اثر صدا بر عملکرد

اثر صدا بر عملکرد

 

دکتر نصیری ، تیمور الهیاریمقدمه

 

اثرات صدا بر عملکرد وظیفه موضوع مطالعات آزمایشگاهی و میدانی گسترده بوده است. واضح است وقتی وظیفه ای نیازمند سیگنالهای شنیداری است صدا در شدتی که مانع شنیدن هشدار یا درک آن شود عملکرد را تحت تاثیر قرار خواهد داد. یک صدای نا آشنا و شدید نیز باعث آشفتگی و تداخل بیشتر در انجام کارها خواهد شد.

 

بروز برخی حوادث می تواند شاخصی از اثرات صدا بر عملکرد باشد. زیرا در صدای بالا افراد خطاهای بیشتری انجام می دهند و احتمال بروز حوادث بیشتر است.

 

فعالیتهای روانی که مستلزم کار زیاد حافظه کار ی هستند از قبیل توجه به چند پدیده در سیستمهای پیچیده بشدت نسبت به صدا حساس بوده و عملکرد آنها آسیب می بیند.

 

در حالیکه استعداد پذیری افراد نسبت به صدا متفاوت است بطور کلی بر اساس مطالعات صدای بالا اثر قطعی بر عملکرد دارد. برای مثال Weston و آدامز(1932) بهره وری صنعتی را در  کارگرانی که در معرض صدا بودند اندازه گیری کردند بر اساس نتایج بهره وری در کارگرانی که  از گوشی حفاظتی استفاده می کردند 12% بیشتر بود. 

 

اثر صدا بر عملکرد جسمی

 

عملکرد شغلی نیز می تواند در اثر صدا آسیب ببیند .صدا اثر خود را به دو صورت مستقیم یا غیر مستقیم از طریق ناراحتی یا نارضایتی شغلی به جا می گذارد (آبل 1990)گر چه بسیاری از مطالعات اولیه نشان دادند که کارگران صنعتی میتوانند کار خود را بدون تاثیر صدا انجام دهند اما مطالعات اخیر نتایج دیگری را نشان داده است. برای مثال Bragdon(1973) نشان داد که صدا بویژه وقتی غیر منتظره و ناآشنا باشد بشدت عملکرد شغلی را آسیب می زند. علاوه بر این مواجهه با صدای بالای 90 دسی بل بر اساس گزارش این محقق  باعث افزایش میزان خطاها شده و هشداری برای وقایع و حوادث غیر منتظره خواهد بود.Broadbent همچنین ، بیان می کند که وظایف حسی نیز در اثر صدا آسیب می بیند.

 

اثر صدا بر عملکرد شغلی یکی از موضوعات بحث انگیز در میان پژوهشگران بوده است(برودبنت 1978، پولتون، کرایتر 1958) یکی از مشکلات موجود در مطالعه اثر صدا بر عملکرد شغلی، گوناگونی وظایف و صداها ست. صدا می تواند منقطع و یا پیوسته بوده ،موسیقی یا صدای سفید باشد. وظایف ممکن است به صورت دستی- مهارتی(اعمال خودکار) ، فکری باشد. مطالعات انجام گرفته تمامی شرایط موجود از نظر نوع وظیفه و نوع صدا را در بر نمی گیرند بطور کلی در هر یک دامنه محدودی از شرایط ممکن بررسی شده اند.

 

نظریات موجود در رابطه با اثرات صدا بر عملکرد

 

نظریه مرکب: این نظریه توسط گلاس و سینگر(1972) بیان شده شامل چهار عامل به قرار زیر است:

 

1-اثر پوششی(Masking)

 

2- ایجاد حواس پرتی

 

3- افزایش تحریک یا انگیختگی

 

4- انتقال

 

در زمانی که صدا برای اولین بار پخش می شود سطح انگیختگی افزایش می یابد. افزایش سطح تحریک هم باعث بهبود عملکرد شده و هم فرد را به مبارزه با اثرات تخریبی پوششی صدا و حواس پرتی ترغیب می کند. اما پس از مدتی سطح تحریک به کمتر از حد طبیعی کاهش می یابد. از این مرحله به بدن عملکرد دچار افت می شود .در این مرحله است که به موازات کاهش تحریک اثرات تخریبی پوششی و حواس پرتی صدا عملکرد را دچار نقصان می کند.

 

انتقال می تواند از محیط بی سر وصدا به محیط پر سر و صدا باشد(انتقال منفی) و یا از شرایط صدا به سکوت (انتقال مثبت) . این انتقال خواه بلافاصله و خواه چند روز پس از مواجهه رخ دهد تاثیراتی بر عملکرد دارد که میتواند بهبود یا تضعیف عملکرد  باشد.

 

نظریه برودبنت و پولتوننظریه این دو محقق در مورد اثرات صدا بر عملکرد شغلی متفاوت است .هر دو به قانون یرکز-دادسون استناد کرده اند که ارتباط استرس و عملکرد را بصورت شکل U وارونه بیان می کند.

 

پولتون معتقدا است:

 

1-      صدا موجب مختل شدن گفتگوهایی می شود که در درون فرد جریان دارد. افراد نمی توانند آنچه را که فکر می کنند بشنوند.

 

2-      صدا موجب حواس پرتی می شود.3-      صدا در مراحل اولیه مواجهه موجب افزایش مفید تحریک فیزیولوژیک شده اما این حالت با گذشت زمان کاهش می یابد.برودبنت عقیده دارد:

 

1-      اثرات مخرب صدا به دلیل تحریک بیش از حد است و نه به دلیل تداخل با گفتگوهای درونی و پوشش آن.

 

2-      در ترازهای بالا قدرت توجه و درک فرد به شکل مخروط است(به دلیل تحریک بیش از اندازه).یعنی فرد قادر به تمرکز روی همه اطلاعات نیست و تنها بر بخش مهم توجه می کند در نتیجه خطاهایی روی می دهد. افزایش تحریک می تواند سبب بهبود عملکرد یا کاهش آن شود. سطحی از تحریک که اپراتور در آن بهترین عملکرد شغلی را نشان می دهد سطح تحریک بهینه نامیده می شود .افزایش تحریک از این مقدار باعث کاهش عملکرد می شود. در مقابل اگر سطح تحریک بسیار پایین آید افراد برای حفظ هوشیاری و بیداری خود دچار مشکل می شوند و بدین ترتیب احتمالاً عملکرد شغلی در اثر نبود تحریک یا انگیختگی لازم  کاهش می یابد.

 

اثر صدا بر عملکرد روانی

 

عملکرد روانی در محیط های پر سروصدا یک مشکل همیشگی در محیط های کاری و زندگی بشمار می رود. در بین آزمونهای عملکرد وظایف محاسباتی برای برآورد پردازش روانی افراد بکار می رود. نتایج مطالعات درباره اثرات صدا بر عملکرد این وظایف همواره ثابت و یکسان نبوده در نتیجه توجه به عوامل فردی که به پردازش اطلاعات اثر می کنند مورد توجه قرار گرفته است. در بین عوامل فردی تیپ های شخصیتی و حساسیت ذهنی به صدا بیشتر مطرح شده است.

 

پردازش اطلاعات جنبه های مختلفی از عملکرد شناختی مشخص شده که تحت تاثیر صدا قرار می گیرند. آبل(1990) چندین مطالعه را که چنین اثراتی را نشان می دادند بررسی کرد. ونشان دادند که بازخوانی اطلاعات بطور قطعی تحت تاثیر صدای زمینه قرار می گیرد گر چه این اثر بطور ثابت از طرف دیگران تکرار نشده است(برودبنت 1979).سایر مطالعات بررسی شده توسط آبل نشان داد که هوشیاری و توجه نیز در اثر صدا آسیب می بیند و این اثر درمطالعات واندیک، سومان ودریس[1] (1987) هم بدست آمد. علاوه بر این حتی اگر یک فرد در سر و صدا وظیفه شناختی اش را بخوبی انجام دهد هزینه های دیگری از جمله کاهش ظرفیت روانی یا فیزیولوژیکی در واکنش به درخواست های اضافی و افزایش خستگی پس از اتمام کار وجود خواهد داشت(میلر 1979).بیشتر مطالعات بحث اثرات مختل کنندگی صدای زمینه را بر جنبه های مختلف عملکرد شناختی بررسی کرده اند. پدیده ای به نام اثر گفتگوی نامربوط(ISE) وجود دارد که در آن افرادی که وظیفه ای را انجام می دهند در معرض صدای زمینه (مکالمه) قرار می گیرند که ضرورتا به زبان فرد نیست. عملکرد افراد حتی زمانیکه خواسته شد به مکالمه گوش ندهند کاهش یافت. توجه به این نکته در ادارات بسیار حائز اهمیت است.

 

یکی از شاخص های اصلی و تعیین کننده عملکرد انسان سیستم  پردازش اطلاعات انسان است. در  تعاملات  انسان – سیستم فرد باید اطلاعات را درک کند، پردازش کند و بر اساس آن اطلاعات تصمیم گیری کند که منجر به پاسخ و اقدام عملی میشود.

 

یکی از مدلهای معروف که سیستم  پردازش اطلاعات انسان را بخوبی نشان می دهد مدل ویکنز است .(Wickens,1992)این مدل کلیه فرآیندها یا مراحل ذهنی از زمان شروع یک محرک در محیط تا زمان پاسخ فرد را شرح میدهد. در این مدل علائم محرک نخست از طریق حافظه حسی کوتاه مدت دریافت می شود. سپس معنی و مفهوم این محرکها ی فیزیکی مشخص می شود(ادراک) سپس تصمیم گیری صورت می گیرد که با استفاده از حافظه کوتاه ،بلند مدت و توجه صورت می گیرد.

 

تاثیر استرس بر وظایف پردازش اطلاعات بطور گسترده ای مورد مطالعه قرار گرفته است(Smith 1990,Loeb 1986) گلاس(1970)در بررسی اثرات صدا بر عملکرد به این نتیجه رسیدند که احتمالاً اثر صدا بر عملکرد بواسطه تاثیر آن بر قابلیتهای پردازش اطلاعات فرد و تمایل فرد به استفاده از فرایندی است که به نحوی سبب افزایش این قابلیت ها میشود بوجود می آید(17)نتیجه بیشتر مطالعات تحقیقی در این زمینه این بوده که استرس(چه محیطی و روانی)میتواند اثر قطعی بر کارایی عملکرد داشته باشد(Smith 1990).این اثرات هم بصورت شاخص های عملکردی (زمان واکنش و دقت) وهم شاخص های فیزیولوژیک(فشارخون،تغییرات ضربان قلب) گزارش شده است. بطور دقیق تر مواجهه با استرس یک اثر منفی بر فرآیندهای حافظه و توجه دارد(Fox,Bukhout,karmer 1990) این اثر استرس از مطالعات میدانی متفاوت گزارش شده است.در مطالعات آزمایشگاهی اثر استرس بر حافظه، استرس روانی توسط بار ذهنی یا روانی  و نیز صدا یا سایر عوامل اعمال می شود. صدا اغلب بعنوان یک استرس زای محیطی شناخته می شود.(Veldman,1992 , Smith,1990, Daee & Wilding,1977;Loeb,1986آشفتگی های حافظه در اثر صدا در بحث یادگیری و حافظه نشان داده شده است که بدلیل مشکلات بر توجه متمرکز شده است. علاوه بر این بازخوانی اطلاعات نیز در صدا مشکل بوده است .با این حال  پردازش اطلاعات تحت استرس القاء شده میتواند سریعتر اما با دقت کمتر انجام شود(Hockey & Hamilton 1983)) وجود صدا در طول وظایف هوشیاری یا توجه مداوم منجر به آلارمهای نادرست بیشتری شده است.Jones,Smith & Broadbent 1979))  صدا باعث بروز آشفتگی های شناختی و حافظه ضعیف در  کودکانی که در محیطهای پر سرو صدا زندگی می کنند در مقایسه با کودکان محیطهای ساکت شده است(Cohen, Evans,Krantz & Stakals 1980). صدا ارتباط آموزشی در کلاس را مختل می کند  تا آنجا که روش آموزشی استفاده شده در مدارس نزدیک فرودگاه اغلب تحت عنوان آموزش "وقفه موشک" معروف شده است. کوهن و واینشتاین(1981)چندین مطالعه را بررسی کردند که پس از کنترل عوامل اجتماعی و اقتصادی مشخص شد که عملکرد آموزشی کودکان در مدارس ساکت بهتر از مدارس کودکان پر سر و صداست. کوهن و واینشتاین  همچنین در تحقیقی نشان دادند که مهارتهایی از قبیل تمیز شنیداری و قدرت روخوانی در کودکانی که در محیط پر سروصدا زندگی می کنند حتی اگر مدرسه آنها در محیط پر سروصدا نباشد آسیب می بیند. Beentjes و همکارانش(1996) پرسشنامه ای را در مورد عادات مطالعه در بین کودکان مدارس تکمیل کردند و به این نتیجه رسیدند که بیش از 90% کودکان تکالیف خود را در حین گوش دادن به موسیقی و 50 درصد در حین تماشا کردن تلویزیون انجام می دهند. تعداد زیادی از افراد اعتقاد دارند که استفاده از رسانه زمینه بر عملکرد تکالیف تاثیر سوء دارد.

 

آرمسترانگ و سوپروی(1997)بیان کردند که تلویزیون بشدت بر  یادگیری و تمرکز تاثیر دارد زیرا اساسا تلویزیون تنها موسیقی بدون کلام نیست. اصوات صوتی در مکالمه گفته می شود که  پردازش  صوتی را که در درک مطلب و  یادگیری اطلاعات کلامی موثر است  مختل می کند. این محققان در مطالعه خود بر روی 83 دانشجو در مورد بازخوانی صوتی(اعداد و ارقام) و تجسم فضایی حافظه کاری در محیط های ساکت و هنگام روشن ودن تلویزیون بررسی کردند. در هنگام روشن بودن تلویزیون حافظه صوتی آسیب دید اما عملکرد تجسم تغییری نشان نداد. کوهن و همکاران(1980) به اثرات صدای هواپیما بر دانش آموزان نزدیک فرودگاه توجه کردند آنها نه تنها به عملکرد علمی بلکه به استراتژیهای توجهی، مداومت در حل مسئله و عملکرد شناختی در طول یک سال توجه کردند آنها به این نتیجه رسیدند  که افرادیکه با صدا مواجهه بودند مقاومت کمتری در برابر آشفتگی های شنیداری داشتند و مداومت کمتری در حل مسئله در مقایسه با دانش آموزان مدارس بی سرو صدا داشتند.

 

Turnball (1997) عادات مطالعه دانشجویان و حساسیت آنها به صدا را ارزیابی کردند. کلیه افراد یک آزمون درک مطلب تحت شرایط سکوت و پر سروصدا را انجام دادند و بر خلاف انتظار آنها دانشجویانی که یک وضعیتی را ترجیح داده بودند عملکرد بهتری در آن وضعیت نداشتند. در حقیقت کلیه شرکت کنندگان در شرایط مواجهه با صدا کمی بهتر بودند . دو متغیر مهم در اینجا وجود دارد:

 

سابقه مطالعه با صداDaousis  و  Mckolive(1986)نشان دادند که عادت  به مطالعه مهم است. در افرادیکه همواره با موسیقی مطالعه می کنند یا در شرایط سکوت ، الگوی عملکرد متفاوتی وجود دارد.

 

شخصیت: درونگرایی و برونگرایی در حساسیت فرد به صدا موثر است. چندین مطالعه نشان داده که افراد برون گرا مطالعه در محیط پر سرو صدا یا موسیقی  را ترجیح می دهند در حالیکه افراد درونگرا بر عکس محیط بی سرو صدا را ترجیح می دهند. سرو صدا سطح تحریک ضعیف برونگرایان را افزایش می دهد تا به سطح مطلوب برسد رد حالیکه برای درونگرایانی که بشدت تحریک می شوند افت عملکرد روی می دهد.

 

در تاثیر صدا بر عملکرد شدت و نوع صدا خیلی مهم است بیشتر مطالعات آزمایشگاهی از صدای سفید پیوسته استفاده کرده اند .در مطالعات میدانی صدای محیطی(که خیلی متغیر است) بیشتر بررسی شده است. اسمیت شواهدی می آورد در تاثیر صدای معنی دار در مقایسه با صدای سفید بر  پردازش شناختی بویژه وظیفه مستلزم  پردازش معنایی یا استدلال است.

 

در مورد تفاوتهای فردی از نظر حساسیت یا اثرپذیری اعمال شناختی از استرس بویژه صدا کار چندانی صورت نگرفته است(Smith ,1990, Loeb 1980).

 

جدا از برخی مطالعات در ارتباط با عوامل شخصیتی در اثر ات صدا ما اطلاعات کمی درباره تفاوتهای فردی در استعدادپذیری به این اثرات داریم با این وجود این مسئله مهم است.ellermeier و zimmer(1997) در مطالعه ای یادآوری 72 نفر  از مجموعه ای از اعداد 9 رقمی که بطور بصری ارائه می شدند را بررسی کردند. در طول نمایش اعداد افراد یا با مکالمه بلند به زبان خارجی ، صدای صورتی یا سکوت مواجه بودند. سپس آزمایش یک ماه بعد تکرار شد. در بین معیارهای شناختی،افراد باید میزان تاثیر هر یک از شرایط بر عملکرد آنها قبل و بعد از پایان مطالعه داشته باشند. آنها همچنین پرسشنامه ای در مورد حساسیت فردی به صدا تکمیل کردند . با اینکه عملکرد در شرایط مواجه با صدای آرام و صورتی تفاوتی نداشت اما میزان خطاها بالا بود. علاوه بر این در حالیکه در همه گروهها عملکرد با تمرین بهبود یافت اما عملکرد در مواجهه با مکالمه در مقایسه با دو گروه دیگر بیشتر مختل شد. در نهایت افراد حساس خطاهای بیشتری داشتند و زنان قضاوت دقیق تری درباره حساسیت خود به صدا داشتند و بیشتر تحت تاثیر قرار گرفتند.

Jones(1994)فرضیه " تغییر وضعیت " را به تشریح این پدیده مطرح کرد. این فرضیه بیان می کند که جزء اصلی( ISE) تغییر وضعیت از مطلب شنیداری نامربوط است .  کوهن این نظریه را مطرح کرد که صدا یک بار یا فشاری بر توانائیهای شناختی فرد تحمیل می کند . Dornic(1986) بیان کرد که استرس(صدا)باعث افزایش تفاوتهای فردی پنهانی در کارایی پردازش اطلاعات می شود. بهر حال تفاوتهای نگرشی(نگرش مثبت یا منفی نسبت به عامل استرس) یا تفاوت در برخی ابعاد شخصیتی می تواند بعنوان یک فاکتور مهم در حساسیت به صدا مطرح باشد.

 بنظر می رسد درونگرایی و برونگرایی در حساسیت به صدا بعنوان یک عامل اسنرس زا در عملکرد نقش داشته باشد.Eysenck  (1974) با اندازه گیری تحریک یا انگیختگی که توسط پرسشنامه اندازه گیری شده بود نشان داد که بازیابی از حافظه در افراد برونگرا تسهیل اما در افراد درونگرا آسیب می بیند. تفسیر نتایج این تحقیق این بود که سطح تحریک متفاوت است و افراد درونگرا سطح تحریک بالاتری دارند. اسمیت(1990)بیان میکند که صدا با کراحل ورود و خروج پردازش اطلاعات تداخل می کند و اثر کمی بر حافظه کاری دارد.

در مطالعه دیگر N-Brand  وهمکاران در سال 1994 به نقش تاثیر صدا بر پردازش اطلاعات در دو گروه افراد انعطاف پذیر و انعطاف ناپذیر پرداخته است(6)در این مطالعه 52 نفر زن و مرد بطور تصادفی در دو گروه 27 و 25 نفری برای شرایط صدا و سکوت انتخاب شدند. پس از تعیین انعطاف پذیری و ناپذیری آنها به چهار گروه بشرح زیر تفکیک شدند: 1-      گروه انعطاف پذیر 2-     گروه انعطاف ناپذیر

3-     گروه کنترل انعطاف ناپذیر

 

4-     گروه کنترل انعطاف پذیرسه وظیفه پردازش اطلاعات به افراد واگذار شد. اثر کلی صدا در مقایسه با شرایط سکوت قابل ملاحظه نبود اما با در نظر گرفتن فاکتور انعطاف پذیری، افراد انعطاف ناپذیر در شرایط سر و صدا سریعتر ولی با دقت کم کار می کردند. اما  افراد انعطاف پذیر در شرایط سکوت سریعتر و با دقت  بیشتر کار می کردند .نتیجه گیری کلی از این مطالعه این بود که صدا بر عملکرد پردازش اطلاعات برخی افراد تاثیر سوء قطعی اما بر برخی دیگر ممکن است مفید باشد.

 برودبنت 1979و جونز 1983 بیان داشتند که عملکرد در وظایف پردازش انی از قبیل STroop اغلب تحت تاثیر صدا قرار می گیرد. اما نوع تاثیر بوسیله متغیرهای دیگر تعیین می شود. Johana Bengtsson در مطالعه ای تاثیر صدای با فرکانس پایین(Hz 200-20) بر عملکرد و راحتی افراد را بررسی کردند . این صداها در محیط های کار از سیستمهای تهویه ،گرمایش و کامپیوترها و کمپرسورها حاصل می شوند. نتایج نشان داد که صدای با فرکانس پایین عملکرد را در وظایفی که نیازمند پردازش شناختی بیشتری هستند آسیب می زند. افراد حساس به این نوع صدا یا صدا عمومی عملکرد پایین و ناراحتی بیشتری را نشان دادند. مواجهه با صدای با فرکانس پایین باعث بالا رفتن سطح کورتیزول در افراد حساس شد. اثرات تحت تاثیر بارکاری و حساسیت فرد بود. افت مشاهده شده در عملکرد به تاثیر بر یادگیری و کاهش توجه نسبت داده شد.

 در کل از مطالعات آزمایشگاهی جامع در زمینه اثرات صدا بر عملکرد روانی میتوان نتایج زیر را استخراج کرد:

 ·         وظایف یکنواخت، ساده و روزمره از قبیل وظایف هوشیاری و زمان واکنش انتخابی در اثر صدای زیر 95 dB مختل می شود.·         در مورد وظایف پیچیده که مبتنی بر پردازش مطلب در حافظه کاری است اثرات صدا از ترازهای 70 تا 80 دسی بل قابل اثبات است. این اثرات شامل باریک شدن تمرکز توجهی است  که معمولا بصورت تمایل فرد به استراتژیهای خیلی ساده و ابتدائی دیده می شود.·         در بروز اثرات مختل کنندگی صدای زمینه نوع صدا مهمتر از تراز آن است. بطور کلی صدای با باند وسیع و پیوسته با تراز متوسط هیچ اثر منفی بر عملکرد ندارد و حتی ممکن است اثر مثبت بر عملکرد  و رفاه داشته باشد چون آن تا حدی صداهای مزاحم ،مکالمات همکاران و زنگ تلفن را از بین می برد.(Loewen and suedfeld 1992)از طرف دیگر صدای متغیر از قبیل گفتگو، موسیقی یا صدای تایپ باعث افت عملکرد حتی در ترازهای پایین می شود(Smith).   حافظه کوتاه مدت کلامی که بعنوان زیر مجموعه ای از حافظه کاری که برای ذخیره اطلاعات گفتاری می باشد اثبات شده که بیشتر تحت تاثیر اثرا سوء صدا قرار می گیرد. مطالعات بسیاری اثرات مختل کننده و شدید صدای منقطع را بر وظایفی که متکی براین سیستم قرار می گیرد. مطالعات بسیاری اثرات مختل کننده و شدید صدای منقطع را  بر وظایفی که متکی بر این سیستم هستند تائید می کند.(Klatte,hellbruck 1993,Klatte,Kilcher,hellbruck 1995 , jones 1995(                                                                            

 

/ 1 نظر / 512 بازدید
reza

با سلام من مدتی طولانیست که به صدای پای کودک همسایه بالای مان به شدت حساس شدم انها تا ساعت 5صبح هم سروصدا دارند و در کل سروصدای زیاد انها بر من اختلالات روانی ایجاد کرده که بسیار پریشان شده ام لطفا برای مشاوره در این ضمینه من را راهنمایی کنید چه راه حلی برایم پیشنهاد میکنید