد.
4. بهبود رضایت مشتری
- ادغام این سیستم ها منجر به عملکرد بهتر کیفی، زیست محیطی، ایمنی و... شده که به نوبه خود رضایت بیشتر مشتریان خواهد انجامید.
- در صورتیکه سازمانی بتواند سیستم های ادغام یافته ای را برای کارهای پروژه ای پیشنهاد نماید این امر باعث کاهش هزینه های پروژه هم برای مشتری و هم برای عرضه کننده خواهد شد.
5. کاهش پیچیدگی و سردرگمی
- از طریق کاهش حجم مستندات سیستم های مدیریتی
- افزایش سهولت در اجراء، نگهداری و بهبود یک سیستم واحد
- افزایش راحتی کارکنان از نظر ارجاع به روشهای اجرایی واحد و ادغام یافته
با وجود فواید فوق ادغام سیستم های مدیریت متفاوت با دشواریها و موانع متعددی نیز همراه است که تعدادی از مهمترین آنها عبارتند از:
1. میزان اعتباری که استانداردهای مرتبط از نظر ثبت و اجراء دارند.
2. نیازمندیهای خاص مشتریان
- در بعضی از بخشهای صنعتی ممکن است قسمتی از نیازمندیهای سیستم ایمنی، بهداشت، محیط زیست و غیره سازمان توسط مشتری یا قانون گذار تعیین شده باشد که این موضوع می تواند ادغام سیستم ها را با دشواری همراه سازد.
- ممکن است نیازمندیهای مشتریان از بخشی به بخش دیگر متفاوت باشد.
3. علایق شخصی
در درون سازمانها ممکن است تمایل خاصی از طرف متخصصین سیستم های مختلف برای حفظ سیستم های جداگانه و مقاومت در برابر ادغام سیستم ها وجود داشته باشد.
یکی از معمولترین سیستم های مدیریتی ادغام یافته سیستم مدیریت HSE است که زادگاه آن بخشهای انرژی شامل پالایشگاههای نفت، گاز، پتروشیمی ها و صنایع مرتبط است. در این سیستم مدیریتی سعی می شود که سه سیستم مدیریتی بهداشت، ایمنی و محیط زیست در هم ادغام شده و بصورت یکپارچه راهبری و کنترل گردد.
از آنجائیکه در حال حاضر هیچ گونه استاندارد جهانی در مورد سیستم یکپارچه HSE وجود ندارد لذا سازمانهای مختلف با توجه به سلایق، محدودیتها، ماهیت عملیاتی، نقاط قوت و موارد مشابه خود از قالب و ساختارهای متفاوتی برای سیستم های یکپارچه HSE خود استفاده می کنند که در بهش زیر یک نمونه جامع از سیستم های مدیریتی یکپارچه HSE مورد بحث قرار می گیرد.
در این بخش و قبل از پرداختن به ساختار سیستم، به منظور ایجاد هماهنگی ودرک یکسان به تشریح اصطلاحات و تعاریف مورد استفاده پرداخته می شود:
1.ممیزی Audit:
فرایند نظام یافته ,مستقل و مدون بمنظور بدست آوردن شواهد ممیزی و ارزیابی آنها بصورت عینی جهت تعیین میزانی که معیار های ممیزی بر آورده می شوند.
ممیزی داخلی ,که گاهی ممیزی شخص اول نیز نامیده می شود توسط خود سازمان یا از جانب آن جهت بازنگری مدیریت و سایر مقاصد داخلی انجام میگیرد.و میتواند مبنای برای خود اظهاری سازمان در مورد انطباق باشد. در بسیاری از موارد بخصوص در سازمانهای کوچک , مستقل بودن میتواند از طریق مسئولیت نداشتن در فعالیتی که تحت عنوان ممیزی است, به اثبات برسد
ممیزی بیرونی آنچه که اصطلاحا ممیزی شخص دوم یا شخص ثالث می نامند در برمی گیرد.ممیزی شخص دوم معمولا طرفهای زینفع از قبیل مشتریان و یا اشخاص از طرف انها انحام می گیرد. ممیزی شخص ثالث توسط سازمانهای ممیزی کننده مستقل بیرونی انجام می گیرد
و هنگامی که دو یا چند سازمان ممیزی کننده در انجام مشترک ممیزی یک ممیز شونده همکاری می کنند آن را ممیزی مشترک می نامند
2.ممیز (Auditor):
شخص دارای شایستگی جهت انجام ممیزی.
3.کارشناس فنی (Technical expert):
شخصی که دانش و یا تخصص معینی را(دانش سازمانی ,فرایندی وزبان وفرهنگی) برای تیم ممیزی فراهم می نماید. کارشناس فنی بعنوان ممیز در تیم ممیزی عمل نم یکند.
4.بهبود مستمر Continual improvement
فرایند ارتقای سیستم مدیریت بهداشت HSE برای دستیابی به بهبودهای در راستای خط و مشی سازمان.
5. خطر Hazard
هرگونه منبع بالقوه زیان آور به شکل جراحات انسانی، بیماری، صدمات به اموال و تجهیزات کارگاه و محیط ویا ترکیبی از آنها.
6.شناسایی خطر Hazard identification
فرایند شناسای وجود خطر یا عامل زیان آور و تعیین مشخصات آن.
17 رویدادIncident
یک رخداد یا اتفاق که که منجر به حادثه (accident) شده ویا پتانسیل منجر شدن به حادثه را داشته با شد.
8. عدم انطباق Non-conformance
هر گونه انحراف از استانداردهای کاری،دستورالعملها،روشهای اجرایی مقررات که بطور مسقیم یا غیر مستقیم منجر به آسیب یا خسارت گردد.
9. اهداف Objective
اهداف یا مقاصد به معنای عملکرد سیستم، که یک سازمان خو درا مقید به حصول آن می داند
10 بهداشت حرفه ای و ایمنی Occupational health and safety
شرایط و عواملی که میتواند بر سلامت کارکنان،کارگران موقتی و پیمانکاری، مهمانان ومراجعه کنندگان ویا هر فرد دیگری در محل تاثیر بگذارد.
21 سیستم مدیریت بهداشت حرفه ای و ایمنی OH &S management system
بخشی از کل سیستم مدیریت که: مدیریت بر ریسکهای بهداشتی و ایمنی ناشی از فعالیتهای هر سازمان را تسهیل منماید که شامل ساختار سازمانی،طرح ریزی،مسئولیتها،اعمال،روشها،فرایند،منابع،حصول،بازنگری خط ومشی بهداشت حرفه ای وایمنی می با شد.
22 سازمان Organization
شرکت،بنگاه،اداره،مجتمع کاری،موسسه و انجمن یا ترکیبی از آنها اعم از ثبت شده یا نشده دولتی یا خصوصی که دارای وظایف وتشکیلات خاص خود باشد.
23 عملکرد Performance
نتایج قابل اندازه گیری سیستم مدیریت بهداشت حرفه ای و ایمنی مربوط به کنترل ریسکها ی ایمنی و بهداشت در راستای خط ومشی سازمان.
24 ریسک Risk
تابعی از احتمال وپیامد ناشی از وقوع یک اتفاق خطرناک را ریسک گویند.
احتمال خطر *بزرگی خطر R=
25 ایمنی Safety
در امان بودن از ریسک قابل قبول یک خطر
26 ریسک قابل تحمل Tolerable risk
ریسکی که میزان آن تا حد قابل تحمل توسط سازمان،با در نظر گرفتن الزامات قانونی وخط مشی بهداشتی –ایمنی پایین آمده است.
27 ارزیابی ریسک Risk Assessment
فرایند کلی برآورد ابعاد وگستردگی ریسک وتصمیم برسراین موضوع که ایا ریسک قابل تحمل است یا نه.
28 محیط زیستEnvironment
محیطی شامل هوا ,آب, خاک ,منابع طبیعی ,گیاهان ,جانوران , انسان و روابط متقابل بین آنها که سازمان در آن فعالیت می کند.
29 جنبه زیست محیطی Environmental aspect
بخشی از فعالیتها ,محصولات یا خدمات یک سازمان که بتوان با محیط زیست تاثیر متقابل داشته باشد.
30 پیامد زیست محیطی Environmental impact
هر تغییری در محیط زیست اعم از نامطلوب یا مفید که تما یا بخشی از آن ناشی از فعالیتهای یک سازمان باشد.
31 پیشگیری از آلودگی Prevention of pollution
استفاده از فرایندها,روش های کاری ,مواد یا محصولاتی که باعث حذف ,جایگزینی ,کاهش و کنترل آلودگی شود و میتوان شامل بازگردانی ,تصفیه ,تغییر فرایند مواد باشد.
مهمترین عناصر سیستم مدیریتی عبارتند از:
1. رهبری و تعهد
اساس یک سیستم مدیریتی MS) (HSEرهبری و تعهد بالاترین رده مدیریت و آمادگی آن برای تهیه منابع کافی در زمینه موارد مربوط به HSE است. بطور کلی عمل تعهد به HSE MS در سطوح مختلف مدیریتی شامل موارد زیر می شود:
- تخصیص منابع مورد نیاز شامل زمان و منابع مادی برای موضوعات HSE
- گنجاندن موضوع HSE در فعالیتهای روزمره پرسنل
- همکاری فعالانه در فعالیتهای مرتبط با HSE در داخل و خارج محیط کار
- ارتباط دادن ملاحظات HSE در تصمیمات کاری
- قدردانی از اقدامات انجام شده در زمینه HSE
- مشارکت در ابتکارات داخل و خارج سازمانی
مدیریت ارشد می تواند از طریق ترویج فرهنگ باور، انگیزه، مشارکت و تعهد همکاری فعال کارکنان داخلی و خارجی را در راستای پیشبرد اهداف HSE پرورش دهد.
- باور در سازمانها منجر به بهبود اجرای HSE شده و یک عامل اساسی در ایجاد و حمایت از ارائه گزارشات حوادث و در نتیجه اجرای موثر HSE MS است.
- انگیزه که بر پایه آگاهی، ادراک، پذیرفتن مسئولیتهای فردی و شناخت مثبت در تقویت روشها و رفتارهای مطلوب است عامل مهمی در اجرا و بهبود HSE است.
- مشارکت کارمندان در همه سطوح از طریق همکاری در توسعه HSE MS و پیگیری مستمر پیشنهادات برای پیشرفت
- تعهد کارکنان نیز عامل ضروری برای بالا رفتن اثربخشی HSE MS محسوب شده و بدون وجود آن اجرای برنامه مورد نظر عملاٌ غیر ممکن خواهد شد.
2. خط مشی و اهداف استراتژیک
خط مشی بخشی از سیستم مدیریتی محسوب می شود که از طریق آن سیاست کل سازمان در رابطه با سیستم یاد شده تعریف و ارائه می گردد.مهمترین مسئله در مورد خط مشی تدوین، توسعه، حمایت و تصدیق آن در بالاترین سطوح مدیریتی و ارائه آن به شکلی کاملاٌ قابل فهم برای کلیه گروههای مرتبط و علاقمند است. برای نمونه در بخش زیر به چند بند از خط مشی های ایمنی و بهداشت و محیط زیستی اشاره می شود:
- تدوین دستورالعمل های ایمنی و بهداشتی برای کلیه عملیات
- ترویج مشارکت در موضوعات ایمنی و بهداشتی
- کاهش ضایعات، مصرف مواد و سوخت و انرژی
- برگزاری دوره های آموزشی و برنامه های آگاهی دهنده برای کارکنان
3. سازماندهی، تعیین منابع و مستند سازی
مهمترین بحث های که در این بخش مطرح می گردد شامل تعیین مسئولیتها، تعیین منابع و مستندسازی فعالیتها می باشد.
تعیین مسئولیتهای HSE در ارتباط مستقیم با ماهیت و ساختار سازمان می باشد برای مثال ممکن است مدیریت ارشد مسئولیت توسعه، تعیین منابع، بازنگری و انطباق موارد با خط مشی تدوین شده را بر عهده بگیرد.
در بخش اختصاص منابع بایستی توجه داشت که این امر شامل کلیه فسمتهای HSE MS باشد که برای نمونه می توان به موارد زیر اشاره کرد:
- تسهیلات، تجهیزات و واحدها برای رسیدن به الزامات قانونی و نظارتی
- پرسنل، تجهیزات و سازمان در راستای پاسخ به بروز شرایط اضطراری
- تخصیص منابع برای توسعه های جدید
- و...
هدف اصلی از مستند سازی ایجاد یک تشریح و توصیف مناسب از HSE MS و فراهم آوردن یک مرجع کامل برای اجراء ونگهداری سیستم می باشد. مستند سازی می تواند بصورت کاغذی، الکترونیکی و یا اشکال دیگر صورت گیرد ولی مهمترین اصل در آن حفظ و نگهداری مناسب آن جهت دستیابی به محتویات و کنترل تکرار و اصلاح روشهای کاری است..
4. مدیریت ریسک و ارزیابی آن
یک گام مهم دیگر در HSE MS شناسایی خطارت مرتبط با حیطه های بهداشت، ایمنی و محیط زیست و همجنین تعیین اهمیت آنها از طریق ارزیابی ریسک و مدیریت آن می باشد.
امروزه برای شناسایی خطرات و ارزیابی ریسک آنها تکنیک های بسیار زیادی معرفی شده است که هر کدام از نقاط قوت و ضعف خاص خود برخوردار می باشند. تکنیکهای موجود که تعداد آنها از عدد 100 تجاوز می کند را می توان از دیدگاههای مختلف طبقه بندی کرد. برای مثال تعدادی از این تکنیکها کاربرد مدیریتی و تعدادی دیگر کاربرد مهندسی دارند هر چند که در اغلب آنها سیستم مورد مطالعه از هر دو دیدگاه یاد شده ارزیابی می گردد. هم چنین تکنیکها را می توان از نظر تناسب آنها از نظر چرخه عمر سیستم نیز تقسیم بندی کرد. برای مثال در حالیکه روشهای نظیر لیست مقدماتی خطر(PHL) یا آنالیز مقدماتی خطر(PHA) ابزاری مناسب برای ارزیابی سیستم در فازهای اولیه محسوب می شوند بکارگیری تکنیک آنالیز علل معمول (CCA) بدلیل نیاز به اطلاعات جامع جهت تکمیل آن در فازهای ابتدائی قابل توصیه نخواهد بود. علاوه بر این انواعی از تکنیکها از ماهیتی استقرائی و تعدادی دیگر از نوع قیاسی می باشند. برای مثال روش آنالیز درخت رویداد(ETA)برای آنالیز از ساختار کل به جزء استفاده می کند در صورتیکه این ساختار در روش حالات شکست و آنالیز اثرات(FM&EA) از نوع جزء به کل است. علاوه بر این روشهای نظیر آنالیز درخت خطا(FTA)امکان کمی سازی نتایج را فراهم می سازد ولی تکنیکهای نظیر آنالیز خطرات خطا(FHA) از توانمندیهای یاد شده برخوردار نمی باشد
از مهمترین روشهای ارزیابی و مدیریت ریسک می توان به موارد زیر اشاره کرد:
1. Cause-Consequence Analysis
2.Common Cause Analysis
3. Energy Trace and Barrier Analysis(ETBA)
4. Event Tree Analysis (ETA)
5. Explosive Safety Analysis
6. Failure Modes And Effects Analysis (FMEA)
7. Failure Modes, Effects, and Criticality Analysis (FMECA)
8. Fault Hazard Analysis
9.Fault Tree Analysis (FTA)
10. Fire Hazards Analysis
11. Hazard and Operability Study (HAZOP)
12. Human Error Analysis
13. Interface Analysis
14. Job Safety Analysis
15. Management Oversight and Risk Tree (MORT)
16. Operating and Support Hazard Analysis(OSHA)
17. Preliminary Hazard Analysis (PHA)
18. Preliminary Hazard List (PHL)
19. Technique for Human Error Prediction (THERP)
20. What-If Analysis
5-طرحریزی
این بخش برنامه ریزی قطعی فعالیتهای کاری را که شامل معیار اندازه گیری کاهش ریسک می باشد مشتمل می گردد و برنامه ریزی برای عملیات موجود، مدیریت تغییرات و توسعه روش پاسخگویی به شرایط اضطراری را پوشش می دهد.
6.اجراء و پایش
منظور از این قسمت تعیین چگونگی انجام و پایش فعالیتها و همچنین نحوه بکارگیری اقدامات اصلاحی در زمانهای مورد نیاز است. بعبارت بهتر در این بخش برای اجرای عملی و موثر اقدامات طرحریزی شده در فسمت قبل، روشهای اجرائی و محتوا و شیوه های آموزشی برای کلیه افراد درگیر تدوین شده و کنترل می گردد.
7. ممیزی و بازنگری
در این قسمت ارزیابی دوره ای سیستم، اجراء، اثربخشی و تناسب نهادی آن مورد بحث قرار می گیرد. یک برنامه ممیزی می تواند یک یا چند ممیزی را شامل شود که این امر به ماهیت وپیچیدگی سازمان بستگی دارد. مدیریت رده بالای سازمان بایستی اختیار کافی برای مدیریت کردن برنامه ممیزی را تفویض نماید.
QHSE part 01
سلام و درود فراوان بر شما همکاران عزیز ?>?>?>
در مورد HSE که بسیار مورد توجه دوستان قرار گرفته ، طی مذاکراتی که با جناب آقای دکتر مجمدفام داشتم مقرر گردید مطالبی را به اتفاق در سایت قرار دهیم که در حال تایپ می باشد .و به زودی شاهد آن خواهید بود ....
استقرار سیستم کیفیت،بهداشت،ایمنی و محیط زیست(QHSE) در ذخیره سازی گاز طبیعی در مخازن زیرزمینی
قسمت اول
مهندس امیرحسین فائزنژاد
مدیر QHSE
مقدمه
سازمان های متعددی در جهان بخصوص در زمینه نفت، گازو پتروشیمی به منظور بهبود سیستم خودشان و حضور بیشتر در بازار رقابت، سیستمهایی را مانند ایزو 9000، ایزو 14001 و، استاندارد ایمنی و بهداشت شغلی را اجرا نمودهاند.
در دهه اخیر توجه به تهیه ، تدوین و اجرای سیستم کیفیت، ایمنی، بهداشت و محیط زیست توسط سازمانها رو به افزایش است. و سازمانهای بزرگ در زمینه ذخیره سازی گاز در مخزن زیر زمینی این سیستم را تدوین و اجرا مینمایند.
در راستای اجرای سیستم کیفیت، ایمنی، بهداشت و محیط زیست، معمولاَ سازمانها استانداردهای ایزو 9001 چاپ سال 2000 ، استاندارد. ایمنی و بهداشت شغلی و استاندارد ایزو14001 را اجرا مینمایند.
استاندارد ایزو 9001 چاپ سال 2000، نیازمندیهای یک سیستم مدیریت کیفیت است که به منظور توانمندکردن سازمان در فراهم نمودن محصولات طبق اهداف سازمان، نیازمندیهای مشتری، قوانین مرتبط جهت رضایت بیشتر مشتری تهیه و تدوین شده است.
استاندارد ایمنی و بهداشت حرفهای، نیازمندیهای یک سیستم مدیریت ایمنی و بهداشت شغلی میباشد که به منظور ایجاد شرایط و عواملی که بر سلامت و بهداشت کارکنان و کارگران موقت سازمان، تامین کنندگان، شرکاء، بازدیدکنندگان و سایر افراد در محل کار اثر میگذارد، تهیه و تدوین شده است.
استاندارد ایزو 14001 نیازمندیهای یک سیستم مدیریت زیست محیطی میباشد که به منظور جلوگیری از آلودگی به محیط زیست که شامل هوا، آب، خاک، منابع زیرزمینی، جانوران و انسان میباشد، تهیه و تدوین شده است.
در خاتمه، سیستم کیفیت، ایمنی، بهداشت و محیط زیست، نیازمندیهای یک سیستم کیفیت، ایمنی، بهداشت و محیط زیست است که به منظور توانمند کردن سازمان جهت مسرور نمودن مشتریان، ایجاد شرایط مناسب ایمنی ، بهداشت، ومحیط زیست برای کلیه کارکنان سازمان، تامین کنندگان، شرکاء و بازدیدکنندگان بطور سیستماتیک تهیه و تدوین شده است.
سیستم کیفیت، ایمنی، بهداشت و محیط زیست (QHSE)
این سیستم در راستای هدایت فعالیتهای سازمان با در نظر گیری کیفیت محصول و خدمت، بهداشت و ایمنی مشتریان ، کارکنان، پیمانکاران وحفظ محیط زیست تهیه و تدوین شده است.
نیازمندیهای سیستم QHSE شامل هشت بخش به شرح زیر میباشد:
بخش اول: تعهد و رهبری
COMMITMENT AND LEADRSHIP
بخش دوم: خطمشیها و اهداف
POLICIES AND OBJENTIVES
بخش سوم: سازمان و منابع
ORGANIZATION AND RESOURCES
بخش چهارم: مدیریت پیمانکار و تامین کننده
CONTRACTOR AND SUPPLIER MANAGEMENT
بخش پنجم: مدیریت ریسک
RISK MANAGEMENT
بخش ششم: طراحی و برنامهریزی
DESIGN AND PLANNING
بخش هفتم: استقرار و پایش
IMPLEMENTATION AND MONITORING
بخش هشتم: ارزیایی و بهبود مستمر
ASSESSMENT AND CONTINUOUS IMPROVEMENT
سازمانها برای آنکه بتوانند سیستم QHSE را اجرا نمایند، باید کلیه نیازمندیهای آنرا رعایت نمایند.
فواید سیستم کیفیت، ایمنی، بهداشت و محیط زیست
فواید اجرای سیستم کیفیت، ایمنی، بهداشت و محیط زیست به شرح زیر میباشد:
v افزایش سود بالقوه که از بهبود در اثر بخشی فرآیند و هزینههای پائینتر عملیات پدید میآید.
v کاهش در زمان توقف
v ارتقاء توانایی داخلی سازمان در ارزیابی عملکرد کارکنان ، شناسایی و حل مشکلات و ارائه برنامهای برای بهبود
v بهبود در روحیه کارکنان
v بهبود در روابط عمومی
بخش اول : تعهد و رهبری COMMITMENT AND LEADERSHIP
مدیریت ارشد سازمان باید سیستم QHSE را با رهبری و تعهدی توانمند با مشارکت کلیه کارکنان ایجاد و منابع مورد نیاز را در راستای اجرای اهداف این سیستم در اختیار کارکنان قرار میدهد.
تعهد و رهبری شامل موارد زیر میباشد:
1- تعهد COMMITEMENT
مدیران باید تعهدشان را در اجرای سیستم QHSE در سراسر سازمان تعیین و منابع مورد نیاز را جهت اجرا و نگهداری این سیستم QHSE فراهم مینمایند.
2- رهبری LEADRSHIP
مدیران با رهبری مقتدرانه و توانمند و مشارکت فعال کارکنان را جهت اجرای سیستم QHSE، پذیرفته و اطمینان میدهند که کلیه کارکنان مبانی سیستم QHSE را درک و در اجرای این سیستم مشارکت دارنند.
بخش دوم: خطمشیها و اهداف POLICIES AND OBJECTIVES
خطمشیها و اهداف سازمان باید در کلیه سطوح تهیه، تدوین، اجرا و نگهداری میگردد.
خطمشی و اهداف شامل موارد زیر میباشد:
1- خطمشیها POLICIES
سازمان مسئول تهیه، ،تدوین، اجرا و بازنگری خطمشی ها میباشند و اطمینان میدهند که این خطمشیها توسط کارکنان درک شده است.
2- اهداف OBJECTIVES
مدیران باید اهداف سازمان را شناسایی و تعیین مینماید این اهداف باید به اطلاع کلیه مشتریان، کارکنان، پیمانکاران رسانده و برنامههای ممیزی نیز جهت عملکرد سیستم QHSE در قبال اهداف تعیین شده، ارائه گردد.
بخش سوم: سازمان و منابع ORGANIZATION AND RESOURCES
مسئولیتهای سازمانی باید تعیین و منابع مورد نیاز جهت نائل شدن به اهداف سیستم QHSE فراهم شود.
سازمان و منابع شامل موارد زیر میباشد:
1- مسئولیتهای سازمانی ORGANIZATIONAl RESPONSIBILITIES
مدیران مسئول اجرای سیستم QHSE میباشند و کلیه کارکنان نیز موظف هستند این سیستم را اجرا نمایند. این مدیران اطمینان میدهند که کلیه کارکنان دارای شرح وظایف میباشند و آگاهی کامل نسبت به شرح وظایف محوله را دارنند.
2ـ ساختار سازمان ORGANIZATIONAL STRUCTURE
سازمان ساختار سازمان را باید تهیه و تدوین نماید.
3- آموزش صلاحیت TRAINING AND COMPETENCE
برنامههای تعلیم و آموزش باید به منظور اطمینان از صلاحیت کارکنان تهیه، تدوین و اجرا میگردد، و صلاحیت کلیه کارکنان مورد ممیزی قرار میگیرد وکارکنان تائید شده در فهرست اسامی افراد تائیده شده قرار میگیرند و سوابق آموزشی کارکنان ثبت و نگهداری میشود.
4- مدیریت اطلاعات INFORMATION MANAGEMENT
فرآیندهای باز خور اطلاعات باید در سازمان ایجاد گردد وارتباط موثر و دوطرفه مانند ارتباط با مشتریان و پیمانکاران باید انجام گیرد.
در راستای اجرای مدیریت اطلاعات موارد زیر باید انجام شود:
v تهیه فرآیند مدیریت اطلاعات به منظور اطمینان از آنکه اطلاعات بروز و معتبر است.
v ارتباط بر قرار شدن ما بین خطمشیها/ استانداردها و روشهای اجرایی خطمشیها، استانداردها و روشهای اجرایی
v ایجاد مدارک که ارتباط منطقی ما بین مشتری و پیمانکاران را نشان دهد.
5- استانداردها STANDARDS
شناسایی و تهیه استانداردها مربوط به سیستم QHSE
بخش چهارم: مدیریت پیمانکار و تامین کننده
CONTRACTOR AND SUPPLIER MANAGEMENT
تامین کنندهگان و پیمانکاران باید اطمینان دهند که محصولات و خدمات بر اساس استانداردها و الزامات ملی و بینالمللی و قوانین سیستم QSHE باشد.
مدیریت و پیمانکار و تامین کننده شامل موارد زیر میباشد:
1- ارزیابی/ صلاحیت و انتخاب پیمانکار
EVALUATION, QUALIFICATION AND SELECTION
کلیه تامین کنندگان و پیمانکاران باید بر اساس کیفیت، ایمنی، بهداشت و محیط زیست انتخاب شوند.
2- مدیریت MANAGEMENT
تامین کنندگان و پیمانکاران باید اطمینان دهند که عملکرد سیستم QHSE مطابق با الزامات قرداد میباشد.
3- عملکرد پیمانکار CONTRACTOR PERFORMANCE
روش اجرایی پایش عملکرد پیمانکار در زمینه سیستم QHSE باید تهیه و اجرا گردد.
استاندارد ایمنی
در سال 1998 کمیته ای متشکل از انیستیتو استاندارد بریتانیا ، شرکتهای اصلی گواهی دهنده انگلستان و سایر سازمانهای بین المللی استاندارد تشکیل شد که هدف از آن تهیه و تدوین استانداردی واحد بود سری ارزیابی بهداشت حرفه ای و ایمنی حاصل یکی شدن الگوهای قبلی بوده و استانداردی قابل ممیزی می باشد که برای آن گواهینامه صادر می گردد این استاندارد همچنین برای سازمان ایزو بعنوان ابزار و پایه ای جهت تدوین استانداردی بین المللی در این زمینه بکار می رود
در واقع این استاندارد در پاسخ به نیاز فوری سازمانها به یک استاندارد سیستم مدیریت بهداشت حرفه ای و ایمنی که بوسیله آن بتوانند سیستم مدیریت خود را مورد ارزیابی و تاکید قرار دهند ، تدوین شده است این استاندارد به دو بخش تقسیم شده که بخش اول شامل مشخصاتی است که بر اساس آنها گواهی کسب می شود و بخش دوم که راهنمایی جهت پیاده سازی یک سیستم مدیریت بهداشت حرفه ای و ایمنی می باشد
در واقع ساختار این استاندارد سازگار با استانداردهای ایزو 9001 ویرایش 1994 و ایزو 14001 و ( سیستم مدیریت زیست محیطی ) می با شد تا سازمانها بتوانند به راحتی سیستم های مدیریت کیفیت ، محیط زیست و بهداشت و ایمنی شغلی را با یکدیگر ادغام کرده و سیستم مدیریت واحدی را ایجاد نمایند
الزامات مدیریت ایمنی و بهداشتی حرفه ای بر اساس استانداردهای ایزو 9000
مسئولیت مدیریت
سیستم ایمنی
قابلیت ایمنی سازمان
ایمنی در طراحی و توسعه
کنترل مستندات ایمنی
ارزیابی تامین کنندگان و پیمانکاران
کنترل تجهیزات پیمانکاران
شناسایی و ردیابی خطرات
ایمنی در عملیات
اندازه گیریها و تجهیزات اندازه گیری
وضعیت بازرسیها
نارساییهای ایمنی
اقدامات اصلاحی و پیشگیرانه
حمل و نقل و جابجایی
حفظ سوابق ایمنی
برنامه ممیزی
استخدام و جابجایی نیروی انسانی
توصیه های ایمنی
تکنیکهای آماری
الزامات مدیریت ایمنی و بهداشت حرفه ای بر اساس استانداردهای ایزو 14000
الزامات کلی
خط مشی بهداشت حرفه ای و ایمنی
طرح ریزی
اجرا و عملیات
بررسی و اقدام اصلاحی
بازنگری مدیریت
مواردی که در حفاظت ایمنی و بهداشت صنعتی مورد توجه قرار می گیرند عبارتند از
ایمنی دستگاهها
ایمنی محل کار
کنترل عوامل مضر تولید
پیشگیری از حوادث
کاهش عوامل تنش ساز محیط کار
سر و صدا
روشنایی
ارتعاشات
سرما ، گرما و رطوبت
پرتوهای یون ساز
بالا بردن درجه اطمینان فرآیند تولید
کلیه عوامل ذکر شده در صورتی که در محیط کار بیش از حد مجاز باشد ایجاد خستگی کرده و باعث پایین آمدن بازدهی کار می شود و در صورتی که به مدت طولانی و بیش از حد مجاز ، فرد در معرض آنها قرار گیرد بر سلامت وی تاثیر نامطلوب می گذارد و زیانهای غیر قابل جبران ایجاد می نماید و همچنین ممکن است به علت تنشی که ایجاد می نماید موجب حادثه گردد
این عوامل باید توسط مراحل زیر شناسایی شده و رفع گردند
الف - اندازه گیری و شناخت ماهیت
ب - ارزیابی
ج - کنترل
مزایای اخذ گواهینامه سیستم مدیریت ایمنی و حفاظت صنعتی
نگرشی طرح ریزی شده و مستند در رابطه با سلامت و ایمنی ایجاد می شود
ساختار روشن و واضح مدیریت ایمنی که مشخص کننده محدوده مسئولیتها می باشد ، ایجاد می گردد
آگاهی و دانش درباره سلامت و ایمنی افزایش می یابد
محیط کاری ایمن تر و سالم تری ایجاد می شود
ریسک حوادث و بیماریهای شغلی کاهش می یابد
زمانهای تلف شده در اثر بیماری و صدمات وارده به کارکنان کاهش می یابد
هزینه های صرف شده برای پرداخت خسارت و پرداخت جریمه های احتمالی کاهش می یابد
نظرات ()

